سیاست روز ما
این وبلاگ حاوی تحقیقات دوران دانشجویی به همراه نقد هایی از جامعه و سیاست های روز می باشد
امریکا شناسی (سیاست و حکومت در ایالات متحده امریکا)قسمت سوم
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 18:27
انتخابات "رياستجمهوری" در آمريکا چگونه است؟
روند انتخابات سراسری آمريکا که هر چهار سال يک بار، علاوه بر انتخاب اعضای نمايندگان و مجلس سنا يعنی کنگره آمريکا و انتخابات ايالتی و محلی ويژهی گزينش رئيسجمهوری نيز هست، يکی از دموکراتترين انواع نظامهای آزاد انتخاباتی جهان است.
در مرحله نخست، مردم به نامزد مورد علاقهی خود برای احراز مقام رياستجمهوری راًی می دهند. برگزاری انتخابات سراسری آمريکا، هميشه در سال زوج انجام می شود؛ هر دو سال يکبار ويژهی کنگره و هر چهار سال يکبار، علاوه بر انتخابات مربوط به کنگره، ويژهی انتخابات رياستجمهوری نيز هست.
پس از برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات سراسری، مرحله دوم رایگيری برای انتخاب رئيسجمهوری انجام میشود. مرحله دوم را اصطلاحا «الکترال کالج» مینامند. اين دو مرحله هر چند مکمل يکديگر است، اما بنا بر سابقه تاريخی تا به حال، چهار بار خلاف يکديگر عمل کرده است؛ يعنی فردی که در انتخابات مرحله نخست، بيشترين آرای مردم را بدست آورده است، در مرحله دوم يا همان "رای الکترال"، دارای اکثريت آرای "کالج الکترال" نبوده و در نتيجه نتوانسته است به "رياستجمهوری آمريکا" برسد.
برای شناسايی مرحله دوم انتخابات يا «کالج الکترال» بايد به سابقهی آن برگشت، سابقهای که نشان از کوشش بنيانگذاران کشور آمريکا در پيشبينی مشکلات پيشروی و در نتيجه حل آن میدهد.
سابقهی تاريخی نحوه انتخابات سراسری در آمريکا
بايد توجه داشت که حدود دويست و هفده سال پيش، يعنی در زمان دور هم نشستن و بحث و مجادله کردنهای بنيانگذاران آمريکا در آن دوره، تنها سيزده ايالت وجود داشت. اين ايالتها در مسئله تدوين قانونی، بهنام "قانون اساسی" برای کشور نو پای آمريکا به توافق رسيده بودند، اما با اين پرسش مشکل روبرو بودند که چگونه ميتوان رئيسجمهوری را برای کشوری انتخاب کرد که متشکل از سيزده ايالت کوچک و بزرگ است؛ ايالتهائی که با عشق و باور تمام، از آزادی خود پاسداری میکردند و به هر گونه قدرت يا يک حکومت مرکزی مشکوک بودند.
سرزمينی که تنها چهار ميليون نفر را در خود جای داده بود. چهار ميليونی که در فاصله هزارها کيلومتر در شرق و غرب و شمال و جنوب آن و در راستای ساحل اقيانوس اطلس پراکنده بودند. در روزگاری که نه خبری از ارتباطات به گونه امروزی بود و نه حتی به آسانی ميتوانستند سفر کنند.
علاوه بر اين مشکلات، باور بنيانگذاران آمريکا بر اين بود که جو روز، تحتتاًثير متفکرين سياسی بريتانيا يا احزاب سياسی ناصالحی قرار دارد و بالاًخره اينکه، «چگونه ميتوان رئيسجمهوری را انتخاب کرد که بدون بهمخوردن توازن، بهدقت تعيينشده، و همچنين بين وظائف و مسئوليتهای رياستجمهوری و کنگره از يک سو و رابطه ايالتها با دولت فدرال از سوی ديگر عمل کرد؟»
و اينجا بود که "کنوانسيون قانون اساسی آمريکا" که سر انجام آن را با امضای 55 نماينده بهتصويب رساند، اعمال روشهای گوناگونی را برای انتخاب رئيسجمهوری مورد مطالعه قرار داد.
55 عضو کنوانسيون تدوين قانون اساسی آمريکا در فکر يافتن نحوه انتخاب رئيسجمهوری بودند. يکی از نظرها اين بود که کنگره رئيسجمهوری را بر گزيند. اما گروهی بر اين گمان بودند که انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره، ميتواند تفرقهانگيز باشد و بسياری را در کنگره با احساسات متضادی باقی گزارد، بهمين دليل، اين نظريه رد شد.
عده ای ديگر می گفتند، انتخابی اين چنين، يعنی تنها با نظر کنگره، میتواند دعوتی ناشايست برای يک بده بستان سياسی و حتی شايد دخالت دولتهای خارجی شود. گروه ديگری نيز، در رابطه با انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره احساس میکردند انجام چنين توافقی تنها بوسيله اعضای کنگره، میتواند توازن قدرت را بين پيکره قانونگذاری و شاخه اجرائی بر هم زند.
نظريه دوم اين بود که قانونگذاران ايالتی، رئيسجمهوری آمريکا را انتخاب کنند. اما اين نظر نيز بلافاصله رد شد. نگرانی از اين بود که رئيسجمهوری مرهون اين قانونگذاران شود و احتمالاً به آنان اجازه دهد قدرت "دولت فدرال" را دچار فرسايش کنند و بدين ترتيب نظريه ی کلی وجود يک دولت فدرال تضعيف شود.
سومين نظريه اين بود که رئيس جمهوری مستقيماً با راًی مردم برگزيده شود. با انجام انتخابات مستقيم هم، مخالفت شد، اما نه به اين دليل که تدوينکنندگان قانون اساسی به ذکاوت مردم در انتخابشان اطمينان نداشتند، بلکه بيشتر به اينجهت که آنان نگران بودند مردم بدون داشتن اطلاعات کافی در باره آن نامزدهای مقيم ايالتهای ديگر، بطور طبيعی به نامزد منطقهای و يا ايالتی خود راًی بدهند، بدترين وضع، هنگامی ميتوانست اتفاق افتد که هيچ فردی در انتخابات راًی اکثريت مردم را برای ادارهکردن کشور بدست نيآورده باشد. شايد بهترين انتخاب اين بود که رئيسجمهوری هميشه بتواند با بيشترين تعداد آراء بزرگترين و پر جمعيتترين ايالتها و با توجه اندکی به ايالتهای کوچکتر انتخاب شود.
سر انجام در کنوانسيون قانون اساسی آمريکا، کميتهای که اصطلاحاً "کميته يازده" ناميده می شد، انتخاب رئيسجمهوری آمريکا را با روش انتخابات غير مستقيم از طريق "کالج الکتورها" يا در حقيقت "شورای گزينشگران" پيشنهاد کرد. عملکرد کالج الکترال برای گزينش رئيسجمهوری آمريکا در حقيقت شبيه "کالج کاردينالها" در کليسای کاتوليک رم قديم بود که "پاپ" را انتخاب میکردند.
نظريه اوليه "کميته يازده" بر اين بود که آگاهترين و مطلعترين افراد از هر يک از ايالتها، بتوانند رئيسجمهوری را منحصراً بر پايه شايستگی و بدون توجه به ايالت زادگاه وی، يا اصل و تفکر سياسی اش بر گزينند.
هر چند که میتوان رد پای الکترال کالج آمريکا را در نظام جمهوری روم قديم يافت، اما تفاوت هائی بين اين دو روش انتخاب ديده می شود. در نظام روم قديم، شهروندان مرد با توجه به ثروت خود به گروههای صد نفری تقسيم میشدند که اصطلاحاً "سنچروريز" يا همان "صد" نام داشتند. هر گروه صد نفره دارای يک رای بود. اين راًی میتوانست در جهت تاًييد يا مخالفت با پيشنهادی باشد که در سنای روم ارائه شده بود.
در نظام "الکترال کالج" در انتخابات رئيس جمهوری آمريکا، ايالتها در نقش همان گروههای صد نفری هستند، با اين تفاوت که اينجا ديگر ثروتمندبودن، نقشی را در عضويت گروه بازی نمیکند. در نظام دو مرحلهای انتخابات رياستجمهوری آمريکا، تعداد رایهای هر ايالت، با توجه به تعداد هيئت اعضای همان ايالت در کنگره تعيين شده است.
بايد اضافه کرد که هر دو نظام انتخاباتی، روم قديم و رياست جمهوری آمريکا، در نحوه تنظيم خود از مزيتها و نقاط ضعف مشترکی برخوردار هستند. تشابه بين کالج الکترال در روند انتخاباتی آمريکا و بنيادهای کلاسيک روم قديم تصادفی نيست، زيرا در آن زمان بسياری از بنيانگذاران آمريکا از تاريخ باستان و دادهها و آموزههای آن آگاهی کافی داشتهاند.
اجرای طرح "الکترال کالج" چگونه است؟
نحوه برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات رياستجمهوری آمريکا، از قانون انتخابات تبعيت میکند که "کميسيون فدرال انتخابات" بر آن نظارت دارد. اما قانونگذاران هر ايالت میتوانند، قوانين و مقررات داخلی خود را تصويب کرده و بهمرحله اجرا در آورند. بهترين شاهد آن، شروع رایگيری برای انتخابات رياستجمهوری، "پيش از موعد مقرر" و دادن راًی در يازده ايالت است که امسال پانزده روز قبل از شروع روز رسمی انتخابات سراسری آمريکا آغاز شد.
طرح "رای پيش از موعد مقرر"، نخستين بار از سوی ايالت "فلوريدا" ارائه شد. ايالتی که در انتخابات قبلی رياستجمهوری آمريکا دچار مشکلات فراوانی شد و تکليف آرای الکترال آن ايالت، پس از گذراندن مراحل مختلف در دادگاههای ايالتی و سپس ديوان عالی آمريکا تعيين شد.
طرح کميته 11 کنوانسيون قانون اساسی اين گونه بود که اعضای شورای گزينشگران يا الکترال کالج هر ايالتی برابر خواهد بود با تعداد سناتورهای آن ايالت، بهعلاوهی تعداد اعضای مجلس نمايندگان همان ايالت. روش انتخابات گزينشگران شورای هر ايالت در اختيار قانونگذاران همان ايالت قرار گرفت و به اين طريق نگرانی ايالتها را از وجود يک دولت فدرال برطرف کرد.
اعضای کنگره آمريکا و کارمندان دولت فدرال از عضويت در کالج الکترال برای دادن رای ممنوع بودند، تا موازنه ميان پيکره قانونگذاری و شاخهی اجرايی دولت فدرال حفظ شود. سپس رایهای اعضای کالج الکترال هر ايالت، بايد مهر و موم شده و در اختيار رئيس مجلس سنا قرار گيرد، آنگاه رئيس مجلس سنا رایهای سربسته کالجهای الکترال ايالتها را در برابر نمايندگان کنگره گشوده و نتايج آن را اعلام خواهد کرد. فردی که بيش از همه دارای آرای کالج الکترال است، رئيسجمهوری منتخب خواهد شد.
اگر هيچ کس نتوانست به اکثريت مطلق در کالج الکترال دست يابد يا اگر دو نفر رای مساوی داشته باشند، در آن صورت مجلس نمايندگان در مقام مجلسی که به مردم نزديکتر است می تواند رئيس جمهوری را از ميان پنج رقيبی که در راس ديگران قرار دارند، انتخاب کنند.
اصل کلی حاکم بر نهاد کالج انتخاباتی آمريکا اين است که هر ايالت به يک نامزد رای می دهد و هر نامزدی که بتواند بيش از نيمی از آرای هر ايالت را کسب کند، آرای همه ايالت را خواهد برد، بنابراين اگر نامزدی بيش از نيمی از آرای ايالتهای بزرگی مانند نيويورک، تگزاس، کاليفرنيا يا فلوريدا را به دست آورد، همه آرای آنها را در کالج انتخاباتی برده است، و چون شمار نمايندگان هر ايالت در کالج انتخاباتی معادل شمار نمايندگان آن ايالت در دو مجلس کنگره است، طبعا ايالتهای پرجمعيت نمايندگان بيشتری در خارج خواهند داشت.
طبيعی است که نامزدهای رياست جمهوری توجه خود را بيشتر به ايالتهای بزرگ و پر جمعيت معطوف دارند، و نه به ايالتی مانند آلاسکا که سه نماينده در کالج انتخاباتی دارد. قبل از سال 1845، کنگره از ايالتها خواسته بود انتخاب اعضای کالج الکترال يا شورای گزينشگران خود را در فاصله ای 34 روزه و پيش از نخستين چهارشنبه ماه دسامبر برگزار کنند. نخستين چهارشنبه ماه دسامبر در سال۔ برگزاری انتخابات رياست جمهوری، ويژه گردهمايی اعضای الکترال کالج در ايالتهای خود بود.
نگاه منتقدانه به سيستم انتخاباتی آمريکا
بنيانگذاران کشور آمريکا که در اواخر قرن هجدهم قانون اساسی اين کشور را تدوين کردند، از اين هراس داشتند که ايالتهای پرجمعيت، که مثل هر ايالت ديگری به طور طبيعی منافع خودشان را به ايالتهای ديگر ترجيح میدهند، به خاطر اينکه اکثريت با آنهاست، به سادگی نامزد خودشان را بر ايالتهای کوچکتر يا ايالتهای کمجمعيتتر تحميل کنند. اگر رأی مستقيم هر شهروند را بدون توجه به اينکه از کدام ايالت میآيد به تساوی می گرفتند، رييسجمهور هميشه برگزيدهی يکی از ايالت های پرجمعيت میشد.
بنابراين، تدوينکنندگان قانون اساسی، برآن شدند که ميان ايالتها توازنی را برقرار کنند؛ شهروندان عادی همانهنگام که نام نامزدهای خود را به صندوق میريزند، همزمان، تعداد معينی "الکتور" يا گزينشگر را هم در ايالت خودشان برمیگزينند. هر ايالت تعداد معينی "الکتور" دارد. برای مثال ايالت "وايومينگ" که فقط نيم ميليون جمعيت دارد، دارای 3 عدد الکتور است و ايالت "کاليفرنيا" با بيش از 33 ميليون نفر جمعيت دارای 55 الکتور است. طبق اين فرمول، در ايالت "وايومينگ" برای هر 165000نفر يک الکتور وجود دارد، در حاليکه در "کاليفرنيا" هر 600000 نفر يک الکتور دارند. يا به عبارت ديگر، يک عدد رأی در وايومينگ به تقريب معادل چهار عدد رأی در کاليفرنياست!
همهء ايالتها روی هم 538 "الکتور" (گزينشگر) دارند. به دنبال رأیگيری درهر ايالت، الکتورها هستند که رييسجمهور را انتخاب میکنند. نامزدی که رأی اکثريت الکتورها را بگيرد، يعنی دست کم 270 الکتور، بهعنوان "رئيسجمهوری" انتخاب خواهد شد.
نکتهی ديگر در مورد نظام عجيب انتخابات در آمريکا، اينست که در هر ايالت، جداگانه، نامزدی که رأی اکثريت را بگيرد، همهی سهميهی الکتورهای آن ايالت، يکجا نصيباش خواهد شد و نامزدی که رأی کمتر آورده، ولو آنکه ميليونها نفر به او رأی داده باشند، در آن ايالت از دور خارج است.
امسال در انتخابات رياستجمهوری آمريکا، که دو نامزد اصلی شانه به شانه با يکديگر رقابت میکنند، اين احتمال داده میشود؛ که مثل چهار سال پيش، يکی از آن دو با تفاوت ناچيزی اکثريت عددی آراء را بدست آورد، اما به رياستجمهوری انتخاب نشود! چهار سال پيش، نامزد رقيب جورج بوش - ال گور- در سراسر کشور بر روی هم حدود نيم ميليون بيشتر رأی آورد، اما بازنده شد. دليل اين امر، نظام ويژه و غيرمتعارفِ انتخاباتی در آمريکاست که به آن «الکترال کالج» میگويند.
اکثر کسانی که نظام دموکراسی و انتخابات آزاد را میشناسند، در تعريف اين نظام، يک اصل را بديهی می گيرند: اينکه هر شهروند بالغ حق دارد يک رأی به صندوق بريزد و رأی او در شمارش نهايی به عنوان يک رأی، يا يک واحد، به حساب میآيد. نتيجهء انتخاباتِ سراسری در يک کشور، محاسبهء سادهء مجموع اين واحدهاست و نامزدی که اکثريت آراء سراسر کشور را بگيرد، "رئيسجمهور" می شود. اما اين اصلِ به ظاهر بديهی، درست همان چيزی است که در انتخابات رياست جمهوری ايالاتِ متحدهء آمريکا رسميت ندارد! سيستمِ انتخاباتی رياستجمهوری در آمريکا، نظام ويژه ای است که به آن "الکترال کالج" میگويند و طبق فرمولِ غيرمتعارفی عمل میکند. فرمولی که باعث میشود رأی يک شهروند از يک ايالت، با رأی شهروند ديگری از ايالت ديگر مساوی نباشد و حتی در مواردِ نادری نيز، رييسجمهور گزيده شده هم، منتخب اکثريتِ رأی دهندگان يک کشور نباشد! چطور چنين چيزی ممکن است؟
هرچهارسال يک بار که انتخابات رياست جمهوری در آمريکا برگزارمیشود، صدای اعتراض مخالفان نظام «الکتورال کالج» بالا میگيرد. روزنامهء نيويورک تايمز در سرمقالهی چند هفته پيش (29 آگوست) نوشت، اين نظام بايد برچيده شود و رأی مستقيم مردمی جای آنرا بگيرد.
در اين نظام، ايالتهايی که هميشه به طور سنتی يک حزب، اکثريت آرا را دارد، پيشاپيش همهی الکتورها را در کيسه دارند و اقليت هميشه میداند رأی او معادل صفر است! به اين نحو حدود سی ايالت از قبل، تکليفشان معلوم است و میماند چند ايالت کوچکتر يا کمجمعيتتر که برای تمام کشور تصميم میگيرند. اين چه جور دموکراسی است؟!
اما روزنامهء وال ستريت جورنال در پاسخ و در دفاع از همين نظام مینويسد (8 سپتامبر)، ما نمیخواهيم يازده ايالت پرجمعيت که هميشه هم از قبل معلوم است اکثريت در آنها به کدام حزب رأی میدهند، برای ساير آمريکايیها تصميم بگيرند. همين نظام بهترين است و نبايد به قانون اساسی دست زد.
انتخابات و فرایند انتخاباتی
(مقالۀ زیر برگرفته از چگونگی حکومت در ایالات متحده، از نشریه های وزارت خارجۀ آمریکا است.)
انتخابات فدرال در ماه نوامبر سال های زوج برگزار می شود. همان طور که حوزۀ انتخاباتی رییس جمهوری، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان با یکدیگر تداخل دارند، دورۀ تصدی مقام آنها نیز با یکدیگر مصادف است.
- کلیۀ اعضای مجلس نمایندگان هر دو سال یک بار از سوی رأی دهندگان حوزۀ انتخابیه، انتخاب می شوند.
- دورۀ خدمت سناتور ها شش سال است ودرهر سال زوج، یک سوم از آنها طی برگزاری انتخابات، برگزیده می شوند. مراسم انتخابات سناتور ها در کل ایالت برگزار می شود و آنها منتخب تمامی شهروندان ایالت هستند.
- رییس جمهوری و معاون رییس جمهوری هر چهار سال یک بار، و طی انتخاباتی در سطح کشور، انتخاب می شوند.
فرایند انتخابات، با اعلام کاندیداتوری نامزد ها، از مدتی پیش از برگزاری انتخابات آغاز می گردد. در فرایند انتخابات کنگره، در صورتی که بیش از یک نفر از حزبی واحد خود را کاندیدای انتخابات نماید، قبل از انتخابات اصلی، انتخابات مقدماتی برگزار می شود تا معین شود کدام کاندیدا در انتخابات عمومی حضور خواهد داشت.
فرایند انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری با انتخابات کنگره تفاوت دارد. با آغاز در ماه ژانویه و ادامۀ آن تا اواخر ماه ژوئن، در ایالات انتخابات مقدماتی یا جلسۀ سران حزب برگزار می شود. نتیجۀ این رأی گیری ها مشخص می کند که چند نماینده در کنوانسیون ملی حزب برای معرفی کاندیدای خود، که معمولا ً در ماه ژوییه یا اوت برگزار می شود، از هر یک از کاندیدا ها حمایت می کنند. در این کنوانسیون های سیاسی، کاندیدای هر حزب عملا ً مشخص می گردد.
در انتخابات عمومی ماه نوامبر، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان بر اساس کسب اکثریت آرا تعیین می شوند – کاندیدایی که اکثر آرا را به خود اختصاص دهد، برنده می شود، حتی اگر در اکثریت قرار نداشته باشد. در انتخابات ریاست جمهوری، هر ایالت دارای تعدادی رأی متعلق به هیئت انتخابیه است و این تعداد برحسب مجموع اعضای مجلس نمایندگان و سناتور های آن ایالت تعیین می شود. منطقۀ کلمبیا، هر چند یک ایالت محسوب نمی شود، ولی از تعداد سه رأی هیئت انتخابیه برخوردار است.
هر کاندیدای ریاست جمهوری که برندۀ آرای مردمی ایالتی گردد، طبق قاعدۀ همۀ آرا از آن برنده است، برندۀ آرای هیئت انتخابیۀ آن ایالت نیز می شود. بعد از تصدیق انتخابات در هر ایالت، آرای هیئت انتخابیۀ ایالت ها محاسبه می شود. در صورتی که کاندیدایی از اکثریت آرای هیئت انتخابیه برخوردار گردد ( حداقل 270 رأی از مجموع 538 رأی)، برندۀ انتخابات اعلام می گردد. چنانچه هیچ یک از کاندیدا ها موفق به کسب اکثریت آرای هیئت انتخابیه نگردید، مجلس نمایندگان آمریکا، به طوری که هیئت نمایندگان هر ایالت از یک رأی برخوردار باشد، برنده را انتخاب می کند. از آن جا که رییس جمهوری را مردم مستقیما ً انتخاب نمی کنند، احتمال دارد کاندیدایی علی رغم کسب اکثریت آرای مردمی در انتخابات بازنده شود.
روال انتخابات در آمریکا
اصلاح نظام انتخاباتی به اجرای قانون رأی گیری در آمریکا کمک خواهد کرد
(مقدمۀ زیر برگرفته از” انتخابات آمریکا به طورخلاصه” از انتشارات وزارت امور خارجه است.)
هزاران تن از مقامات رسمی، مسئولیت سازمان دادن و به اجرا درآوردن انتخابات آمریکا را به عهده دارند، که شامل جدول بندی و تأیید نتایج هم می شود. این مقامات باید به یک سلسله کار های مهم وپیچیده بپردازند – تعیین تاریخ دقیق انتخابات، تأیید صلاحیت کاندیدا ها، ثبت نام رأی دهندگان واجد شرایط و آماده کردن صورت اسامی آنان، انتخاب دستگاه ها و تجهیزات رأی گیری، طراحی برگه های رأی گیری، گردآوردن یک نیروی کار برای مدتی موقت به منظور ادارۀ روند کار در روز انتخابات؛ و بعد جدول بندی آرا و تأیید نتایج.
اکثریت انتخابات در آمریکا چندان به هم نزدیک نیست، اما گاهی رقابت ها به نتایج بسیار نزدیکی می انجامند یا نتایج آنها مورد اعتراض اقع می شود. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 – برای تعیین برندۀ انتخابات ریاست جمهوری با نزدیکترین نتایج به دست آمده در تاریخ آمریکا – موجب شد تا آمریکاییان با بسیاری از مسائل مربوط به ادارۀ انتخابات برای اولین بار آشنا شوند.
رأی دادن در ایالات متحده طی یک فرایند دو مرحله ای انجام می شود. در این جا یک فهرست کلی از رأی دهندگان واجد شرایط موجود نیست، بنابراین، شهروندان قبل از ثبت نام برای شرکت در انتخابات، از لحاظ صلاحیت باید مورد تأیید قرار بگیرند. شهروندان در محل اقامت خود برای رأی دادن ثبت نام می کنند؛ در صورتی که به محل جدیدی نقل مکان کنند، باید مجددا ً در محل اقامت جدید خود ثبت نام نمایند. ترتیب ثبت نام از رأی دهندگان برای جلوگیری از تقلب در انتخابات برقرار شده است، اما نحوۀ آن از ایالت به ایالت متفاوت است. در گذشته، ثبت نام گزینشی از رأی دهندگان موجب کنار ماندن بعضی از شهروندان– مخصوصا ً آفریقایی آمریکاییان ساکن در جنوب کشور – از شرکت در انتخابات می شد. اخیرا ً کوشش شده است تا در این فرایند تسهیلاتی ایجاد شود. برای مثال، طبق مصوبۀ ملی ثبت نام رأی دهندگان متعلق به سال 1993، شرکت کنندگان می توانند همزمان با تمدید گواهینامۀ رانندگی خود، برای رأی دادن در انتخابات نیز ثبت نام کنند.
یکی از مهمترین وظایف مسئولان انتخابات حصول اطمینان از حضور افراد واجد شرایط در فهرست اسامی و عدم حضور غیر واجدین شرایط در این فهرست هاست. عموما ً مسئولان انتخابات محلی در این مورد اشتباه می کنند و نام کسانی که واجد شرایط رأی دادن نیستند، در فهرست اسامی باقی می ماند. وقتی شهروندانی که نام آن ها در فهرست اسامی ذکر نشده به پای صندوق های رأی گیری می روند، به آنها یک برگۀ رأی گیری موقت داده می شود. و قبل از این که رأی آن ها در شمارش آراء منظور گردد، به وضعیت آن ها از لحاظ احراز شرایط رسیدگی می شود.
اداره و سرپرستی انتخابات
همان طورکه تا کنون مشاهده شده، در یالات متحده، انتخابات، حتی برای مناصب فدرال،به صورت محلی اداره می شود. و اداره کنندگان انتخابات – که معمولا ً مسئولان شهرداری یا شهرداری های منطقه ای یا متصدیان آن هستند – وظایف دشواری به عهده دارند. آنها نه تنها در تمام طول سال مسئول ثبت نام از رأی دهندگان و تعیین افراد واجد شرایط رأی دادن هستند، بلکه برای هر انتخابات باید به طراحی برگه های رأی بپردازند و اطمینان حاصل کنند که نام کاندیدا های صلاحیت دار در فهرست آمده و همه چیز درست نوشته شده است. آنها برگۀ رأی گیری را تا جایی که امکان دارد باید ساده و روشن طراحی کنند.
در حال حاضر هیچ ضوابطی در سطح ملی برای این برگه ها وجود ندارد. طبق مصوبۀ حق رأی دادن، مسئولان انتخابات باید برگه های رأی گیری را به چند زبان تهیه کنند (در صورتی که زبان اول مردم انگلیسی نباشد). در بعضی محدوده های قضایی، فهرست نام کاندیدا ها و احزاب باید به طور نامنظم روی ورقه آورده شود. و نهایتا ً ، مسئولان محلی انتخابات، باید دستگاه های رأی گیری را هم انتخاب کنند و توجه داشته باشند که برگه های رأی با دستگاهی که انتخاب می کنند بخواند.
در فاصله بین دو انتخابات، نگهداری و انبار کردن این دستگاه ها با مسئولان محلی است. و یکی از مشکل ترین وظایف آن ها استخدام موقت کادر وسیعی از کارکنان برای یک دوره کار فشرده (معمولا ً 10 تا 15 ساعت) در روز انتخابات است.
ماهیت رأی گیری
به این ترتیب، تلاش های زیادی برای آماده کردن مقدمات یک انتخابات عادلانه، قانونی و حرفه ای باید صورت بگیرد. از آن جا که وسایل و برگه های رأی گیری معمولا ًتوسط مسؤلان محلی تهیه و خریداری می شود، نوع و وضعیت وسایل مورد استفادۀ رأی دهندگان، غالبا ً با وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مبنای مالیاتی محلی که در آن سکونت دارند، درارتباط است. و چون درآمد های مالیاتی محلی برای تأمین بودجۀ مدارس، پلیس، خدمات آتش نشانی، و پارک ها و تسهیلات تفریحی نیز در نظر گرفته می شود، سرمایه گذاری در استفاده از فن آوری پیشرفته برای انتخابات از اولویت کمتری برخوردار بوده است.
در ایالات متحده، دستگاه های رأی گیری و شمارش رأی تنوع زیادی دارند، و دور نمای فناوری رأی گیری مرتب در حال تغییر است. امروزه در جا های معدودی رأی گیری به صورت دستی انجام می شود، یعنی همان طور که در گذشته رسم بوده است، با ارائۀ ورقه های کاغذ که در کنار نام کاندیدای موردنظر باید علامت ضربدر گذاشته شود، اما خیلی از سیستم های کامپیوتری هم هنوز به برگه های کاغذی وابسته هستند که باید داخل دایره ها را سیاه کرد ویا خطوط را به هم متصل ساخت. این برگه ها سپس از طریق کامپیوتر کاویده می شوند و تعداد آرا ثبت می گردد؛ به دستگاه مخصوص این کار، سیستم کاوش بصری گفته می شود.
در بعضی محدوده های قضایی هنوز از دستگاه های اهرم دار استفاده می شود، در این روش، رأی دهندگان اهرمی را در کنار نام کاندیدای مورد نظر خود، یا مسئله ای که به آن رأی می دهند، پایین می آورند. از دیگر دستگاه های بسیار معمول، دستگاه مجهز به کارت سوراخ دار است. برگۀ رأی گیری از یک کارت تشکیل شده که در کنار اسامی سوراخ هایی وجود دارد، یا این که کارت در دستگاه نگهدارندۀ کارت قرار گرفته که با تصویر برگۀ رأی گیری مطابق می شود و بعد سوراخ می گردد. این شیوۀ رأی گیری موجب بروز اختلافاتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 در فلوریدا شد. در نتیجۀ این اتفاق، در بسیاری از محدوده های قضایی استفاده از این دستگاه خاص کنار گذاشته شد. مصوبۀ کمک به رأی گیری در آمریکا موجب تأمین بودجه برای بسیاری از محدوده های قضایی در جایگزین کردن سیستم های اهرم دار و پانچ کارت بود.
گرایش فعلی، به استفاده از دستگاه های ثبت مستقیم الکترونیکی (DRE) است، که دارای مانیتور های فشاری، مانند دستگاه های خودپرداز بانک ها هستند. کارشناسان سیستم های ایمنی جهت حساس تر کردن این دستگاه ها مشغول به کار هستند.
یکی از تحولات بزرگ در سیستم های رأی گیری، در پیش گرفتن روش هایی است که رأی دهندگان قبل از شروع انتخابات بتوانند رأی دهند. آغازگر این گرایش تسهیلاتی بود که برای رأی دهندگان غایب در نظر گرفته شد، یعنی کسانی که روز انتخابات در محل سکونت خود حضور نداشتند. در بعضی ایالات و محدوده های قضایی استفاده از این روش آزاد شد، به این ترتیب که شهروندان به عنوان "رأی دهندگان همیشهً غایب" ثبت نام می کنند و برگه ای برای رأی گیری به نشانی پستی آن ها ارسال می شود. در ایالت اورگان، انتخابات به تمامی ً از طریق پست انجام می شود، اما در حال حاضر اورگان تنها ایالتی است که این روش را در پیش گرفته است. رأی دهندگان غایب، عموما ً برگۀ تکمیل شدۀ رأی خود را از طریق پست برمی گردانند.
از دیگر راه های تازه، "رأی دادن پیش از موعد " است، که دستگاه های رأی گیری، از سه هفته قبل از روز انتخابات، در مراکز خرید و دیگر مکان های عمومی تعبیه می شوند. شهروندان به فراخور موقعیت خود، برای رأی دادن اقدام می کنند.
شمارش آراء
جدول بندی آرا روز انتخابات تنظیم می شود. با این که از رأی دادن پیش از موقع استقبال زیادی صورت می گیرد، این آراء تا بعد از اتمام مهلت انتخابات شمارش و جدول بندی نمی شوند، به همین دلیل نمی توان به طور رسمی اعلام کرد که کدام کاندیدا ها جلو تر وکدام عقب تر هستند. اطلاعات پیش از موقع در مورد نتایج، ممکن است بر مراحل نهایی انتخابات تأثیر بگذارد.
جنبش اصلاحات
یکی از درس های انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 این بود که مسائلی که سرپرستی انتخابات، رأی گیری و شمارش آرا در فلوریدا با آن مواجه شد، می توانست در هر نقطۀ دیگر ایالات متحده نیز با شدت و ضعفی مشابه رخ دهد. در این مورد مطالعات و تحقیقات زیادی صورت گرفت، و کارشناسان زیادی در میز گرد ها شرکت و ابراز عقیده کردند و نهایتا ً تصمیم گرفته شد که نیاز به پاره ای اصلاحات وجود دارد.
در سال 2002، کنگره قانون کمک به رأی گیری در آمریکا (HAVA) را از تصویب گذراند، که حاوی اصول متعددی است. اول این که، دولت فدرال تقبل کرد برای جایگزین کردن دستگاه های قدیمی کارت سوراخ دار و اهرمی، بودجه ای در اختیار ایالات و مناطقی که نیاز دارند، قرار دهد. دوم این که، کمیسیون یاری به انتخابات برای تأمین کمک های فنی به مسئولان محلی انتخابات تشکیل شد وضوابطی برای دستگاه های رأی گیری معین کرد. مجموعۀ اقدامات این کمیسیون، ترتیب دادن برنامه های پژوهشی برای مطالعه روی دستگاه های رأی گیری و طراحی برگه های رأی، شیوۀ ثبت نام، شیوه های رأی گیری موقت و جلوگیری از تقلب، روند استخدام و تربیت کارکنان حوزه های رأی گیری، برنامه های آموزشی برای رأی دهندگان و دیگر مسائل را در بر می گیرد.
مصوبۀ HAVA نمایانگر دخالت محدود دولت فدرال در یک مسئلۀ اداری محلی است.اما این اصلاحات موجب تأکید بر اعتمادی است که آمریکاییان به سیستم انتخابات کشورشان دارند. و وقتی می اندیشیم که انتخابات یعنی مشروعیت دادن به بنیاد دموکراسی، هزینه هایی که دراین راه صرف می شود، ناچیز جلوه می کند.
اگر بخواهيم انتخابات رياست جمهوري در آمريكا را مورد بررسي و مطالعه قرار داهيم بايد با كاركرد، مفهوم و شاه بيت اصلي آن كه همان "كالج هاي انتخاباتي" است به درستي آشنا شويم.
كنوانسيون مسوول تدوين قانون اساسي در سال 1787 كه كار تدوين و نگارش قانون اساسي ايالات متحده پس از استقلال آن از بريتانيا در 1776 را بر عهده داشت ، به هنگام مطرح شدن شيوه انتخاب رييس جمهور به عنوان رييس كشور و اداره كننده دولت فدرال چندين روش انتخاب رئيس جمهور از جمله انتخاب توسط كنگره، انتخاب توسط فرمانداران ايالات، انتخاب توسط مجالس قانونگذاري ايالات، انتخاب توسط گروه ويژه اي از اعضاء كنگره و انتخاب مستقيم توسط آراي مردم را مورد بررسي قرار داد، اما از آنجا كه هيچكدام از اين روشها نتوانست رأي لازم را به دست آورددر نهايت تعيين روش بهتر براي انتخاب رئيس جمهور به كميته اي يازده نفره محول شد.
اين كميته پس از بررسيهاي لازم، پيشنهاد شكل گيري كالج هاي انتخاباتي اوليه را ارائه نمود و بالاخره پس از موافقت، طرح كالج هاي انتخاباتي با اندك اصلاحاتي در سند نهايي درج شد.
در واقع قانونگذاران امريكايي با انتخاب سيستم "كالج هاي انتخاباتي"تلاش داشتند تا بين دولت فدرال و حكومت ايالات نوعي تعادل بر قرار سازند. بدين طريق كه در ضمن حفظ مشاركت عموم مردم در انتخابات، به ايالات داراي جمعيت كمتر حق حضور بيشتري داده شود و انتخاب رييس جمهوري مستقل از كنگره و بدون نفوذ آن به اجرا درآيد.
هدف از اين كار اين بود كه رييس جمهور انتخابي، از نهايت استقلال عمل برخوردار شود و از نفوذ سياسي گروه ها و باند هاي پيدا و پنهان قدرت مصون بماند.
از سوي ديگر قانونگذاران آمريكايي تلاش داشتند تا هر چه بيشتر عرصه انتخاب رييس دولت فدرال يا همان رييس جمهور را از توده گرايي و پوپوليسم به دور نگاه دارند.در اين صورت كمتر فردي مي توانست با شعارهاي فريبنده و اغواكننده بر سرنوشت كشور مستولي شود.
1- مفهوم و مكانيزم كالج هاي انتخاباتي
طبق اصل 2 قانون اساسي ايالات متحده ، تعداد اعضاي كالج هاي انتخاباتي در هر ايالت برابر است با تعداد نمايندگان آن ايالت در مجلس سنا و مجلس نمايندگان . جمع اين افراد طبق قانون اساسي 538 نفر تعيين شده است.
روش انتخاب اين افراد نيز همانند روش انتخاب اعضاي مجالس قانونگذاري در هر ايالت مي باشد، لذا از اين جهت انتخاب اعضاي كالج ها در برخي ايالات مستقيم و در برخي ديگر غيرمستقيم و بعضا توسط مجالس ايالتي صورت مي گيرد.(در6 ايالت امريكا اعضاي كالج هاي انتخاباتي توسط مجالس ايالتي انتخاب مي شوند كه به اين ايالات در اصطلاح "كاكس" مي گويند).
اعضاي اين كالج ها نبايد از بين سناتورها، اعضاي مجلس نمايندگان و اشخاصي باشند كه داراي دفاتر تجاري يا غيرتجاري در آمريكا مي باشند.همين طور نظاميان و كارمندان دولت فدرال نيز نمي توانند عضو كالج هاي انتخاباتي شوند.
به دليل دوري جستن از تأثيرپذيري سياسي، اعضاي اين كالج ها بايد در ايالات خود گرد هم آيند و فرد مورد نظر را انتخاب كنند. از اين رو قبل از روز انتخاب نهايي هيچ جلسه مشتركي براي گردهم آيي اعضاي كالج هاي انتخاباتي ايالت هاي مختلف ترتيب داده نمي شود و فقط كنگره مي تواند روزي مشخص را براي برگزاري جلسات و برگزيدن رئيس جمهور تعيين نمايد.
براي انتخاب رئيس جمهور نيز اكثريت آراي اعضاي كالج ها نياز است.كه حدنصاب آن 270 راي اعضاي كالج انتخاباتي است(از مجموع 538 عضو).
البته بعدها در روش عمل و انتخاب اين كالج هاي انتخاباتي ، تغييراتي در قانون اساسي به عمل آمد .(مثلا در اصلاحيه دوازدهم قانون اساسي در سال 1804 ) در ابتدا كالج ها به دو نفر رأي مي دادند. شخصي كه اكثريت آراء را كسب مي كرد به عنوان رئيس جمهور و شخص دوم به عنوان جانشين رئيس جمهور شناخته مي شد كه امروزه اين روش تغيير يافته است و رييس جمهور معاون و جانشينش را خود (و عموما بعد يا حين برگزاري كنوانسيون ملي حزبي )و چند ماه مانده به روز انتخابات به مردم معرفي مي كند.
اگرچه يك معيار مشخص براي تعداد اعضاي اين كالج ها وجود دارد كه عبارت است از مجموع تعداد اعضاء هر ايالت در مجالس سنا و نمايندگان.(مثلا ايالت كاليفرنيا كه 55 راي الكترال ( بالاترين راي الكترال در ايالات متحده) را دارد 2 نماينده در سنا دارد و 53 نماينده در مجلس نمايندگان. جمع عددي اين دو 55 مي شود ) ليكن اين تعداد در هر دوره مورد ارزيابي قرار مي گيرد و مخصوصا براي ايالت ها و بخش هاي مستقل اين امر مورد بازبيني واقع مي شود.
در سال 2000 اين تعداد براي بخش ها و ايالت هاي مستقل حداقل به سه نفر رسيد . كمترين و بيشترين نفرات حاضر در كالج هاي انتخاباتي 3 و 55 نفر است و در حالي كه ايالت هايي چون آلاسكا و يا داكوتاي شمالي تنها 3 عضو در كالج انتخاباتي دارند اما ايالت بزرگ و پرجمعيتي چون كاليفرنيا (كه به تنهايي پنجمين اقتصادبزرگ جهان است)55 نفر در كالج انتخاباتي دارد.
در گذشته هر ايالتي بنا بر نحوه انتخابات نمايندگان خود در مجالس قانونگذاري محلي، اعضاي كالج ها را انتخاب مي كرد و لذا در برخي ايالات اين انتخابات غيرمستقيم بود و در برخي مستقيم.اما امروزه در بيشترايالات انتخاب مستقيم براي برگزيدن اعضاي كالج ها انجام مي شود و اگر چه در گذشته نقش اين كالج ها پر رنگ تر بود، اما امروزه مردم اگر چه به اين اعضا رأي مي دهند اما در واقع آنها رييس جمهور را بر مي گزينند. چرا كه اسامي اين افراد بر روي برگه هاي رأي ذكر نمي شود، بلكه نام حزب آنها و يا نام كانديداي رياست جمهوري ذكر شده و طبيعي است كساني كه به نامزد جمهوري خواه رأي مي دهند، مقصود آن است كه اعضاي كالج نيز از حزب جمهوري خواه بوده باشند.
2- كاركردها و نواقص كالج هاي انتخاباتي
1-2 راي به كانديدايي غير از كانديداي مورد نظر راي دهنده ها:
هر چند كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در راي دادن خود آزادند اما غالبا اين كانديداها در روز انتخاب نهايي (در ماه دسامبر) به نامزدي راي مي دهند كه اكثريت راي دهندگان ايالتي آنها، انتخاب آن نامزد را توقع دارند.
به واقع با توجه به اينكه اعضاي كالج انتخاباتي توسط حزبي برگزيده مي شود كه بيشترين راي را در ايالت متبوعه به دست آورده است، كمتر اتفاق مي افتد كه اين اعضا رايي مغاير با آنچه كه حزب پيروز در انتخابات ايالتي مورد نظر دارد بدهند.
اما بارها اتفاق افتاده است كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري براي رييس جمهور (در دسامبر )،به نامزدي غير از آنچه كه انتظار مي رفته است راي داده اند (و به عبارت بهتر خلف وعده كرده اند).
اين اتفاق 7 بار در قرن گذشته ميلادي رخ داده است. اولين نمونه تاريخي آن در سال 1824 كه رقابت بين آندرو جكسون با آدامز بود انجام پذيرفت و برخلاف رأي اكثريت، آدامز به عنوان رئيس جمهور معرفي شد.
در انتخابات سال 1876 نيز علي رغم رأي اكثريت به ساموئل تلدن، راتر فورد هايس برنده اعلام شد. در سال 1888 گلوور كلولند با اكثريت آرا جاي خود را بنابه رأي كالج هاي انتخاباتي به هريسون داد .
اگرچه براساس قوانين موجود، اعضاي كالج ها مي توانند به افراد و نامزدان غيرحزب خود نيز رأي دهند، اما به طور سنتي اين افراد صرفاً به نامزدان حزب خود رأي مي دهند.
با اين حال، چنانچه رأي اعضاي كالج ها به نامزد غيرحزب خود معطوف شود، قانوناً هيچ اقدامي متصور نيست مگر اينكه حزب مربوطه از جهت سياسي با اين نماينده برخورد كند.همانطور كه اشاره شد چنين موضوعي تاكنون 7 بار در قرن گذشته ( در سالهاي 1948 1958، 1960، 1968، 1972، ،1976، 1988و 2000)و 3 بار در قرن 19 اتفاق افتاده است.
2-2 -عدم لحاظ راي حزب بازنده در هر ايالت:
در انتخابات ايالات متحده هر ايالت "سبد راي"جدا و مجزايي دارد كه ميزان راي در آن سبد تمامي اعضاي كالج هاي انتخاباتي را از يك حزب تعيين مي كند .
با توجه به اصل" WINNER TAKES ALL"كه بر گردان فارسي آن در واقع عبارت "برنده همه چيز را مي برد"است ،هر نامزدي در هر ايالتي كه موفق شود اكثريت آراي آن ايالت را از آن خود كند 100 درصد آراي آن ايالت به نامزد حزب پيروز تعلق مي گيرد.از اين رو ممكن است يك نامزد انتخاباتن رياست جمهوري راي عددي بيشتري داشته باشد اما با توجه به تركيب متكثر آرا در ايالات اين نامزد موفق به كسب 270 راي الكترال مورد نياز براي راه يابي به كاخ سفيد نشود.
مثلا نامزدي در چندين ايالتي كه راي الكترال كمتري به نسبت جمعيت خود داشته است با راي بالايي پيروز شده است، اما نامزد مقابل در چند ايالتي كه راي الكترال بيشتري بوده است برتري را از آن خود كرده است. بنابراين و در اين صورت نامزدي كه آراي الكترال بيشتري كسب كرده است علي رغم داشتن راي عددي كمتر در مجموع ايالات به كاخ سفيد راه خواهد يافت.
3- زمان ها و مكان هاي ثابت و" لايتغير"
در انتخابات ايالات متحده بر طبق قانون اساسي زمان هاي مشخصي براي راي گيري و نيز انتخاب رييس جمهور و ...تعيين شده كه بيش از 200 سال است كه تغيير نكرده اند. چند تاريخ معين براي انجام انتخابات وجود دارد. اولين تاريخ عبارت است از سه شنبه بعد از اولين دوشنبه در ماه نوامبر. اين تاريخ و روشي كه در سال 1845 توسط كنگره برگزيده شد، براي جلوگيري از بي نظمي و اشتباه بود، كه به طور سنتي نيز ماه نوامبر به دليل آن انتخاب شده كه زمان درو بوده و كشاورزان زمان لازم براي رأي دادن را داشته اند. سه شنبه بدين دليل انتخاب شده كه با فاصله لازم از يكشنبه قرار دارد كه روز استراحت مردم مي باشد. همچنين در ماه نوامبر زمستان هنوز آغاز نشده و امكان مسافرت در شمال كشور وجود دارد.
اعضاي كالج ها نيز بر اساس زمان تعيين شده از سوي كنگره در ايالات خود گرد هم آمده و رأي خود را اعلام مي كنند. اين روز توسط كنگره اولين دوشنبه بعد از دومين چهارشنبه در ماه دسامبر تعيين شده است. پس از رأي دادن، آراي آنها مهر و موم شده و براي رئيس مجلس سنا ارسال مي گردد. پس از ارسال آراء كالج هاي انتخاباتي نيز به اتمام مي رسد و تا انتخاباتي ديگر اين كالج ها وجود نخواهند داشت.
4- جايگاه معاون اول رياست جمهوري:
در انتخابات رياست جمهوري در آمريكا هر نامزدي موظف است تا چند ماه مانده به روز راي گيري معاون خود را به مردم معرفي كند.پس از معرفي معاون نامزد انتخابات رياست جمهوري به همراه معاونش تبديل به يك زوج انتخاباتي مي شوند.طبق قانون اساسي معاون رياست جمهوري آمريكا دو اختيار و جايگاه و يا كاركرد عمده دارد كه يكي اداره مجلس سنا است و ديگري جايگزين شدن به جاي رييس جمهور در صورت فوت يا بيماري يا استعفاي آن است.
در دهه هاي گذشته به كرات اتفاق افتاده است كه معاون رييس جمهور جايگزين رييس جمهور شده است. بنابراين چون بر طبق قانون اساسي آمريكا زمان برگزاري انتخابات در اين كشور ثابت و لايتغير است هيچ گاه در صورت فوت يا استعفاي رييس جمهور انتخابات زودرس يا چيزي شبيه به آن برگزار نمي شود.
حتي اگر رييس جمهور در روز اول مسئوليت خود بنا به دلايلي فوت كند و يا قادر به ادامه فعاليتش به عنوان رييس جمهور نباشد،اين معاون رييس جمهور است كه تا پايان مهلت قانوني 4 ساله در جايگاه رياست جمهوري قرار مي گيرد.البته معاون رياست جمهوري بر طبق عرف مسئوليتهاي ديگري نيز دارد .
مثلا عرف رايج در دوران مبارزات انتخاباتي زوج هاي رقيب بر اين اساس است كه نامزد هاي اصلي (دو حزب دموكرات و جمهوريخواه و به ويژه در ماه اخر مانده به روز انتخابات) به طور مستقيم كمتر به يكديگر حمله مي كنند و سعي مي كنند حتي با زدن حرف هاي همه پسند نظر همه راي دهندگان (حتي سمپات هاي حزب مقابل را نيز) به خود جلب كنند.در اين هنگام اين معاونان هستند كه وظيفه حملات مستقيم عليه نامزد رقيب را بر عهده مي گيرند.
در تاريخ 6 دهه گذشته آمريكا چندين بار معاونان رياست جمهوري پس از فوت يا استعفاي رييس جمهور به كرسي رياست جمهوري تكيه زده اند.ترومن پس از فوت پرزيدنت روزولت و جرالد فورلد پس از استعفاي نيكسون در سال 1974 را مي توان در اين زمينه ذكر كرد.
5- نتيجه نهايي شمارش آرا
پس از ارسال آراء به كنگره، مرحله نهايي انتخابات انجام مي پذيرد. دو مجلس سنا و نمايندگان در نشست مشترك خود(كه در 6 ژانويه آن سال و در ساعت 1 بامداد برگزار مي شود) آرا را شمرده و رييس جمهور ايالات متحده را به مردم معرفي مي كنند. معاون رئيس جمهور كه به عنوان رئيس سنا مي باشد، آراء را باز نموده و آنها را به اعلام كنندگان (4نفر) جهت اعلام عرضه مي كند. چنانچه كسي به فرآيند انتخاب رييس جمهور اعتراضي داشته باشد بايد آن اعتراض را مكتوب كرده و آن اعتراض به طور مشترك از جانب 1 عضو مجلس سنا و 1 عضو مجلس نمايندگان به انجام برسد. نامزدي كه اكثريت آراء را داشته باشد (270 از 528 رأي كالج ها) به عنوان رئيس جمهور معرفي مي گردد.
در صورتي كه هيچ كدام از نامزدها اكثريت لازم(270 راي الكترال)را كسب نكنند رئيس جمهور از بين سه نفر آخر توسط مجلس نمايندگان و معاون رئيس جمهور از سوي سنا برگزيده مي شود.
6- ارزيابي
در ارزيابي نظام انتخاباتي ايالات متحده بايد به اين نكته اشاره داشت كه شاكله اين نظام انتخاباتي بر مبناي "كالج هاي انتخاباتي"بنا نهاده شده است كه در ذات خود نوعي ترس از انتخاب مستقيم رييس جمهور توسط مردم و مهار گرايش هاي زودگذر اجتماعي به وسيله پختگي و تجربه اعضاي كالج هاي انتخاباتي نهفته است.
البته اعتراضات بسياري به اين روش وجود داشته است و در كنار آن پيشنهاداتي نيز براي اصلاح اين شيوه ارايه شده و مي شود. مهمترين ايراد نقض حقوق اكثريت و راي عددي مردم است.
مورد ايراد ديگر اصل "برنده همه چيز را مي برد"است كه بر طبق آن راي مردمي كه در ايالت ها در اقليت هستند و به نامزدي راي داده اند كه بازنده شده است به يك باره به سبد نامزد برنده رفته و به يكباره تبديل به عكس خود مي شود و بدين وسيله مي توان گفت راي كمتر در ايالت ها به مفهوم خوانده نشدن راي است.
بنابراين عده اي معتقدند كه بهتر است كالج هاي انتخاباتي حذف شوند، يا رأي اكثريت اعضا ملاك قرار گيرد و يا اصل "برنده، تمام آرا را مي برد" ملغي شود و يا روش انتخابات تناسبي برقرار شود كه طي آن نامزدي كه اكثريت بيشتر را به خود اختصاص مي دهد، به عنوان رئيس جمهور معرفي شود.
مخالفين روش كالج هاي انتخاباتي چند نقيصه عمده سيستم كالج هاي انتخاباتي را چنين بر مي شمارند:
1-احتمال تغيير راي اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري
2-احتمال به قدرت رسيدن رييس جمهوري با راي كمتر
3-عدم امكان حضور نامزدي مستقل و خارج از دو حزب دموكرات يا جمهوريخواه
4-كاهش انگيزه مشاركت مردم
اما همچنان نخبگان سياسي آمريكا راي گيري به شيوه كالج هاي انتخاباتي را پخته ترين فرايند تلفيق دموكراسي با مصلحت عمومي نخبه گرايانه مي دانند و از اين شيوه دفاع مي كنند.شيوه اي كه در جهان منحصر به فرد است.
البته اين شيوه كاملا تحت تاثير تجربيات تاريخي و واقعيات اجتماعي و سياسي در هنگام استقلال و شكل گيري كشور ايالات متحده در ربع آخر قرن هجدهم ميلادي شكل گرفته است و به مرور زمان نيز تحولاتي در آن صورت پذيرفته است.
منابع: انتخابات "رياستجمهوری" در آمريکا چگونه است؟
حتما تا حالا دربارهی اينکه انتخابات رياستجمهوری در آمريکا با ساير کشورها، دارای تمايز است، چيزهايی شنيدهايد؛ قصد داريم که در اين مقاله، به اين اختلافها بپردازيم. در انتخابات دور قبل رياستجمهوری، در سال 2000، جرج بوش توانست با اختلاف اندکی از ال گور، بر مسند رياستجمهوری آمريکا تکيه زند. در حالی که مقامات جمهوری اسلامی اختلافات رای ميان وی و رقيباش را چند عدد میدانند و آن را بارها و بارها در سخنرانیهای خود عنوان کردهاند، اما بايد بدانيم که اختلاف چند رای، به مثابه چند رای واقعی نيست، يعنی اينکه اين "اختلاف آراء"، تفاوت تعداد آراء "کالج الکترالها" يا "هيئتهای انتخابگر" است.
مقدمه
روند انتخابات سراسری آمريکا که هر چهار سال يک بار، علاوه بر انتخاب اعضای نمايندگان و مجلس سنا يعنی کنگره آمريکا و انتخابات ايالتی و محلی ويژهی گزينش رئيسجمهوری نيز هست، يکی از دموکراتترين انواع نظامهای آزاد انتخاباتی جهان است.
در مرحله نخست، مردم به نامزد مورد علاقهی خود برای احراز مقام رياستجمهوری راًی می دهند. برگزاری انتخابات سراسری آمريکا، هميشه در سال زوج انجام می شود؛ هر دو سال يکبار ويژهی کنگره و هر چهار سال يکبار، علاوه بر انتخابات مربوط به کنگره، ويژهی انتخابات رياستجمهوری نيز هست.
پس از برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات سراسری، مرحله دوم رایگيری برای انتخاب رئيسجمهوری انجام میشود. مرحله دوم را اصطلاحا «الکترال کالج» مینامند. اين دو مرحله هر چند مکمل يکديگر است، اما بنا بر سابقه تاريخی تا به حال، چهار بار خلاف يکديگر عمل کرده است؛ يعنی فردی که در انتخابات مرحله نخست، بيشترين آرای مردم را بدست آورده است، در مرحله دوم يا همان "رای الکترال"، دارای اکثريت آرای "کالج الکترال" نبوده و در نتيجه نتوانسته است به "رياستجمهوری آمريکا" برسد.
برای شناسايی مرحله دوم انتخابات يا «کالج الکترال» بايد به سابقهی آن برگشت، سابقهای که نشان از کوشش بنيانگذاران کشور آمريکا در پيشبينی مشکلات پيشروی و در نتيجه حل آن میدهد.
سابقهی تاريخی نحوه انتخابات سراسری در آمريکا
بايد توجه داشت که حدود دويست و هفده سال پيش، يعنی در زمان دور هم نشستن و بحث و مجادله کردنهای بنيانگذاران آمريکا در آن دوره، تنها سيزده ايالت وجود داشت. اين ايالتها در مسئله تدوين قانونی، بهنام "قانون اساسی" برای کشور نو پای آمريکا به توافق رسيده بودند، اما با اين پرسش مشکل روبرو بودند که چگونه ميتوان رئيسجمهوری را برای کشوری انتخاب کرد که متشکل از سيزده ايالت کوچک و بزرگ است؛ ايالتهائی که با عشق و باور تمام، از آزادی خود پاسداری میکردند و به هر گونه قدرت يا يک حکومت مرکزی مشکوک بودند.
سرزمينی که تنها چهار ميليون نفر را در خود جای داده بود. چهار ميليونی که در فاصله هزارها کيلومتر در شرق و غرب و شمال و جنوب آن و در راستای ساحل اقيانوس اطلس پراکنده بودند. در روزگاری که نه خبری از ارتباطات به گونه امروزی بود و نه حتی به آسانی ميتوانستند سفر کنند.
علاوه بر اين مشکلات، باور بنيانگذاران آمريکا بر اين بود که جو روز، تحتتاًثير متفکرين سياسی بريتانيا يا احزاب سياسی ناصالحی قرار دارد و بالاًخره اينکه، «چگونه ميتوان رئيسجمهوری را انتخاب کرد که بدون بهمخوردن توازن، بهدقت تعيينشده، و همچنين بين وظائف و مسئوليتهای رياستجمهوری و کنگره از يک سو و رابطه ايالتها با دولت فدرال از سوی ديگر عمل کرد؟»
و اينجا بود که "کنوانسيون قانون اساسی آمريکا" که سر انجام آن را با امضای 55 نماينده بهتصويب رساند، اعمال روشهای گوناگونی را برای انتخاب رئيسجمهوری مورد مطالعه قرار داد.
55 عضو کنوانسيون تدوين قانون اساسی آمريکا در فکر يافتن نحوه انتخاب رئيسجمهوری بودند. يکی از نظرها اين بود که کنگره رئيسجمهوری را بر گزيند. اما گروهی بر اين گمان بودند که انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره، ميتواند تفرقهانگيز باشد و بسياری را در کنگره با احساسات متضادی باقی گزارد، بهمين دليل، اين نظريه رد شد.
عده ای ديگر می گفتند، انتخابی اين چنين، يعنی تنها با نظر کنگره، میتواند دعوتی ناشايست برای يک بده بستان سياسی و حتی شايد دخالت دولتهای خارجی شود. گروه ديگری نيز، در رابطه با انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره احساس میکردند انجام چنين توافقی تنها بوسيله اعضای کنگره، میتواند توازن قدرت را بين پيکره قانونگذاری و شاخه اجرائی بر هم زند.
نظريه دوم اين بود که قانونگذاران ايالتی، رئيسجمهوری آمريکا را انتخاب کنند. اما اين نظر نيز بلافاصله رد شد. نگرانی از اين بود که رئيسجمهوری مرهون اين قانونگذاران شود و احتمالاً به آنان اجازه دهد قدرت "دولت فدرال" را دچار فرسايش کنند و بدين ترتيب نظريه ی کلی وجود يک دولت فدرال تضعيف شود.
سومين نظريه اين بود که رئيس جمهوری مستقيماً با راًی مردم برگزيده شود. با انجام انتخابات مستقيم هم، مخالفت شد، اما نه به اين دليل که تدوينکنندگان قانون اساسی به ذکاوت مردم در انتخابشان اطمينان نداشتند، بلکه بيشتر به اينجهت که آنان نگران بودند مردم بدون داشتن اطلاعات کافی در باره آن نامزدهای مقيم ايالتهای ديگر، بطور طبيعی به نامزد منطقهای و يا ايالتی خود راًی بدهند، بدترين وضع، هنگامی ميتوانست اتفاق افتد که هيچ فردی در انتخابات راًی اکثريت مردم را برای ادارهکردن کشور بدست نيآورده باشد. شايد بهترين انتخاب اين بود که رئيسجمهوری هميشه بتواند با بيشترين تعداد آراء بزرگترين و پر جمعيتترين ايالتها و با توجه اندکی به ايالتهای کوچکتر انتخاب شود.
سر انجام در کنوانسيون قانون اساسی آمريکا، کميتهای که اصطلاحاً "کميته يازده" ناميده می شد، انتخاب رئيسجمهوری آمريکا را با روش انتخابات غير مستقيم از طريق "کالج الکتورها" يا در حقيقت "شورای گزينشگران" پيشنهاد کرد. عملکرد کالج الکترال برای گزينش رئيسجمهوری آمريکا در حقيقت شبيه "کالج کاردينالها" در کليسای کاتوليک رم قديم بود که "پاپ" را انتخاب میکردند.
نظريه اوليه "کميته يازده" بر اين بود که آگاهترين و مطلعترين افراد از هر يک از ايالتها، بتوانند رئيسجمهوری را منحصراً بر پايه شايستگی و بدون توجه به ايالت زادگاه وی، يا اصل و تفکر سياسی اش بر گزينند.
هر چند که میتوان رد پای الکترال کالج آمريکا را در نظام جمهوری روم قديم يافت، اما تفاوت هائی بين اين دو روش انتخاب ديده می شود. در نظام روم قديم، شهروندان مرد با توجه به ثروت خود به گروههای صد نفری تقسيم میشدند که اصطلاحاً "سنچروريز" يا همان "صد" نام داشتند. هر گروه صد نفره دارای يک رای بود. اين راًی میتوانست در جهت تاًييد يا مخالفت با پيشنهادی باشد که در سنای روم ارائه شده بود.
در نظام "الکترال کالج" در انتخابات رئيس جمهوری آمريکا، ايالتها در نقش همان گروههای صد نفری هستند، با اين تفاوت که اينجا ديگر ثروتمندبودن، نقشی را در عضويت گروه بازی نمیکند. در نظام دو مرحلهای انتخابات رياستجمهوری آمريکا، تعداد رایهای هر ايالت، با توجه به تعداد هيئت اعضای همان ايالت در کنگره تعيين شده است.
بايد اضافه کرد که هر دو نظام انتخاباتی، روم قديم و رياست جمهوری آمريکا، در نحوه تنظيم خود از مزيتها و نقاط ضعف مشترکی برخوردار هستند. تشابه بين کالج الکترال در روند انتخاباتی آمريکا و بنيادهای کلاسيک روم قديم تصادفی نيست، زيرا در آن زمان بسياری از بنيانگذاران آمريکا از تاريخ باستان و دادهها و آموزههای آن آگاهی کافی داشتهاند.
اجرای طرح "الکترال کالج" چگونه است؟
نحوه برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات رياستجمهوری آمريکا، از قانون انتخابات تبعيت میکند که "کميسيون فدرال انتخابات" بر آن نظارت دارد. اما قانونگذاران هر ايالت میتوانند، قوانين و مقررات داخلی خود را تصويب کرده و بهمرحله اجرا در آورند. بهترين شاهد آن، شروع رایگيری برای انتخابات رياستجمهوری، "پيش از موعد مقرر" و دادن راًی در يازده ايالت است که امسال پانزده روز قبل از شروع روز رسمی انتخابات سراسری آمريکا آغاز شد.
طرح "رای پيش از موعد مقرر"، نخستين بار از سوی ايالت "فلوريدا" ارائه شد. ايالتی که در انتخابات قبلی رياستجمهوری آمريکا دچار مشکلات فراوانی شد و تکليف آرای الکترال آن ايالت، پس از گذراندن مراحل مختلف در دادگاههای ايالتی و سپس ديوان عالی آمريکا تعيين شد.
طرح کميته 11 کنوانسيون قانون اساسی اين گونه بود که اعضای شورای گزينشگران يا الکترال کالج هر ايالتی برابر خواهد بود با تعداد سناتورهای آن ايالت، بهعلاوهی تعداد اعضای مجلس نمايندگان همان ايالت. روش انتخابات گزينشگران شورای هر ايالت در اختيار قانونگذاران همان ايالت قرار گرفت و به اين طريق نگرانی ايالتها را از وجود يک دولت فدرال برطرف کرد.
اعضای کنگره آمريکا و کارمندان دولت فدرال از عضويت در کالج الکترال برای دادن رای ممنوع بودند، تا موازنه ميان پيکره قانونگذاری و شاخهی اجرايی دولت فدرال حفظ شود. سپس رایهای اعضای کالج الکترال هر ايالت، بايد مهر و موم شده و در اختيار رئيس مجلس سنا قرار گيرد، آنگاه رئيس مجلس سنا رایهای سربسته کالجهای الکترال ايالتها را در برابر نمايندگان کنگره گشوده و نتايج آن را اعلام خواهد کرد. فردی که بيش از همه دارای آرای کالج الکترال است، رئيسجمهوری منتخب خواهد شد.
اگر هيچ کس نتوانست به اکثريت مطلق در کالج الکترال دست يابد يا اگر دو نفر رای مساوی داشته باشند، در آن صورت مجلس نمايندگان در مقام مجلسی که به مردم نزديکتر است می تواند رئيس جمهوری را از ميان پنج رقيبی که در راس ديگران قرار دارند، انتخاب کنند.
اصل کلی حاکم بر نهاد کالج انتخاباتی آمريکا اين است که هر ايالت به يک نامزد رای می دهد و هر نامزدی که بتواند بيش از نيمی از آرای هر ايالت را کسب کند، آرای همه ايالت را خواهد برد، بنابراين اگر نامزدی بيش از نيمی از آرای ايالتهای بزرگی مانند نيويورک، تگزاس، کاليفرنيا يا فلوريدا را به دست آورد، همه آرای آنها را در کالج انتخاباتی برده است، و چون شمار نمايندگان هر ايالت در کالج انتخاباتی معادل شمار نمايندگان آن ايالت در دو مجلس کنگره است، طبعا ايالتهای پرجمعيت نمايندگان بيشتری در خارج خواهند داشت.
طبيعی است که نامزدهای رياست جمهوری توجه خود را بيشتر به ايالتهای بزرگ و پر جمعيت معطوف دارند، و نه به ايالتی مانند آلاسکا که سه نماينده در کالج انتخاباتی دارد. قبل از سال 1845، کنگره از ايالتها خواسته بود انتخاب اعضای کالج الکترال يا شورای گزينشگران خود را در فاصله ای 34 روزه و پيش از نخستين چهارشنبه ماه دسامبر برگزار کنند. نخستين چهارشنبه ماه دسامبر در سال۔ برگزاری انتخابات رياست جمهوری، ويژه گردهمايی اعضای الکترال کالج در ايالتهای خود بود.
نگاه منتقدانه به سيستم انتخاباتی آمريکا
بنيانگذاران کشور آمريکا که در اواخر قرن هجدهم قانون اساسی اين کشور را تدوين کردند، از اين هراس داشتند که ايالتهای پرجمعيت، که مثل هر ايالت ديگری به طور طبيعی منافع خودشان را به ايالتهای ديگر ترجيح میدهند، به خاطر اينکه اکثريت با آنهاست، به سادگی نامزد خودشان را بر ايالتهای کوچکتر يا ايالتهای کمجمعيتتر تحميل کنند. اگر رأی مستقيم هر شهروند را بدون توجه به اينکه از کدام ايالت میآيد به تساوی می گرفتند، رييسجمهور هميشه برگزيدهی يکی از ايالت های پرجمعيت میشد.
بنابراين، تدوينکنندگان قانون اساسی، برآن شدند که ميان ايالتها توازنی را برقرار کنند؛ شهروندان عادی همانهنگام که نام نامزدهای خود را به صندوق میريزند، همزمان، تعداد معينی "الکتور" يا گزينشگر را هم در ايالت خودشان برمیگزينند. هر ايالت تعداد معينی "الکتور" دارد. برای مثال ايالت "وايومينگ" که فقط نيم ميليون جمعيت دارد، دارای 3 عدد الکتور است و ايالت "کاليفرنيا" با بيش از 33 ميليون نفر جمعيت دارای 55 الکتور است. طبق اين فرمول، در ايالت "وايومينگ" برای هر 165000نفر يک الکتور وجود دارد، در حاليکه در "کاليفرنيا" هر 600000 نفر يک الکتور دارند. يا به عبارت ديگر، يک عدد رأی در وايومينگ به تقريب معادل چهار عدد رأی در کاليفرنياست!
همهء ايالتها روی هم 538 "الکتور" (گزينشگر) دارند. به دنبال رأیگيری درهر ايالت، الکتورها هستند که رييسجمهور را انتخاب میکنند. نامزدی که رأی اکثريت الکتورها را بگيرد، يعنی دست کم 270 الکتور، بهعنوان "رئيسجمهوری" انتخاب خواهد شد.
نکتهی ديگر در مورد نظام عجيب انتخابات در آمريکا، اينست که در هر ايالت، جداگانه، نامزدی که رأی اکثريت را بگيرد، همهی سهميهی الکتورهای آن ايالت، يکجا نصيباش خواهد شد و نامزدی که رأی کمتر آورده، ولو آنکه ميليونها نفر به او رأی داده باشند، در آن ايالت از دور خارج است.
امسال در انتخابات رياستجمهوری آمريکا، که دو نامزد اصلی شانه به شانه با يکديگر رقابت میکنند، اين احتمال داده میشود؛ که مثل چهار سال پيش، يکی از آن دو با تفاوت ناچيزی اکثريت عددی آراء را بدست آورد، اما به رياستجمهوری انتخاب نشود! چهار سال پيش، نامزد رقيب جورج بوش - ال گور- در سراسر کشور بر روی هم حدود نيم ميليون بيشتر رأی آورد، اما بازنده شد. دليل اين امر، نظام ويژه و غيرمتعارفِ انتخاباتی در آمريکاست که به آن «الکترال کالج» میگويند.
اکثر کسانی که نظام دموکراسی و انتخابات آزاد را میشناسند، در تعريف اين نظام، يک اصل را بديهی می گيرند: اينکه هر شهروند بالغ حق دارد يک رأی به صندوق بريزد و رأی او در شمارش نهايی به عنوان يک رأی، يا يک واحد، به حساب میآيد. نتيجهء انتخاباتِ سراسری در يک کشور، محاسبهء سادهء مجموع اين واحدهاست و نامزدی که اکثريت آراء سراسر کشور را بگيرد، "رئيسجمهور" می شود. اما اين اصلِ به ظاهر بديهی، درست همان چيزی است که در انتخابات رياست جمهوری ايالاتِ متحدهء آمريکا رسميت ندارد! سيستمِ انتخاباتی رياستجمهوری در آمريکا، نظام ويژه ای است که به آن "الکترال کالج" میگويند و طبق فرمولِ غيرمتعارفی عمل میکند. فرمولی که باعث میشود رأی يک شهروند از يک ايالت، با رأی شهروند ديگری از ايالت ديگر مساوی نباشد و حتی در مواردِ نادری نيز، رييسجمهور گزيده شده هم، منتخب اکثريتِ رأی دهندگان يک کشور نباشد! چطور چنين چيزی ممکن است؟
هرچهارسال يک بار که انتخابات رياست جمهوری در آمريکا برگزارمیشود، صدای اعتراض مخالفان نظام «الکتورال کالج» بالا میگيرد. روزنامهء نيويورک تايمز در سرمقالهی چند هفته پيش (29 آگوست) نوشت، اين نظام بايد برچيده شود و رأی مستقيم مردمی جای آنرا بگيرد.
در اين نظام، ايالتهايی که هميشه به طور سنتی يک حزب، اکثريت آرا را دارد، پيشاپيش همهی الکتورها را در کيسه دارند و اقليت هميشه میداند رأی او معادل صفر است! به اين نحو حدود سی ايالت از قبل، تکليفشان معلوم است و میماند چند ايالت کوچکتر يا کمجمعيتتر که برای تمام کشور تصميم میگيرند. اين چه جور دموکراسی است؟!
اما روزنامهء وال ستريت جورنال در پاسخ و در دفاع از همين نظام مینويسد (8 سپتامبر)، ما نمیخواهيم يازده ايالت پرجمعيت که هميشه هم از قبل معلوم است اکثريت در آنها به کدام حزب رأی میدهند، برای ساير آمريکايیها تصميم بگيرند. همين نظام بهترين است و نبايد به قانون اساسی دست زد.
انتخابات و فرایند انتخاباتی
(مقالۀ زیر برگرفته از چگونگی حکومت در ایالات متحده، از نشریه های وزارت خارجۀ آمریکا است.)
انتخابات فدرال در ماه نوامبر سال های زوج برگزار می شود. همان طور که حوزۀ انتخاباتی رییس جمهوری، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان با یکدیگر تداخل دارند، دورۀ تصدی مقام آنها نیز با یکدیگر مصادف است.
- کلیۀ اعضای مجلس نمایندگان هر دو سال یک بار از سوی رأی دهندگان حوزۀ انتخابیه، انتخاب می شوند.
- دورۀ خدمت سناتور ها شش سال است ودرهر سال زوج، یک سوم از آنها طی برگزاری انتخابات، برگزیده می شوند. مراسم انتخابات سناتور ها در کل ایالت برگزار می شود و آنها منتخب تمامی شهروندان ایالت هستند.
- رییس جمهوری و معاون رییس جمهوری هر چهار سال یک بار، و طی انتخاباتی در سطح کشور، انتخاب می شوند.
فرایند انتخابات، با اعلام کاندیداتوری نامزد ها، از مدتی پیش از برگزاری انتخابات آغاز می گردد. در فرایند انتخابات کنگره، در صورتی که بیش از یک نفر از حزبی واحد خود را کاندیدای انتخابات نماید، قبل از انتخابات اصلی، انتخابات مقدماتی برگزار می شود تا معین شود کدام کاندیدا در انتخابات عمومی حضور خواهد داشت.
فرایند انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری با انتخابات کنگره تفاوت دارد. با آغاز در ماه ژانویه و ادامۀ آن تا اواخر ماه ژوئن، در ایالات انتخابات مقدماتی یا جلسۀ سران حزب برگزار می شود. نتیجۀ این رأی گیری ها مشخص می کند که چند نماینده در کنوانسیون ملی حزب برای معرفی کاندیدای خود، که معمولا ً در ماه ژوییه یا اوت برگزار می شود، از هر یک از کاندیدا ها حمایت می کنند. در این کنوانسیون های سیاسی، کاندیدای هر حزب عملا ً مشخص می گردد.
در انتخابات عمومی ماه نوامبر، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان بر اساس کسب اکثریت آرا تعیین می شوند – کاندیدایی که اکثر آرا را به خود اختصاص دهد، برنده می شود، حتی اگر در اکثریت قرار نداشته باشد. در انتخابات ریاست جمهوری، هر ایالت دارای تعدادی رأی متعلق به هیئت انتخابیه است و این تعداد برحسب مجموع اعضای مجلس نمایندگان و سناتور های آن ایالت تعیین می شود. منطقۀ کلمبیا، هر چند یک ایالت محسوب نمی شود، ولی از تعداد سه رأی هیئت انتخابیه برخوردار است.
هر کاندیدای ریاست جمهوری که برندۀ آرای مردمی ایالتی گردد، طبق قاعدۀ همۀ آرا از آن برنده است، برندۀ آرای هیئت انتخابیۀ آن ایالت نیز می شود. بعد از تصدیق انتخابات در هر ایالت، آرای هیئت انتخابیۀ ایالت ها محاسبه می شود. در صورتی که کاندیدایی از اکثریت آرای هیئت انتخابیه برخوردار گردد ( حداقل 270 رأی از مجموع 538 رأی)، برندۀ انتخابات اعلام می گردد. چنانچه هیچ یک از کاندیدا ها موفق به کسب اکثریت آرای هیئت انتخابیه نگردید، مجلس نمایندگان آمریکا، به طوری که هیئت نمایندگان هر ایالت از یک رأی برخوردار باشد، برنده را انتخاب می کند. از آن جا که رییس جمهوری را مردم مستقیما ً انتخاب نمی کنند، احتمال دارد کاندیدایی علی رغم کسب اکثریت آرای مردمی در انتخابات بازنده شود.
روال انتخابات در آمریکا
اصلاح نظام انتخاباتی به اجرای قانون رأی گیری در آمریکا کمک خواهد کرد
(مقدمۀ زیر برگرفته از” انتخابات آمریکا به طورخلاصه” از انتشارات وزارت امور خارجه است.)
هزاران تن از مقامات رسمی، مسئولیت سازمان دادن و به اجرا درآوردن انتخابات آمریکا را به عهده دارند، که شامل جدول بندی و تأیید نتایج هم می شود. این مقامات باید به یک سلسله کار های مهم وپیچیده بپردازند – تعیین تاریخ دقیق انتخابات، تأیید صلاحیت کاندیدا ها، ثبت نام رأی دهندگان واجد شرایط و آماده کردن صورت اسامی آنان، انتخاب دستگاه ها و تجهیزات رأی گیری، طراحی برگه های رأی گیری، گردآوردن یک نیروی کار برای مدتی موقت به منظور ادارۀ روند کار در روز انتخابات؛ و بعد جدول بندی آرا و تأیید نتایج.
اکثریت انتخابات در آمریکا چندان به هم نزدیک نیست، اما گاهی رقابت ها به نتایج بسیار نزدیکی می انجامند یا نتایج آنها مورد اعتراض اقع می شود. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 – برای تعیین برندۀ انتخابات ریاست جمهوری با نزدیکترین نتایج به دست آمده در تاریخ آمریکا – موجب شد تا آمریکاییان با بسیاری از مسائل مربوط به ادارۀ انتخابات برای اولین بار آشنا شوند.
رأی دادن در ایالات متحده طی یک فرایند دو مرحله ای انجام می شود. در این جا یک فهرست کلی از رأی دهندگان واجد شرایط موجود نیست، بنابراین، شهروندان قبل از ثبت نام برای شرکت در انتخابات، از لحاظ صلاحیت باید مورد تأیید قرار بگیرند. شهروندان در محل اقامت خود برای رأی دادن ثبت نام می کنند؛ در صورتی که به محل جدیدی نقل مکان کنند، باید مجددا ً در محل اقامت جدید خود ثبت نام نمایند. ترتیب ثبت نام از رأی دهندگان برای جلوگیری از تقلب در انتخابات برقرار شده است، اما نحوۀ آن از ایالت به ایالت متفاوت است. در گذشته، ثبت نام گزینشی از رأی دهندگان موجب کنار ماندن بعضی از شهروندان– مخصوصا ً آفریقایی آمریکاییان ساکن در جنوب کشور – از شرکت در انتخابات می شد. اخیرا ً کوشش شده است تا در این فرایند تسهیلاتی ایجاد شود. برای مثال، طبق مصوبۀ ملی ثبت نام رأی دهندگان متعلق به سال 1993، شرکت کنندگان می توانند همزمان با تمدید گواهینامۀ رانندگی خود، برای رأی دادن در انتخابات نیز ثبت نام کنند.
یکی از مهمترین وظایف مسئولان انتخابات حصول اطمینان از حضور افراد واجد شرایط در فهرست اسامی و عدم حضور غیر واجدین شرایط در این فهرست هاست. عموما ً مسئولان انتخابات محلی در این مورد اشتباه می کنند و نام کسانی که واجد شرایط رأی دادن نیستند، در فهرست اسامی باقی می ماند. وقتی شهروندانی که نام آن ها در فهرست اسامی ذکر نشده به پای صندوق های رأی گیری می روند، به آنها یک برگۀ رأی گیری موقت داده می شود. و قبل از این که رأی آن ها در شمارش آراء منظور گردد، به وضعیت آن ها از لحاظ احراز شرایط رسیدگی می شود.
اداره و سرپرستی انتخابات
همان طورکه تا کنون مشاهده شده، در یالات متحده، انتخابات، حتی برای مناصب فدرال،به صورت محلی اداره می شود. و اداره کنندگان انتخابات – که معمولا ً مسئولان شهرداری یا شهرداری های منطقه ای یا متصدیان آن هستند – وظایف دشواری به عهده دارند. آنها نه تنها در تمام طول سال مسئول ثبت نام از رأی دهندگان و تعیین افراد واجد شرایط رأی دادن هستند، بلکه برای هر انتخابات باید به طراحی برگه های رأی بپردازند و اطمینان حاصل کنند که نام کاندیدا های صلاحیت دار در فهرست آمده و همه چیز درست نوشته شده است. آنها برگۀ رأی گیری را تا جایی که امکان دارد باید ساده و روشن طراحی کنند.
در حال حاضر هیچ ضوابطی در سطح ملی برای این برگه ها وجود ندارد. طبق مصوبۀ حق رأی دادن، مسئولان انتخابات باید برگه های رأی گیری را به چند زبان تهیه کنند (در صورتی که زبان اول مردم انگلیسی نباشد). در بعضی محدوده های قضایی، فهرست نام کاندیدا ها و احزاب باید به طور نامنظم روی ورقه آورده شود. و نهایتا ً ، مسئولان محلی انتخابات، باید دستگاه های رأی گیری را هم انتخاب کنند و توجه داشته باشند که برگه های رأی با دستگاهی که انتخاب می کنند بخواند.
در فاصله بین دو انتخابات، نگهداری و انبار کردن این دستگاه ها با مسئولان محلی است. و یکی از مشکل ترین وظایف آن ها استخدام موقت کادر وسیعی از کارکنان برای یک دوره کار فشرده (معمولا ً 10 تا 15 ساعت) در روز انتخابات است.
ماهیت رأی گیری
به این ترتیب، تلاش های زیادی برای آماده کردن مقدمات یک انتخابات عادلانه، قانونی و حرفه ای باید صورت بگیرد. از آن جا که وسایل و برگه های رأی گیری معمولا ًتوسط مسؤلان محلی تهیه و خریداری می شود، نوع و وضعیت وسایل مورد استفادۀ رأی دهندگان، غالبا ً با وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مبنای مالیاتی محلی که در آن سکونت دارند، درارتباط است. و چون درآمد های مالیاتی محلی برای تأمین بودجۀ مدارس، پلیس، خدمات آتش نشانی، و پارک ها و تسهیلات تفریحی نیز در نظر گرفته می شود، سرمایه گذاری در استفاده از فن آوری پیشرفته برای انتخابات از اولویت کمتری برخوردار بوده است.
در ایالات متحده، دستگاه های رأی گیری و شمارش رأی تنوع زیادی دارند، و دور نمای فناوری رأی گیری مرتب در حال تغییر است. امروزه در جا های معدودی رأی گیری به صورت دستی انجام می شود، یعنی همان طور که در گذشته رسم بوده است، با ارائۀ ورقه های کاغذ که در کنار نام کاندیدای موردنظر باید علامت ضربدر گذاشته شود، اما خیلی از سیستم های کامپیوتری هم هنوز به برگه های کاغذی وابسته هستند که باید داخل دایره ها را سیاه کرد ویا خطوط را به هم متصل ساخت. این برگه ها سپس از طریق کامپیوتر کاویده می شوند و تعداد آرا ثبت می گردد؛ به دستگاه مخصوص این کار، سیستم کاوش بصری گفته می شود.
در بعضی محدوده های قضایی هنوز از دستگاه های اهرم دار استفاده می شود، در این روش، رأی دهندگان اهرمی را در کنار نام کاندیدای مورد نظر خود، یا مسئله ای که به آن رأی می دهند، پایین می آورند. از دیگر دستگاه های بسیار معمول، دستگاه مجهز به کارت سوراخ دار است. برگۀ رأی گیری از یک کارت تشکیل شده که در کنار اسامی سوراخ هایی وجود دارد، یا این که کارت در دستگاه نگهدارندۀ کارت قرار گرفته که با تصویر برگۀ رأی گیری مطابق می شود و بعد سوراخ می گردد. این شیوۀ رأی گیری موجب بروز اختلافاتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 در فلوریدا شد. در نتیجۀ این اتفاق، در بسیاری از محدوده های قضایی استفاده از این دستگاه خاص کنار گذاشته شد. مصوبۀ کمک به رأی گیری در آمریکا موجب تأمین بودجه برای بسیاری از محدوده های قضایی در جایگزین کردن سیستم های اهرم دار و پانچ کارت بود.
گرایش فعلی، به استفاده از دستگاه های ثبت مستقیم الکترونیکی (DRE) است، که دارای مانیتور های فشاری، مانند دستگاه های خودپرداز بانک ها هستند. کارشناسان سیستم های ایمنی جهت حساس تر کردن این دستگاه ها مشغول به کار هستند.
یکی از تحولات بزرگ در سیستم های رأی گیری، در پیش گرفتن روش هایی است که رأی دهندگان قبل از شروع انتخابات بتوانند رأی دهند. آغازگر این گرایش تسهیلاتی بود که برای رأی دهندگان غایب در نظر گرفته شد، یعنی کسانی که روز انتخابات در محل سکونت خود حضور نداشتند. در بعضی ایالات و محدوده های قضایی استفاده از این روش آزاد شد، به این ترتیب که شهروندان به عنوان "رأی دهندگان همیشهً غایب" ثبت نام می کنند و برگه ای برای رأی گیری به نشانی پستی آن ها ارسال می شود. در ایالت اورگان، انتخابات به تمامی ً از طریق پست انجام می شود، اما در حال حاضر اورگان تنها ایالتی است که این روش را در پیش گرفته است. رأی دهندگان غایب، عموما ً برگۀ تکمیل شدۀ رأی خود را از طریق پست برمی گردانند.
از دیگر راه های تازه، "رأی دادن پیش از موعد " است، که دستگاه های رأی گیری، از سه هفته قبل از روز انتخابات، در مراکز خرید و دیگر مکان های عمومی تعبیه می شوند. شهروندان به فراخور موقعیت خود، برای رأی دادن اقدام می کنند.
شمارش آراء
جدول بندی آرا روز انتخابات تنظیم می شود. با این که از رأی دادن پیش از موقع استقبال زیادی صورت می گیرد، این آراء تا بعد از اتمام مهلت انتخابات شمارش و جدول بندی نمی شوند، به همین دلیل نمی توان به طور رسمی اعلام کرد که کدام کاندیدا ها جلو تر وکدام عقب تر هستند. اطلاعات پیش از موقع در مورد نتایج، ممکن است بر مراحل نهایی انتخابات تأثیر بگذارد.
جنبش اصلاحات
یکی از درس های انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 این بود که مسائلی که سرپرستی انتخابات، رأی گیری و شمارش آرا در فلوریدا با آن مواجه شد، می توانست در هر نقطۀ دیگر ایالات متحده نیز با شدت و ضعفی مشابه رخ دهد. در این مورد مطالعات و تحقیقات زیادی صورت گرفت، و کارشناسان زیادی در میز گرد ها شرکت و ابراز عقیده کردند و نهایتا ً تصمیم گرفته شد که نیاز به پاره ای اصلاحات وجود دارد.
در سال 2002، کنگره قانون کمک به رأی گیری در آمریکا (HAVA) را از تصویب گذراند، که حاوی اصول متعددی است. اول این که، دولت فدرال تقبل کرد برای جایگزین کردن دستگاه های قدیمی کارت سوراخ دار و اهرمی، بودجه ای در اختیار ایالات و مناطقی که نیاز دارند، قرار دهد. دوم این که، کمیسیون یاری به انتخابات برای تأمین کمک های فنی به مسئولان محلی انتخابات تشکیل شد وضوابطی برای دستگاه های رأی گیری معین کرد. مجموعۀ اقدامات این کمیسیون، ترتیب دادن برنامه های پژوهشی برای مطالعه روی دستگاه های رأی گیری و طراحی برگه های رأی، شیوۀ ثبت نام، شیوه های رأی گیری موقت و جلوگیری از تقلب، روند استخدام و تربیت کارکنان حوزه های رأی گیری، برنامه های آموزشی برای رأی دهندگان و دیگر مسائل را در بر می گیرد.
مصوبۀ HAVA نمایانگر دخالت محدود دولت فدرال در یک مسئلۀ اداری محلی است.اما این اصلاحات موجب تأکید بر اعتمادی است که آمریکاییان به سیستم انتخابات کشورشان دارند. و وقتی می اندیشیم که انتخابات یعنی مشروعیت دادن به بنیاد دموکراسی، هزینه هایی که دراین راه صرف می شود، ناچیز جلوه می کند.
اگر بخواهيم انتخابات رياست جمهوري در آمريكا را مورد بررسي و مطالعه قرار داهيم بايد با كاركرد، مفهوم و شاه بيت اصلي آن كه همان "كالج هاي انتخاباتي" است به درستي آشنا شويم.
كنوانسيون مسوول تدوين قانون اساسي در سال 1787 كه كار تدوين و نگارش قانون اساسي ايالات متحده پس از استقلال آن از بريتانيا در 1776 را بر عهده داشت ، به هنگام مطرح شدن شيوه انتخاب رييس جمهور به عنوان رييس كشور و اداره كننده دولت فدرال چندين روش انتخاب رئيس جمهور از جمله انتخاب توسط كنگره، انتخاب توسط فرمانداران ايالات، انتخاب توسط مجالس قانونگذاري ايالات، انتخاب توسط گروه ويژه اي از اعضاء كنگره و انتخاب مستقيم توسط آراي مردم را مورد بررسي قرار داد، اما از آنجا كه هيچكدام از اين روشها نتوانست رأي لازم را به دست آورددر نهايت تعيين روش بهتر براي انتخاب رئيس جمهور به كميته اي يازده نفره محول شد.
اين كميته پس از بررسيهاي لازم، پيشنهاد شكل گيري كالج هاي انتخاباتي اوليه را ارائه نمود و بالاخره پس از موافقت، طرح كالج هاي انتخاباتي با اندك اصلاحاتي در سند نهايي درج شد.
در واقع قانونگذاران امريكايي با انتخاب سيستم "كالج هاي انتخاباتي"تلاش داشتند تا بين دولت فدرال و حكومت ايالات نوعي تعادل بر قرار سازند. بدين طريق كه در ضمن حفظ مشاركت عموم مردم در انتخابات، به ايالات داراي جمعيت كمتر حق حضور بيشتري داده شود و انتخاب رييس جمهوري مستقل از كنگره و بدون نفوذ آن به اجرا درآيد.
هدف از اين كار اين بود كه رييس جمهور انتخابي، از نهايت استقلال عمل برخوردار شود و از نفوذ سياسي گروه ها و باند هاي پيدا و پنهان قدرت مصون بماند.
از سوي ديگر قانونگذاران آمريكايي تلاش داشتند تا هر چه بيشتر عرصه انتخاب رييس دولت فدرال يا همان رييس جمهور را از توده گرايي و پوپوليسم به دور نگاه دارند.در اين صورت كمتر فردي مي توانست با شعارهاي فريبنده و اغواكننده بر سرنوشت كشور مستولي شود.
1- مفهوم و مكانيزم كالج هاي انتخاباتي
طبق اصل 2 قانون اساسي ايالات متحده ، تعداد اعضاي كالج هاي انتخاباتي در هر ايالت برابر است با تعداد نمايندگان آن ايالت در مجلس سنا و مجلس نمايندگان . جمع اين افراد طبق قانون اساسي 538 نفر تعيين شده است.
روش انتخاب اين افراد نيز همانند روش انتخاب اعضاي مجالس قانونگذاري در هر ايالت مي باشد، لذا از اين جهت انتخاب اعضاي كالج ها در برخي ايالات مستقيم و در برخي ديگر غيرمستقيم و بعضا توسط مجالس ايالتي صورت مي گيرد.(در6 ايالت امريكا اعضاي كالج هاي انتخاباتي توسط مجالس ايالتي انتخاب مي شوند كه به اين ايالات در اصطلاح "كاكس" مي گويند).
اعضاي اين كالج ها نبايد از بين سناتورها، اعضاي مجلس نمايندگان و اشخاصي باشند كه داراي دفاتر تجاري يا غيرتجاري در آمريكا مي باشند.همين طور نظاميان و كارمندان دولت فدرال نيز نمي توانند عضو كالج هاي انتخاباتي شوند.
به دليل دوري جستن از تأثيرپذيري سياسي، اعضاي اين كالج ها بايد در ايالات خود گرد هم آيند و فرد مورد نظر را انتخاب كنند. از اين رو قبل از روز انتخاب نهايي هيچ جلسه مشتركي براي گردهم آيي اعضاي كالج هاي انتخاباتي ايالت هاي مختلف ترتيب داده نمي شود و فقط كنگره مي تواند روزي مشخص را براي برگزاري جلسات و برگزيدن رئيس جمهور تعيين نمايد.
براي انتخاب رئيس جمهور نيز اكثريت آراي اعضاي كالج ها نياز است.كه حدنصاب آن 270 راي اعضاي كالج انتخاباتي است(از مجموع 538 عضو).
البته بعدها در روش عمل و انتخاب اين كالج هاي انتخاباتي ، تغييراتي در قانون اساسي به عمل آمد .(مثلا در اصلاحيه دوازدهم قانون اساسي در سال 1804 ) در ابتدا كالج ها به دو نفر رأي مي دادند. شخصي كه اكثريت آراء را كسب مي كرد به عنوان رئيس جمهور و شخص دوم به عنوان جانشين رئيس جمهور شناخته مي شد كه امروزه اين روش تغيير يافته است و رييس جمهور معاون و جانشينش را خود (و عموما بعد يا حين برگزاري كنوانسيون ملي حزبي )و چند ماه مانده به روز انتخابات به مردم معرفي مي كند.
اگرچه يك معيار مشخص براي تعداد اعضاي اين كالج ها وجود دارد كه عبارت است از مجموع تعداد اعضاء هر ايالت در مجالس سنا و نمايندگان.(مثلا ايالت كاليفرنيا كه 55 راي الكترال ( بالاترين راي الكترال در ايالات متحده) را دارد 2 نماينده در سنا دارد و 53 نماينده در مجلس نمايندگان. جمع عددي اين دو 55 مي شود ) ليكن اين تعداد در هر دوره مورد ارزيابي قرار مي گيرد و مخصوصا براي ايالت ها و بخش هاي مستقل اين امر مورد بازبيني واقع مي شود.
در سال 2000 اين تعداد براي بخش ها و ايالت هاي مستقل حداقل به سه نفر رسيد . كمترين و بيشترين نفرات حاضر در كالج هاي انتخاباتي 3 و 55 نفر است و در حالي كه ايالت هايي چون آلاسكا و يا داكوتاي شمالي تنها 3 عضو در كالج انتخاباتي دارند اما ايالت بزرگ و پرجمعيتي چون كاليفرنيا (كه به تنهايي پنجمين اقتصادبزرگ جهان است)55 نفر در كالج انتخاباتي دارد.
در گذشته هر ايالتي بنا بر نحوه انتخابات نمايندگان خود در مجالس قانونگذاري محلي، اعضاي كالج ها را انتخاب مي كرد و لذا در برخي ايالات اين انتخابات غيرمستقيم بود و در برخي مستقيم.اما امروزه در بيشترايالات انتخاب مستقيم براي برگزيدن اعضاي كالج ها انجام مي شود و اگر چه در گذشته نقش اين كالج ها پر رنگ تر بود، اما امروزه مردم اگر چه به اين اعضا رأي مي دهند اما در واقع آنها رييس جمهور را بر مي گزينند. چرا كه اسامي اين افراد بر روي برگه هاي رأي ذكر نمي شود، بلكه نام حزب آنها و يا نام كانديداي رياست جمهوري ذكر شده و طبيعي است كساني كه به نامزد جمهوري خواه رأي مي دهند، مقصود آن است كه اعضاي كالج نيز از حزب جمهوري خواه بوده باشند.
2- كاركردها و نواقص كالج هاي انتخاباتي
1-2 راي به كانديدايي غير از كانديداي مورد نظر راي دهنده ها:
هر چند كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در راي دادن خود آزادند اما غالبا اين كانديداها در روز انتخاب نهايي (در ماه دسامبر) به نامزدي راي مي دهند كه اكثريت راي دهندگان ايالتي آنها، انتخاب آن نامزد را توقع دارند.
به واقع با توجه به اينكه اعضاي كالج انتخاباتي توسط حزبي برگزيده مي شود كه بيشترين راي را در ايالت متبوعه به دست آورده است، كمتر اتفاق مي افتد كه اين اعضا رايي مغاير با آنچه كه حزب پيروز در انتخابات ايالتي مورد نظر دارد بدهند.
اما بارها اتفاق افتاده است كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري براي رييس جمهور (در دسامبر )،به نامزدي غير از آنچه كه انتظار مي رفته است راي داده اند (و به عبارت بهتر خلف وعده كرده اند).
اين اتفاق 7 بار در قرن گذشته ميلادي رخ داده است. اولين نمونه تاريخي آن در سال 1824 كه رقابت بين آندرو جكسون با آدامز بود انجام پذيرفت و برخلاف رأي اكثريت، آدامز به عنوان رئيس جمهور معرفي شد.
در انتخابات سال 1876 نيز علي رغم رأي اكثريت به ساموئل تلدن، راتر فورد هايس برنده اعلام شد. در سال 1888 گلوور كلولند با اكثريت آرا جاي خود را بنابه رأي كالج هاي انتخاباتي به هريسون داد .
اگرچه براساس قوانين موجود، اعضاي كالج ها مي توانند به افراد و نامزدان غيرحزب خود نيز رأي دهند، اما به طور سنتي اين افراد صرفاً به نامزدان حزب خود رأي مي دهند.
با اين حال، چنانچه رأي اعضاي كالج ها به نامزد غيرحزب خود معطوف شود، قانوناً هيچ اقدامي متصور نيست مگر اينكه حزب مربوطه از جهت سياسي با اين نماينده برخورد كند.همانطور كه اشاره شد چنين موضوعي تاكنون 7 بار در قرن گذشته ( در سالهاي 1948 1958، 1960، 1968، 1972، ،1976، 1988و 2000)و 3 بار در قرن 19 اتفاق افتاده است.
2-2 -عدم لحاظ راي حزب بازنده در هر ايالت:
در انتخابات ايالات متحده هر ايالت "سبد راي"جدا و مجزايي دارد كه ميزان راي در آن سبد تمامي اعضاي كالج هاي انتخاباتي را از يك حزب تعيين مي كند .
با توجه به اصل" WINNER TAKES ALL"كه بر گردان فارسي آن در واقع عبارت "برنده همه چيز را مي برد"است ،هر نامزدي در هر ايالتي كه موفق شود اكثريت آراي آن ايالت را از آن خود كند 100 درصد آراي آن ايالت به نامزد حزب پيروز تعلق مي گيرد.از اين رو ممكن است يك نامزد انتخاباتن رياست جمهوري راي عددي بيشتري داشته باشد اما با توجه به تركيب متكثر آرا در ايالات اين نامزد موفق به كسب 270 راي الكترال مورد نياز براي راه يابي به كاخ سفيد نشود.
مثلا نامزدي در چندين ايالتي كه راي الكترال كمتري به نسبت جمعيت خود داشته است با راي بالايي پيروز شده است، اما نامزد مقابل در چند ايالتي كه راي الكترال بيشتري بوده است برتري را از آن خود كرده است. بنابراين و در اين صورت نامزدي كه آراي الكترال بيشتري كسب كرده است علي رغم داشتن راي عددي كمتر در مجموع ايالات به كاخ سفيد راه خواهد يافت.
3- زمان ها و مكان هاي ثابت و" لايتغير"
در انتخابات ايالات متحده بر طبق قانون اساسي زمان هاي مشخصي براي راي گيري و نيز انتخاب رييس جمهور و ...تعيين شده كه بيش از 200 سال است كه تغيير نكرده اند. چند تاريخ معين براي انجام انتخابات وجود دارد. اولين تاريخ عبارت است از سه شنبه بعد از اولين دوشنبه در ماه نوامبر. اين تاريخ و روشي كه در سال 1845 توسط كنگره برگزيده شد، براي جلوگيري از بي نظمي و اشتباه بود، كه به طور سنتي نيز ماه نوامبر به دليل آن انتخاب شده كه زمان درو بوده و كشاورزان زمان لازم براي رأي دادن را داشته اند. سه شنبه بدين دليل انتخاب شده كه با فاصله لازم از يكشنبه قرار دارد كه روز استراحت مردم مي باشد. همچنين در ماه نوامبر زمستان هنوز آغاز نشده و امكان مسافرت در شمال كشور وجود دارد.
اعضاي كالج ها نيز بر اساس زمان تعيين شده از سوي كنگره در ايالات خود گرد هم آمده و رأي خود را اعلام مي كنند. اين روز توسط كنگره اولين دوشنبه بعد از دومين چهارشنبه در ماه دسامبر تعيين شده است. پس از رأي دادن، آراي آنها مهر و موم شده و براي رئيس مجلس سنا ارسال مي گردد. پس از ارسال آراء كالج هاي انتخاباتي نيز به اتمام مي رسد و تا انتخاباتي ديگر اين كالج ها وجود نخواهند داشت.
4- جايگاه معاون اول رياست جمهوري:
در انتخابات رياست جمهوري در آمريكا هر نامزدي موظف است تا چند ماه مانده به روز راي گيري معاون خود را به مردم معرفي كند.پس از معرفي معاون نامزد انتخابات رياست جمهوري به همراه معاونش تبديل به يك زوج انتخاباتي مي شوند.طبق قانون اساسي معاون رياست جمهوري آمريكا دو اختيار و جايگاه و يا كاركرد عمده دارد كه يكي اداره مجلس سنا است و ديگري جايگزين شدن به جاي رييس جمهور در صورت فوت يا بيماري يا استعفاي آن است.
در دهه هاي گذشته به كرات اتفاق افتاده است كه معاون رييس جمهور جايگزين رييس جمهور شده است. بنابراين چون بر طبق قانون اساسي آمريكا زمان برگزاري انتخابات در اين كشور ثابت و لايتغير است هيچ گاه در صورت فوت يا استعفاي رييس جمهور انتخابات زودرس يا چيزي شبيه به آن برگزار نمي شود.
حتي اگر رييس جمهور در روز اول مسئوليت خود بنا به دلايلي فوت كند و يا قادر به ادامه فعاليتش به عنوان رييس جمهور نباشد،اين معاون رييس جمهور است كه تا پايان مهلت قانوني 4 ساله در جايگاه رياست جمهوري قرار مي گيرد.البته معاون رياست جمهوري بر طبق عرف مسئوليتهاي ديگري نيز دارد .
مثلا عرف رايج در دوران مبارزات انتخاباتي زوج هاي رقيب بر اين اساس است كه نامزد هاي اصلي (دو حزب دموكرات و جمهوريخواه و به ويژه در ماه اخر مانده به روز انتخابات) به طور مستقيم كمتر به يكديگر حمله مي كنند و سعي مي كنند حتي با زدن حرف هاي همه پسند نظر همه راي دهندگان (حتي سمپات هاي حزب مقابل را نيز) به خود جلب كنند.در اين هنگام اين معاونان هستند كه وظيفه حملات مستقيم عليه نامزد رقيب را بر عهده مي گيرند.
در تاريخ 6 دهه گذشته آمريكا چندين بار معاونان رياست جمهوري پس از فوت يا استعفاي رييس جمهور به كرسي رياست جمهوري تكيه زده اند.ترومن پس از فوت پرزيدنت روزولت و جرالد فورلد پس از استعفاي نيكسون در سال 1974 را مي توان در اين زمينه ذكر كرد.
5- نتيجه نهايي شمارش آرا
پس از ارسال آراء به كنگره، مرحله نهايي انتخابات انجام مي پذيرد. دو مجلس سنا و نمايندگان در نشست مشترك خود(كه در 6 ژانويه آن سال و در ساعت 1 بامداد برگزار مي شود) آرا را شمرده و رييس جمهور ايالات متحده را به مردم معرفي مي كنند. معاون رئيس جمهور كه به عنوان رئيس سنا مي باشد، آراء را باز نموده و آنها را به اعلام كنندگان (4نفر) جهت اعلام عرضه مي كند. چنانچه كسي به فرآيند انتخاب رييس جمهور اعتراضي داشته باشد بايد آن اعتراض را مكتوب كرده و آن اعتراض به طور مشترك از جانب 1 عضو مجلس سنا و 1 عضو مجلس نمايندگان به انجام برسد. نامزدي كه اكثريت آراء را داشته باشد (270 از 528 رأي كالج ها) به عنوان رئيس جمهور معرفي مي گردد.
در صورتي كه هيچ كدام از نامزدها اكثريت لازم(270 راي الكترال)را كسب نكنند رئيس جمهور از بين سه نفر آخر توسط مجلس نمايندگان و معاون رئيس جمهور از سوي سنا برگزيده مي شود.
6- ارزيابي
در ارزيابي نظام انتخاباتي ايالات متحده بايد به اين نكته اشاره داشت كه شاكله اين نظام انتخاباتي بر مبناي "كالج هاي انتخاباتي"بنا نهاده شده است كه در ذات خود نوعي ترس از انتخاب مستقيم رييس جمهور توسط مردم و مهار گرايش هاي زودگذر اجتماعي به وسيله پختگي و تجربه اعضاي كالج هاي انتخاباتي نهفته است.
البته اعتراضات بسياري به اين روش وجود داشته است و در كنار آن پيشنهاداتي نيز براي اصلاح اين شيوه ارايه شده و مي شود. مهمترين ايراد نقض حقوق اكثريت و راي عددي مردم است.
مورد ايراد ديگر اصل "برنده همه چيز را مي برد"است كه بر طبق آن راي مردمي كه در ايالت ها در اقليت هستند و به نامزدي راي داده اند كه بازنده شده است به يك باره به سبد نامزد برنده رفته و به يكباره تبديل به عكس خود مي شود و بدين وسيله مي توان گفت راي كمتر در ايالت ها به مفهوم خوانده نشدن راي است.
بنابراين عده اي معتقدند كه بهتر است كالج هاي انتخاباتي حذف شوند، يا رأي اكثريت اعضا ملاك قرار گيرد و يا اصل "برنده، تمام آرا را مي برد" ملغي شود و يا روش انتخابات تناسبي برقرار شود كه طي آن نامزدي كه اكثريت بيشتر را به خود اختصاص مي دهد، به عنوان رئيس جمهور معرفي شود.
مخالفين روش كالج هاي انتخاباتي چند نقيصه عمده سيستم كالج هاي انتخاباتي را چنين بر مي شمارند:
1-احتمال تغيير راي اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري
2-احتمال به قدرت رسيدن رييس جمهوري با راي كمتر
3-عدم امكان حضور نامزدي مستقل و خارج از دو حزب دموكرات يا جمهوريخواه
4-كاهش انگيزه مشاركت مردم
اما همچنان نخبگان سياسي آمريكا راي گيري به شيوه كالج هاي انتخاباتي را پخته ترين فرايند تلفيق دموكراسي با مصلحت عمومي نخبه گرايانه مي دانند و از اين شيوه دفاع مي كنند.شيوه اي كه در جهان منحصر به فرد است.
البته اين شيوه كاملا تحت تاثير تجربيات تاريخي و واقعيات اجتماعي و سياسي در هنگام استقلال و شكل گيري كشور ايالات متحده در ربع آخر قرن هجدهم ميلادي شكل گرفته است و به مرور زمان نيز تحولاتي در آن صورت پذيرفته است.
منابع:
1- آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند، انتشارات خوارزمي، تهران، 1361
2- نقيبزاده، احمد، اطلاعات سياسي، اقتصادي، شمارههاي 28،30،31
3- دوژوره، موريس، احزاب سياسي، ترجمه رضاعلومي، انتشارات اميركبير، تهران، 1357
4- هوبرمن، لئو، مامردم، ترجمه حشمت كامراني، انتشارات علموتكاپو، تهران، 1360
5- ژولين كلود، رويا و تاريخ، ترجمه مرتضي كلانتريان، انتشارات آگاه، تهران، 1357
1- آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند، انتشارات خوارزمي، تهران، 1361
2- نقيبزاده، احمد، اطلاعات سياسي، اقتصادي، شمارههاي 28،30،31
3- دوژوره، موريس، احزاب سياسي، ترجمه رضاعلومي، انتشارات اميركبير، تهران، 1357
4- هوبرمن، لئو، مامردم، ترجمه حشمت كامراني، انتشارات علموتكاپو، تهران، 1360
5- ژولين كلود، رويا و تاريخ، ترجمه مرتضي كلانتريان، انتشارات آگاه، تهران، 1357
حتما تا حالا دربارهی اينکه انتخابات رياستجمهوری در آمريکا با ساير کشورها، دارای تمايز است، چيزهايی شنيدهايد؛ قصد داريم که در اين مقاله، به اين اختلافها بپردازيم. در انتخابات دور قبل رياستجمهوری، در سال 2000، جرج بوش توانست با اختلاف اندکی از ال گور، بر مسند رياستجمهوری آمريکا تکيه زند. در حالی که مقامات جمهوری اسلامی اختلافات رای ميان وی و رقيباش را چند عدد میدانند و آن را بارها و بارها در سخنرانیهای خود عنوان کردهاند، اما بايد بدانيم که اختلاف چند رای، به مثابه چند رای واقعی نيست، يعنی اينکه اين "اختلاف آراء"، تفاوت تعداد آراء "کالج الکترالها" يا "هيئتهای انتخابگر" است.
مقدمهروند انتخابات سراسری آمريکا که هر چهار سال يک بار، علاوه بر انتخاب اعضای نمايندگان و مجلس سنا يعنی کنگره آمريکا و انتخابات ايالتی و محلی ويژهی گزينش رئيسجمهوری نيز هست، يکی از دموکراتترين انواع نظامهای آزاد انتخاباتی جهان است.
در مرحله نخست، مردم به نامزد مورد علاقهی خود برای احراز مقام رياستجمهوری راًی می دهند. برگزاری انتخابات سراسری آمريکا، هميشه در سال زوج انجام می شود؛ هر دو سال يکبار ويژهی کنگره و هر چهار سال يکبار، علاوه بر انتخابات مربوط به کنگره، ويژهی انتخابات رياستجمهوری نيز هست.
پس از برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات سراسری، مرحله دوم رایگيری برای انتخاب رئيسجمهوری انجام میشود. مرحله دوم را اصطلاحا «الکترال کالج» مینامند. اين دو مرحله هر چند مکمل يکديگر است، اما بنا بر سابقه تاريخی تا به حال، چهار بار خلاف يکديگر عمل کرده است؛ يعنی فردی که در انتخابات مرحله نخست، بيشترين آرای مردم را بدست آورده است، در مرحله دوم يا همان "رای الکترال"، دارای اکثريت آرای "کالج الکترال" نبوده و در نتيجه نتوانسته است به "رياستجمهوری آمريکا" برسد.
برای شناسايی مرحله دوم انتخابات يا «کالج الکترال» بايد به سابقهی آن برگشت، سابقهای که نشان از کوشش بنيانگذاران کشور آمريکا در پيشبينی مشکلات پيشروی و در نتيجه حل آن میدهد.
سابقهی تاريخی نحوه انتخابات سراسری در آمريکا
بايد توجه داشت که حدود دويست و هفده سال پيش، يعنی در زمان دور هم نشستن و بحث و مجادله کردنهای بنيانگذاران آمريکا در آن دوره، تنها سيزده ايالت وجود داشت. اين ايالتها در مسئله تدوين قانونی، بهنام "قانون اساسی" برای کشور نو پای آمريکا به توافق رسيده بودند، اما با اين پرسش مشکل روبرو بودند که چگونه ميتوان رئيسجمهوری را برای کشوری انتخاب کرد که متشکل از سيزده ايالت کوچک و بزرگ است؛ ايالتهائی که با عشق و باور تمام، از آزادی خود پاسداری میکردند و به هر گونه قدرت يا يک حکومت مرکزی مشکوک بودند.
سرزمينی که تنها چهار ميليون نفر را در خود جای داده بود. چهار ميليونی که در فاصله هزارها کيلومتر در شرق و غرب و شمال و جنوب آن و در راستای ساحل اقيانوس اطلس پراکنده بودند. در روزگاری که نه خبری از ارتباطات به گونه امروزی بود و نه حتی به آسانی ميتوانستند سفر کنند.
علاوه بر اين مشکلات، باور بنيانگذاران آمريکا بر اين بود که جو روز، تحتتاًثير متفکرين سياسی بريتانيا يا احزاب سياسی ناصالحی قرار دارد و بالاًخره اينکه، «چگونه ميتوان رئيسجمهوری را انتخاب کرد که بدون بهمخوردن توازن، بهدقت تعيينشده، و همچنين بين وظائف و مسئوليتهای رياستجمهوری و کنگره از يک سو و رابطه ايالتها با دولت فدرال از سوی ديگر عمل کرد؟»
و اينجا بود که "کنوانسيون قانون اساسی آمريکا" که سر انجام آن را با امضای 55 نماينده بهتصويب رساند، اعمال روشهای گوناگونی را برای انتخاب رئيسجمهوری مورد مطالعه قرار داد.
55 عضو کنوانسيون تدوين قانون اساسی آمريکا در فکر يافتن نحوه انتخاب رئيسجمهوری بودند. يکی از نظرها اين بود که کنگره رئيسجمهوری را بر گزيند. اما گروهی بر اين گمان بودند که انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره، ميتواند تفرقهانگيز باشد و بسياری را در کنگره با احساسات متضادی باقی گزارد، بهمين دليل، اين نظريه رد شد.
عده ای ديگر می گفتند، انتخابی اين چنين، يعنی تنها با نظر کنگره، میتواند دعوتی ناشايست برای يک بده بستان سياسی و حتی شايد دخالت دولتهای خارجی شود. گروه ديگری نيز، در رابطه با انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره احساس میکردند انجام چنين توافقی تنها بوسيله اعضای کنگره، میتواند توازن قدرت را بين پيکره قانونگذاری و شاخه اجرائی بر هم زند.
نظريه دوم اين بود که قانونگذاران ايالتی، رئيسجمهوری آمريکا را انتخاب کنند. اما اين نظر نيز بلافاصله رد شد. نگرانی از اين بود که رئيسجمهوری مرهون اين قانونگذاران شود و احتمالاً به آنان اجازه دهد قدرت "دولت فدرال" را دچار فرسايش کنند و بدين ترتيب نظريه ی کلی وجود يک دولت فدرال تضعيف شود.
سومين نظريه اين بود که رئيس جمهوری مستقيماً با راًی مردم برگزيده شود. با انجام انتخابات مستقيم هم، مخالفت شد، اما نه به اين دليل که تدوينکنندگان قانون اساسی به ذکاوت مردم در انتخابشان اطمينان نداشتند، بلکه بيشتر به اينجهت که آنان نگران بودند مردم بدون داشتن اطلاعات کافی در باره آن نامزدهای مقيم ايالتهای ديگر، بطور طبيعی به نامزد منطقهای و يا ايالتی خود راًی بدهند، بدترين وضع، هنگامی ميتوانست اتفاق افتد که هيچ فردی در انتخابات راًی اکثريت مردم را برای ادارهکردن کشور بدست نيآورده باشد. شايد بهترين انتخاب اين بود که رئيسجمهوری هميشه بتواند با بيشترين تعداد آراء بزرگترين و پر جمعيتترين ايالتها و با توجه اندکی به ايالتهای کوچکتر انتخاب شود.
سر انجام در کنوانسيون قانون اساسی آمريکا، کميتهای که اصطلاحاً "کميته يازده" ناميده می شد، انتخاب رئيسجمهوری آمريکا را با روش انتخابات غير مستقيم از طريق "کالج الکتورها" يا در حقيقت "شورای گزينشگران" پيشنهاد کرد. عملکرد کالج الکترال برای گزينش رئيسجمهوری آمريکا در حقيقت شبيه "کالج کاردينالها" در کليسای کاتوليک رم قديم بود که "پاپ" را انتخاب میکردند.
نظريه اوليه "کميته يازده" بر اين بود که آگاهترين و مطلعترين افراد از هر يک از ايالتها، بتوانند رئيسجمهوری را منحصراً بر پايه شايستگی و بدون توجه به ايالت زادگاه وی، يا اصل و تفکر سياسی اش بر گزينند.
هر چند که میتوان رد پای الکترال کالج آمريکا را در نظام جمهوری روم قديم يافت، اما تفاوت هائی بين اين دو روش انتخاب ديده می شود. در نظام روم قديم، شهروندان مرد با توجه به ثروت خود به گروههای صد نفری تقسيم میشدند که اصطلاحاً "سنچروريز" يا همان "صد" نام داشتند. هر گروه صد نفره دارای يک رای بود. اين راًی میتوانست در جهت تاًييد يا مخالفت با پيشنهادی باشد که در سنای روم ارائه شده بود.
در نظام "الکترال کالج" در انتخابات رئيس جمهوری آمريکا، ايالتها در نقش همان گروههای صد نفری هستند، با اين تفاوت که اينجا ديگر ثروتمندبودن، نقشی را در عضويت گروه بازی نمیکند. در نظام دو مرحلهای انتخابات رياستجمهوری آمريکا، تعداد رایهای هر ايالت، با توجه به تعداد هيئت اعضای همان ايالت در کنگره تعيين شده است.
بايد اضافه کرد که هر دو نظام انتخاباتی، روم قديم و رياست جمهوری آمريکا، در نحوه تنظيم خود از مزيتها و نقاط ضعف مشترکی برخوردار هستند. تشابه بين کالج الکترال در روند انتخاباتی آمريکا و بنيادهای کلاسيک روم قديم تصادفی نيست، زيرا در آن زمان بسياری از بنيانگذاران آمريکا از تاريخ باستان و دادهها و آموزههای آن آگاهی کافی داشتهاند.
اجرای طرح "الکترال کالج" چگونه است؟
نحوه برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات رياستجمهوری آمريکا، از قانون انتخابات تبعيت میکند که "کميسيون فدرال انتخابات" بر آن نظارت دارد. اما قانونگذاران هر ايالت میتوانند، قوانين و مقررات داخلی خود را تصويب کرده و بهمرحله اجرا در آورند. بهترين شاهد آن، شروع رایگيری برای انتخابات رياستجمهوری، "پيش از موعد مقرر" و دادن راًی در يازده ايالت است که امسال پانزده روز قبل از شروع روز رسمی انتخابات سراسری آمريکا آغاز شد.
طرح "رای پيش از موعد مقرر"، نخستين بار از سوی ايالت "فلوريدا" ارائه شد. ايالتی که در انتخابات قبلی رياستجمهوری آمريکا دچار مشکلات فراوانی شد و تکليف آرای الکترال آن ايالت، پس از گذراندن مراحل مختلف در دادگاههای ايالتی و سپس ديوان عالی آمريکا تعيين شد.
طرح کميته 11 کنوانسيون قانون اساسی اين گونه بود که اعضای شورای گزينشگران يا الکترال کالج هر ايالتی برابر خواهد بود با تعداد سناتورهای آن ايالت، بهعلاوهی تعداد اعضای مجلس نمايندگان همان ايالت. روش انتخابات گزينشگران شورای هر ايالت در اختيار قانونگذاران همان ايالت قرار گرفت و به اين طريق نگرانی ايالتها را از وجود يک دولت فدرال برطرف کرد.
اعضای کنگره آمريکا و کارمندان دولت فدرال از عضويت در کالج الکترال برای دادن رای ممنوع بودند، تا موازنه ميان پيکره قانونگذاری و شاخهی اجرايی دولت فدرال حفظ شود. سپس رایهای اعضای کالج الکترال هر ايالت، بايد مهر و موم شده و در اختيار رئيس مجلس سنا قرار گيرد، آنگاه رئيس مجلس سنا رایهای سربسته کالجهای الکترال ايالتها را در برابر نمايندگان کنگره گشوده و نتايج آن را اعلام خواهد کرد. فردی که بيش از همه دارای آرای کالج الکترال است، رئيسجمهوری منتخب خواهد شد.
اگر هيچ کس نتوانست به اکثريت مطلق در کالج الکترال دست يابد يا اگر دو نفر رای مساوی داشته باشند، در آن صورت مجلس نمايندگان در مقام مجلسی که به مردم نزديکتر است می تواند رئيس جمهوری را از ميان پنج رقيبی که در راس ديگران قرار دارند، انتخاب کنند.
اصل کلی حاکم بر نهاد کالج انتخاباتی آمريکا اين است که هر ايالت به يک نامزد رای می دهد و هر نامزدی که بتواند بيش از نيمی از آرای هر ايالت را کسب کند، آرای همه ايالت را خواهد برد، بنابراين اگر نامزدی بيش از نيمی از آرای ايالتهای بزرگی مانند نيويورک، تگزاس، کاليفرنيا يا فلوريدا را به دست آورد، همه آرای آنها را در کالج انتخاباتی برده است، و چون شمار نمايندگان هر ايالت در کالج انتخاباتی معادل شمار نمايندگان آن ايالت در دو مجلس کنگره است، طبعا ايالتهای پرجمعيت نمايندگان بيشتری در خارج خواهند داشت.
طبيعی است که نامزدهای رياست جمهوری توجه خود را بيشتر به ايالتهای بزرگ و پر جمعيت معطوف دارند، و نه به ايالتی مانند آلاسکا که سه نماينده در کالج انتخاباتی دارد. قبل از سال 1845، کنگره از ايالتها خواسته بود انتخاب اعضای کالج الکترال يا شورای گزينشگران خود را در فاصله ای 34 روزه و پيش از نخستين چهارشنبه ماه دسامبر برگزار کنند. نخستين چهارشنبه ماه دسامبر در سال۔ برگزاری انتخابات رياست جمهوری، ويژه گردهمايی اعضای الکترال کالج در ايالتهای خود بود.
نگاه منتقدانه به سيستم انتخاباتی آمريکا
بنيانگذاران کشور آمريکا که در اواخر قرن هجدهم قانون اساسی اين کشور را تدوين کردند، از اين هراس داشتند که ايالتهای پرجمعيت، که مثل هر ايالت ديگری به طور طبيعی منافع خودشان را به ايالتهای ديگر ترجيح میدهند، به خاطر اينکه اکثريت با آنهاست، به سادگی نامزد خودشان را بر ايالتهای کوچکتر يا ايالتهای کمجمعيتتر تحميل کنند. اگر رأی مستقيم هر شهروند را بدون توجه به اينکه از کدام ايالت میآيد به تساوی می گرفتند، رييسجمهور هميشه برگزيدهی يکی از ايالت های پرجمعيت میشد.
بنابراين، تدوينکنندگان قانون اساسی، برآن شدند که ميان ايالتها توازنی را برقرار کنند؛ شهروندان عادی همانهنگام که نام نامزدهای خود را به صندوق میريزند، همزمان، تعداد معينی "الکتور" يا گزينشگر را هم در ايالت خودشان برمیگزينند. هر ايالت تعداد معينی "الکتور" دارد. برای مثال ايالت "وايومينگ" که فقط نيم ميليون جمعيت دارد، دارای 3 عدد الکتور است و ايالت "کاليفرنيا" با بيش از 33 ميليون نفر جمعيت دارای 55 الکتور است. طبق اين فرمول، در ايالت "وايومينگ" برای هر 165000نفر يک الکتور وجود دارد، در حاليکه در "کاليفرنيا" هر 600000 نفر يک الکتور دارند. يا به عبارت ديگر، يک عدد رأی در وايومينگ به تقريب معادل چهار عدد رأی در کاليفرنياست!
همهء ايالتها روی هم 538 "الکتور" (گزينشگر) دارند. به دنبال رأیگيری درهر ايالت، الکتورها هستند که رييسجمهور را انتخاب میکنند. نامزدی که رأی اکثريت الکتورها را بگيرد، يعنی دست کم 270 الکتور، بهعنوان "رئيسجمهوری" انتخاب خواهد شد.
نکتهی ديگر در مورد نظام عجيب انتخابات در آمريکا، اينست که در هر ايالت، جداگانه، نامزدی که رأی اکثريت را بگيرد، همهی سهميهی الکتورهای آن ايالت، يکجا نصيباش خواهد شد و نامزدی که رأی کمتر آورده، ولو آنکه ميليونها نفر به او رأی داده باشند، در آن ايالت از دور خارج است.
امسال در انتخابات رياستجمهوری آمريکا، که دو نامزد اصلی شانه به شانه با يکديگر رقابت میکنند، اين احتمال داده میشود؛ که مثل چهار سال پيش، يکی از آن دو با تفاوت ناچيزی اکثريت عددی آراء را بدست آورد، اما به رياستجمهوری انتخاب نشود! چهار سال پيش، نامزد رقيب جورج بوش - ال گور- در سراسر کشور بر روی هم حدود نيم ميليون بيشتر رأی آورد، اما بازنده شد. دليل اين امر، نظام ويژه و غيرمتعارفِ انتخاباتی در آمريکاست که به آن «الکترال کالج» میگويند.
اکثر کسانی که نظام دموکراسی و انتخابات آزاد را میشناسند، در تعريف اين نظام، يک اصل را بديهی می گيرند: اينکه هر شهروند بالغ حق دارد يک رأی به صندوق بريزد و رأی او در شمارش نهايی به عنوان يک رأی، يا يک واحد، به حساب میآيد. نتيجهء انتخاباتِ سراسری در يک کشور، محاسبهء سادهء مجموع اين واحدهاست و نامزدی که اکثريت آراء سراسر کشور را بگيرد، "رئيسجمهور" می شود. اما اين اصلِ به ظاهر بديهی، درست همان چيزی است که در انتخابات رياست جمهوری ايالاتِ متحدهء آمريکا رسميت ندارد! سيستمِ انتخاباتی رياستجمهوری در آمريکا، نظام ويژه ای است که به آن "الکترال کالج" میگويند و طبق فرمولِ غيرمتعارفی عمل میکند. فرمولی که باعث میشود رأی يک شهروند از يک ايالت، با رأی شهروند ديگری از ايالت ديگر مساوی نباشد و حتی در مواردِ نادری نيز، رييسجمهور گزيده شده هم، منتخب اکثريتِ رأی دهندگان يک کشور نباشد! چطور چنين چيزی ممکن است؟
هرچهارسال يک بار که انتخابات رياست جمهوری در آمريکا برگزارمیشود، صدای اعتراض مخالفان نظام «الکتورال کالج» بالا میگيرد. روزنامهء نيويورک تايمز در سرمقالهی چند هفته پيش (29 آگوست) نوشت، اين نظام بايد برچيده شود و رأی مستقيم مردمی جای آنرا بگيرد.
در اين نظام، ايالتهايی که هميشه به طور سنتی يک حزب، اکثريت آرا را دارد، پيشاپيش همهی الکتورها را در کيسه دارند و اقليت هميشه میداند رأی او معادل صفر است! به اين نحو حدود سی ايالت از قبل، تکليفشان معلوم است و میماند چند ايالت کوچکتر يا کمجمعيتتر که برای تمام کشور تصميم میگيرند. اين چه جور دموکراسی است؟!
اما روزنامهء وال ستريت جورنال در پاسخ و در دفاع از همين نظام مینويسد (8 سپتامبر)، ما نمیخواهيم يازده ايالت پرجمعيت که هميشه هم از قبل معلوم است اکثريت در آنها به کدام حزب رأی میدهند، برای ساير آمريکايیها تصميم بگيرند. همين نظام بهترين است و نبايد به قانون اساسی دست زد.
انتخابات و فرایند انتخاباتی
(مقالۀ زیر برگرفته از چگونگی حکومت در ایالات متحده، از نشریه های وزارت خارجۀ آمریکا است.)
انتخابات فدرال در ماه نوامبر سال های زوج برگزار می شود. همان طور که حوزۀ انتخاباتی رییس جمهوری، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان با یکدیگر تداخل دارند، دورۀ تصدی مقام آنها نیز با یکدیگر مصادف است.
- کلیۀ اعضای مجلس نمایندگان هر دو سال یک بار از سوی رأی دهندگان حوزۀ انتخابیه، انتخاب می شوند.
- دورۀ خدمت سناتور ها شش سال است ودرهر سال زوج، یک سوم از آنها طی برگزاری انتخابات، برگزیده می شوند. مراسم انتخابات سناتور ها در کل ایالت برگزار می شود و آنها منتخب تمامی شهروندان ایالت هستند.
- رییس جمهوری و معاون رییس جمهوری هر چهار سال یک بار، و طی انتخاباتی در سطح کشور، انتخاب می شوند.
فرایند انتخابات، با اعلام کاندیداتوری نامزد ها، از مدتی پیش از برگزاری انتخابات آغاز می گردد. در فرایند انتخابات کنگره، در صورتی که بیش از یک نفر از حزبی واحد خود را کاندیدای انتخابات نماید، قبل از انتخابات اصلی، انتخابات مقدماتی برگزار می شود تا معین شود کدام کاندیدا در انتخابات عمومی حضور خواهد داشت.
فرایند انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری با انتخابات کنگره تفاوت دارد. با آغاز در ماه ژانویه و ادامۀ آن تا اواخر ماه ژوئن، در ایالات انتخابات مقدماتی یا جلسۀ سران حزب برگزار می شود. نتیجۀ این رأی گیری ها مشخص می کند که چند نماینده در کنوانسیون ملی حزب برای معرفی کاندیدای خود، که معمولا ً در ماه ژوییه یا اوت برگزار می شود، از هر یک از کاندیدا ها حمایت می کنند. در این کنوانسیون های سیاسی، کاندیدای هر حزب عملا ً مشخص می گردد.
در انتخابات عمومی ماه نوامبر، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان بر اساس کسب اکثریت آرا تعیین می شوند – کاندیدایی که اکثر آرا را به خود اختصاص دهد، برنده می شود، حتی اگر در اکثریت قرار نداشته باشد. در انتخابات ریاست جمهوری، هر ایالت دارای تعدادی رأی متعلق به هیئت انتخابیه است و این تعداد برحسب مجموع اعضای مجلس نمایندگان و سناتور های آن ایالت تعیین می شود. منطقۀ کلمبیا، هر چند یک ایالت محسوب نمی شود، ولی از تعداد سه رأی هیئت انتخابیه برخوردار است.
هر کاندیدای ریاست جمهوری که برندۀ آرای مردمی ایالتی گردد، طبق قاعدۀ همۀ آرا از آن برنده است، برندۀ آرای هیئت انتخابیۀ آن ایالت نیز می شود. بعد از تصدیق انتخابات در هر ایالت، آرای هیئت انتخابیۀ ایالت ها محاسبه می شود. در صورتی که کاندیدایی از اکثریت آرای هیئت انتخابیه برخوردار گردد ( حداقل 270 رأی از مجموع 538 رأی)، برندۀ انتخابات اعلام می گردد. چنانچه هیچ یک از کاندیدا ها موفق به کسب اکثریت آرای هیئت انتخابیه نگردید، مجلس نمایندگان آمریکا، به طوری که هیئت نمایندگان هر ایالت از یک رأی برخوردار باشد، برنده را انتخاب می کند. از آن جا که رییس جمهوری را مردم مستقیما ً انتخاب نمی کنند، احتمال دارد کاندیدایی علی رغم کسب اکثریت آرای مردمی در انتخابات بازنده شود.
روال انتخابات در آمریکا
اصلاح نظام انتخاباتی به اجرای قانون رأی گیری در آمریکا کمک خواهد کرد
(مقدمۀ زیر برگرفته از” انتخابات آمریکا به طورخلاصه” از انتشارات وزارت امور خارجه است.)
هزاران تن از مقامات رسمی، مسئولیت سازمان دادن و به اجرا درآوردن انتخابات آمریکا را به عهده دارند، که شامل جدول بندی و تأیید نتایج هم می شود. این مقامات باید به یک سلسله کار های مهم وپیچیده بپردازند – تعیین تاریخ دقیق انتخابات، تأیید صلاحیت کاندیدا ها، ثبت نام رأی دهندگان واجد شرایط و آماده کردن صورت اسامی آنان، انتخاب دستگاه ها و تجهیزات رأی گیری، طراحی برگه های رأی گیری، گردآوردن یک نیروی کار برای مدتی موقت به منظور ادارۀ روند کار در روز انتخابات؛ و بعد جدول بندی آرا و تأیید نتایج.
اکثریت انتخابات در آمریکا چندان به هم نزدیک نیست، اما گاهی رقابت ها به نتایج بسیار نزدیکی می انجامند یا نتایج آنها مورد اعتراض اقع می شود. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 – برای تعیین برندۀ انتخابات ریاست جمهوری با نزدیکترین نتایج به دست آمده در تاریخ آمریکا – موجب شد تا آمریکاییان با بسیاری از مسائل مربوط به ادارۀ انتخابات برای اولین بار آشنا شوند.
رأی دادن در ایالات متحده طی یک فرایند دو مرحله ای انجام می شود. در این جا یک فهرست کلی از رأی دهندگان واجد شرایط موجود نیست، بنابراین، شهروندان قبل از ثبت نام برای شرکت در انتخابات، از لحاظ صلاحیت باید مورد تأیید قرار بگیرند. شهروندان در محل اقامت خود برای رأی دادن ثبت نام می کنند؛ در صورتی که به محل جدیدی نقل مکان کنند، باید مجددا ً در محل اقامت جدید خود ثبت نام نمایند. ترتیب ثبت نام از رأی دهندگان برای جلوگیری از تقلب در انتخابات برقرار شده است، اما نحوۀ آن از ایالت به ایالت متفاوت است. در گذشته، ثبت نام گزینشی از رأی دهندگان موجب کنار ماندن بعضی از شهروندان– مخصوصا ً آفریقایی آمریکاییان ساکن در جنوب کشور – از شرکت در انتخابات می شد. اخیرا ً کوشش شده است تا در این فرایند تسهیلاتی ایجاد شود. برای مثال، طبق مصوبۀ ملی ثبت نام رأی دهندگان متعلق به سال 1993، شرکت کنندگان می توانند همزمان با تمدید گواهینامۀ رانندگی خود، برای رأی دادن در انتخابات نیز ثبت نام کنند.
یکی از مهمترین وظایف مسئولان انتخابات حصول اطمینان از حضور افراد واجد شرایط در فهرست اسامی و عدم حضور غیر واجدین شرایط در این فهرست هاست. عموما ً مسئولان انتخابات محلی در این مورد اشتباه می کنند و نام کسانی که واجد شرایط رأی دادن نیستند، در فهرست اسامی باقی می ماند. وقتی شهروندانی که نام آن ها در فهرست اسامی ذکر نشده به پای صندوق های رأی گیری می روند، به آنها یک برگۀ رأی گیری موقت داده می شود. و قبل از این که رأی آن ها در شمارش آراء منظور گردد، به وضعیت آن ها از لحاظ احراز شرایط رسیدگی می شود.
اداره و سرپرستی انتخابات
همان طورکه تا کنون مشاهده شده، در یالات متحده، انتخابات، حتی برای مناصب فدرال،به صورت محلی اداره می شود. و اداره کنندگان انتخابات – که معمولا ً مسئولان شهرداری یا شهرداری های منطقه ای یا متصدیان آن هستند – وظایف دشواری به عهده دارند. آنها نه تنها در تمام طول سال مسئول ثبت نام از رأی دهندگان و تعیین افراد واجد شرایط رأی دادن هستند، بلکه برای هر انتخابات باید به طراحی برگه های رأی بپردازند و اطمینان حاصل کنند که نام کاندیدا های صلاحیت دار در فهرست آمده و همه چیز درست نوشته شده است. آنها برگۀ رأی گیری را تا جایی که امکان دارد باید ساده و روشن طراحی کنند.
در حال حاضر هیچ ضوابطی در سطح ملی برای این برگه ها وجود ندارد. طبق مصوبۀ حق رأی دادن، مسئولان انتخابات باید برگه های رأی گیری را به چند زبان تهیه کنند (در صورتی که زبان اول مردم انگلیسی نباشد). در بعضی محدوده های قضایی، فهرست نام کاندیدا ها و احزاب باید به طور نامنظم روی ورقه آورده شود. و نهایتا ً ، مسئولان محلی انتخابات، باید دستگاه های رأی گیری را هم انتخاب کنند و توجه داشته باشند که برگه های رأی با دستگاهی که انتخاب می کنند بخواند.
در فاصله بین دو انتخابات، نگهداری و انبار کردن این دستگاه ها با مسئولان محلی است. و یکی از مشکل ترین وظایف آن ها استخدام موقت کادر وسیعی از کارکنان برای یک دوره کار فشرده (معمولا ً 10 تا 15 ساعت) در روز انتخابات است.
ماهیت رأی گیری
به این ترتیب، تلاش های زیادی برای آماده کردن مقدمات یک انتخابات عادلانه، قانونی و حرفه ای باید صورت بگیرد. از آن جا که وسایل و برگه های رأی گیری معمولا ًتوسط مسؤلان محلی تهیه و خریداری می شود، نوع و وضعیت وسایل مورد استفادۀ رأی دهندگان، غالبا ً با وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مبنای مالیاتی محلی که در آن سکونت دارند، درارتباط است. و چون درآمد های مالیاتی محلی برای تأمین بودجۀ مدارس، پلیس، خدمات آتش نشانی، و پارک ها و تسهیلات تفریحی نیز در نظر گرفته می شود، سرمایه گذاری در استفاده از فن آوری پیشرفته برای انتخابات از اولویت کمتری برخوردار بوده است.
در ایالات متحده، دستگاه های رأی گیری و شمارش رأی تنوع زیادی دارند، و دور نمای فناوری رأی گیری مرتب در حال تغییر است. امروزه در جا های معدودی رأی گیری به صورت دستی انجام می شود، یعنی همان طور که در گذشته رسم بوده است، با ارائۀ ورقه های کاغذ که در کنار نام کاندیدای موردنظر باید علامت ضربدر گذاشته شود، اما خیلی از سیستم های کامپیوتری هم هنوز به برگه های کاغذی وابسته هستند که باید داخل دایره ها را سیاه کرد ویا خطوط را به هم متصل ساخت. این برگه ها سپس از طریق کامپیوتر کاویده می شوند و تعداد آرا ثبت می گردد؛ به دستگاه مخصوص این کار، سیستم کاوش بصری گفته می شود.
در بعضی محدوده های قضایی هنوز از دستگاه های اهرم دار استفاده می شود، در این روش، رأی دهندگان اهرمی را در کنار نام کاندیدای مورد نظر خود، یا مسئله ای که به آن رأی می دهند، پایین می آورند. از دیگر دستگاه های بسیار معمول، دستگاه مجهز به کارت سوراخ دار است. برگۀ رأی گیری از یک کارت تشکیل شده که در کنار اسامی سوراخ هایی وجود دارد، یا این که کارت در دستگاه نگهدارندۀ کارت قرار گرفته که با تصویر برگۀ رأی گیری مطابق می شود و بعد سوراخ می گردد. این شیوۀ رأی گیری موجب بروز اختلافاتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 در فلوریدا شد. در نتیجۀ این اتفاق، در بسیاری از محدوده های قضایی استفاده از این دستگاه خاص کنار گذاشته شد. مصوبۀ کمک به رأی گیری در آمریکا موجب تأمین بودجه برای بسیاری از محدوده های قضایی در جایگزین کردن سیستم های اهرم دار و پانچ کارت بود.
گرایش فعلی، به استفاده از دستگاه های ثبت مستقیم الکترونیکی (DRE) است، که دارای مانیتور های فشاری، مانند دستگاه های خودپرداز بانک ها هستند. کارشناسان سیستم های ایمنی جهت حساس تر کردن این دستگاه ها مشغول به کار هستند.
یکی از تحولات بزرگ در سیستم های رأی گیری، در پیش گرفتن روش هایی است که رأی دهندگان قبل از شروع انتخابات بتوانند رأی دهند. آغازگر این گرایش تسهیلاتی بود که برای رأی دهندگان غایب در نظر گرفته شد، یعنی کسانی که روز انتخابات در محل سکونت خود حضور نداشتند. در بعضی ایالات و محدوده های قضایی استفاده از این روش آزاد شد، به این ترتیب که شهروندان به عنوان "رأی دهندگان همیشهً غایب" ثبت نام می کنند و برگه ای برای رأی گیری به نشانی پستی آن ها ارسال می شود. در ایالت اورگان، انتخابات به تمامی ً از طریق پست انجام می شود، اما در حال حاضر اورگان تنها ایالتی است که این روش را در پیش گرفته است. رأی دهندگان غایب، عموما ً برگۀ تکمیل شدۀ رأی خود را از طریق پست برمی گردانند.
از دیگر راه های تازه، "رأی دادن پیش از موعد " است، که دستگاه های رأی گیری، از سه هفته قبل از روز انتخابات، در مراکز خرید و دیگر مکان های عمومی تعبیه می شوند. شهروندان به فراخور موقعیت خود، برای رأی دادن اقدام می کنند.
شمارش آراء
جدول بندی آرا روز انتخابات تنظیم می شود. با این که از رأی دادن پیش از موقع استقبال زیادی صورت می گیرد، این آراء تا بعد از اتمام مهلت انتخابات شمارش و جدول بندی نمی شوند، به همین دلیل نمی توان به طور رسمی اعلام کرد که کدام کاندیدا ها جلو تر وکدام عقب تر هستند. اطلاعات پیش از موقع در مورد نتایج، ممکن است بر مراحل نهایی انتخابات تأثیر بگذارد.
جنبش اصلاحات
یکی از درس های انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 این بود که مسائلی که سرپرستی انتخابات، رأی گیری و شمارش آرا در فلوریدا با آن مواجه شد، می توانست در هر نقطۀ دیگر ایالات متحده نیز با شدت و ضعفی مشابه رخ دهد. در این مورد مطالعات و تحقیقات زیادی صورت گرفت، و کارشناسان زیادی در میز گرد ها شرکت و ابراز عقیده کردند و نهایتا ً تصمیم گرفته شد که نیاز به پاره ای اصلاحات وجود دارد.
در سال 2002، کنگره قانون کمک به رأی گیری در آمریکا (HAVA) را از تصویب گذراند، که حاوی اصول متعددی است. اول این که، دولت فدرال تقبل کرد برای جایگزین کردن دستگاه های قدیمی کارت سوراخ دار و اهرمی، بودجه ای در اختیار ایالات و مناطقی که نیاز دارند، قرار دهد. دوم این که، کمیسیون یاری به انتخابات برای تأمین کمک های فنی به مسئولان محلی انتخابات تشکیل شد وضوابطی برای دستگاه های رأی گیری معین کرد. مجموعۀ اقدامات این کمیسیون، ترتیب دادن برنامه های پژوهشی برای مطالعه روی دستگاه های رأی گیری و طراحی برگه های رأی، شیوۀ ثبت نام، شیوه های رأی گیری موقت و جلوگیری از تقلب، روند استخدام و تربیت کارکنان حوزه های رأی گیری، برنامه های آموزشی برای رأی دهندگان و دیگر مسائل را در بر می گیرد.
مصوبۀ HAVA نمایانگر دخالت محدود دولت فدرال در یک مسئلۀ اداری محلی است.اما این اصلاحات موجب تأکید بر اعتمادی است که آمریکاییان به سیستم انتخابات کشورشان دارند. و وقتی می اندیشیم که انتخابات یعنی مشروعیت دادن به بنیاد دموکراسی، هزینه هایی که دراین راه صرف می شود، ناچیز جلوه می کند.
اگر بخواهيم انتخابات رياست جمهوري در آمريكا را مورد بررسي و مطالعه قرار داهيم بايد با كاركرد، مفهوم و شاه بيت اصلي آن كه همان "كالج هاي انتخاباتي" است به درستي آشنا شويم.
كنوانسيون مسوول تدوين قانون اساسي در سال 1787 كه كار تدوين و نگارش قانون اساسي ايالات متحده پس از استقلال آن از بريتانيا در 1776 را بر عهده داشت ، به هنگام مطرح شدن شيوه انتخاب رييس جمهور به عنوان رييس كشور و اداره كننده دولت فدرال چندين روش انتخاب رئيس جمهور از جمله انتخاب توسط كنگره، انتخاب توسط فرمانداران ايالات، انتخاب توسط مجالس قانونگذاري ايالات، انتخاب توسط گروه ويژه اي از اعضاء كنگره و انتخاب مستقيم توسط آراي مردم را مورد بررسي قرار داد، اما از آنجا كه هيچكدام از اين روشها نتوانست رأي لازم را به دست آورددر نهايت تعيين روش بهتر براي انتخاب رئيس جمهور به كميته اي يازده نفره محول شد.
اين كميته پس از بررسيهاي لازم، پيشنهاد شكل گيري كالج هاي انتخاباتي اوليه را ارائه نمود و بالاخره پس از موافقت، طرح كالج هاي انتخاباتي با اندك اصلاحاتي در سند نهايي درج شد.
در واقع قانونگذاران امريكايي با انتخاب سيستم "كالج هاي انتخاباتي"تلاش داشتند تا بين دولت فدرال و حكومت ايالات نوعي تعادل بر قرار سازند. بدين طريق كه در ضمن حفظ مشاركت عموم مردم در انتخابات، به ايالات داراي جمعيت كمتر حق حضور بيشتري داده شود و انتخاب رييس جمهوري مستقل از كنگره و بدون نفوذ آن به اجرا درآيد.
هدف از اين كار اين بود كه رييس جمهور انتخابي، از نهايت استقلال عمل برخوردار شود و از نفوذ سياسي گروه ها و باند هاي پيدا و پنهان قدرت مصون بماند.
از سوي ديگر قانونگذاران آمريكايي تلاش داشتند تا هر چه بيشتر عرصه انتخاب رييس دولت فدرال يا همان رييس جمهور را از توده گرايي و پوپوليسم به دور نگاه دارند.در اين صورت كمتر فردي مي توانست با شعارهاي فريبنده و اغواكننده بر سرنوشت كشور مستولي شود.
1- مفهوم و مكانيزم كالج هاي انتخاباتي
طبق اصل 2 قانون اساسي ايالات متحده ، تعداد اعضاي كالج هاي انتخاباتي در هر ايالت برابر است با تعداد نمايندگان آن ايالت در مجلس سنا و مجلس نمايندگان . جمع اين افراد طبق قانون اساسي 538 نفر تعيين شده است.
روش انتخاب اين افراد نيز همانند روش انتخاب اعضاي مجالس قانونگذاري در هر ايالت مي باشد، لذا از اين جهت انتخاب اعضاي كالج ها در برخي ايالات مستقيم و در برخي ديگر غيرمستقيم و بعضا توسط مجالس ايالتي صورت مي گيرد.(در6 ايالت امريكا اعضاي كالج هاي انتخاباتي توسط مجالس ايالتي انتخاب مي شوند كه به اين ايالات در اصطلاح "كاكس" مي گويند).
اعضاي اين كالج ها نبايد از بين سناتورها، اعضاي مجلس نمايندگان و اشخاصي باشند كه داراي دفاتر تجاري يا غيرتجاري در آمريكا مي باشند.همين طور نظاميان و كارمندان دولت فدرال نيز نمي توانند عضو كالج هاي انتخاباتي شوند.
به دليل دوري جستن از تأثيرپذيري سياسي، اعضاي اين كالج ها بايد در ايالات خود گرد هم آيند و فرد مورد نظر را انتخاب كنند. از اين رو قبل از روز انتخاب نهايي هيچ جلسه مشتركي براي گردهم آيي اعضاي كالج هاي انتخاباتي ايالت هاي مختلف ترتيب داده نمي شود و فقط كنگره مي تواند روزي مشخص را براي برگزاري جلسات و برگزيدن رئيس جمهور تعيين نمايد.
براي انتخاب رئيس جمهور نيز اكثريت آراي اعضاي كالج ها نياز است.كه حدنصاب آن 270 راي اعضاي كالج انتخاباتي است(از مجموع 538 عضو).
البته بعدها در روش عمل و انتخاب اين كالج هاي انتخاباتي ، تغييراتي در قانون اساسي به عمل آمد .(مثلا در اصلاحيه دوازدهم قانون اساسي در سال 1804 ) در ابتدا كالج ها به دو نفر رأي مي دادند. شخصي كه اكثريت آراء را كسب مي كرد به عنوان رئيس جمهور و شخص دوم به عنوان جانشين رئيس جمهور شناخته مي شد كه امروزه اين روش تغيير يافته است و رييس جمهور معاون و جانشينش را خود (و عموما بعد يا حين برگزاري كنوانسيون ملي حزبي )و چند ماه مانده به روز انتخابات به مردم معرفي مي كند.
اگرچه يك معيار مشخص براي تعداد اعضاي اين كالج ها وجود دارد كه عبارت است از مجموع تعداد اعضاء هر ايالت در مجالس سنا و نمايندگان.(مثلا ايالت كاليفرنيا كه 55 راي الكترال ( بالاترين راي الكترال در ايالات متحده) را دارد 2 نماينده در سنا دارد و 53 نماينده در مجلس نمايندگان. جمع عددي اين دو 55 مي شود ) ليكن اين تعداد در هر دوره مورد ارزيابي قرار مي گيرد و مخصوصا براي ايالت ها و بخش هاي مستقل اين امر مورد بازبيني واقع مي شود.
در سال 2000 اين تعداد براي بخش ها و ايالت هاي مستقل حداقل به سه نفر رسيد . كمترين و بيشترين نفرات حاضر در كالج هاي انتخاباتي 3 و 55 نفر است و در حالي كه ايالت هايي چون آلاسكا و يا داكوتاي شمالي تنها 3 عضو در كالج انتخاباتي دارند اما ايالت بزرگ و پرجمعيتي چون كاليفرنيا (كه به تنهايي پنجمين اقتصادبزرگ جهان است)55 نفر در كالج انتخاباتي دارد.
در گذشته هر ايالتي بنا بر نحوه انتخابات نمايندگان خود در مجالس قانونگذاري محلي، اعضاي كالج ها را انتخاب مي كرد و لذا در برخي ايالات اين انتخابات غيرمستقيم بود و در برخي مستقيم.اما امروزه در بيشترايالات انتخاب مستقيم براي برگزيدن اعضاي كالج ها انجام مي شود و اگر چه در گذشته نقش اين كالج ها پر رنگ تر بود، اما امروزه مردم اگر چه به اين اعضا رأي مي دهند اما در واقع آنها رييس جمهور را بر مي گزينند. چرا كه اسامي اين افراد بر روي برگه هاي رأي ذكر نمي شود، بلكه نام حزب آنها و يا نام كانديداي رياست جمهوري ذكر شده و طبيعي است كساني كه به نامزد جمهوري خواه رأي مي دهند، مقصود آن است كه اعضاي كالج نيز از حزب جمهوري خواه بوده باشند.
2- كاركردها و نواقص كالج هاي انتخاباتي
1-2 راي به كانديدايي غير از كانديداي مورد نظر راي دهنده ها:
هر چند كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در راي دادن خود آزادند اما غالبا اين كانديداها در روز انتخاب نهايي (در ماه دسامبر) به نامزدي راي مي دهند كه اكثريت راي دهندگان ايالتي آنها، انتخاب آن نامزد را توقع دارند.
به واقع با توجه به اينكه اعضاي كالج انتخاباتي توسط حزبي برگزيده مي شود كه بيشترين راي را در ايالت متبوعه به دست آورده است، كمتر اتفاق مي افتد كه اين اعضا رايي مغاير با آنچه كه حزب پيروز در انتخابات ايالتي مورد نظر دارد بدهند.
اما بارها اتفاق افتاده است كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري براي رييس جمهور (در دسامبر )،به نامزدي غير از آنچه كه انتظار مي رفته است راي داده اند (و به عبارت بهتر خلف وعده كرده اند).
اين اتفاق 7 بار در قرن گذشته ميلادي رخ داده است. اولين نمونه تاريخي آن در سال 1824 كه رقابت بين آندرو جكسون با آدامز بود انجام پذيرفت و برخلاف رأي اكثريت، آدامز به عنوان رئيس جمهور معرفي شد.
در انتخابات سال 1876 نيز علي رغم رأي اكثريت به ساموئل تلدن، راتر فورد هايس برنده اعلام شد. در سال 1888 گلوور كلولند با اكثريت آرا جاي خود را بنابه رأي كالج هاي انتخاباتي به هريسون داد .
اگرچه براساس قوانين موجود، اعضاي كالج ها مي توانند به افراد و نامزدان غيرحزب خود نيز رأي دهند، اما به طور سنتي اين افراد صرفاً به نامزدان حزب خود رأي مي دهند.
با اين حال، چنانچه رأي اعضاي كالج ها به نامزد غيرحزب خود معطوف شود، قانوناً هيچ اقدامي متصور نيست مگر اينكه حزب مربوطه از جهت سياسي با اين نماينده برخورد كند.همانطور كه اشاره شد چنين موضوعي تاكنون 7 بار در قرن گذشته ( در سالهاي 1948 1958، 1960، 1968، 1972، ،1976، 1988و 2000)و 3 بار در قرن 19 اتفاق افتاده است.
2-2 -عدم لحاظ راي حزب بازنده در هر ايالت:
در انتخابات ايالات متحده هر ايالت "سبد راي"جدا و مجزايي دارد كه ميزان راي در آن سبد تمامي اعضاي كالج هاي انتخاباتي را از يك حزب تعيين مي كند .
با توجه به اصل" WINNER TAKES ALL"كه بر گردان فارسي آن در واقع عبارت "برنده همه چيز را مي برد"است ،هر نامزدي در هر ايالتي كه موفق شود اكثريت آراي آن ايالت را از آن خود كند 100 درصد آراي آن ايالت به نامزد حزب پيروز تعلق مي گيرد.از اين رو ممكن است يك نامزد انتخاباتن رياست جمهوري راي عددي بيشتري داشته باشد اما با توجه به تركيب متكثر آرا در ايالات اين نامزد موفق به كسب 270 راي الكترال مورد نياز براي راه يابي به كاخ سفيد نشود.
مثلا نامزدي در چندين ايالتي كه راي الكترال كمتري به نسبت جمعيت خود داشته است با راي بالايي پيروز شده است، اما نامزد مقابل در چند ايالتي كه راي الكترال بيشتري بوده است برتري را از آن خود كرده است. بنابراين و در اين صورت نامزدي كه آراي الكترال بيشتري كسب كرده است علي رغم داشتن راي عددي كمتر در مجموع ايالات به كاخ سفيد راه خواهد يافت.
3- زمان ها و مكان هاي ثابت و" لايتغير"
در انتخابات ايالات متحده بر طبق قانون اساسي زمان هاي مشخصي براي راي گيري و نيز انتخاب رييس جمهور و ...تعيين شده كه بيش از 200 سال است كه تغيير نكرده اند. چند تاريخ معين براي انجام انتخابات وجود دارد. اولين تاريخ عبارت است از سه شنبه بعد از اولين دوشنبه در ماه نوامبر. اين تاريخ و روشي كه در سال 1845 توسط كنگره برگزيده شد، براي جلوگيري از بي نظمي و اشتباه بود، كه به طور سنتي نيز ماه نوامبر به دليل آن انتخاب شده كه زمان درو بوده و كشاورزان زمان لازم براي رأي دادن را داشته اند. سه شنبه بدين دليل انتخاب شده كه با فاصله لازم از يكشنبه قرار دارد كه روز استراحت مردم مي باشد. همچنين در ماه نوامبر زمستان هنوز آغاز نشده و امكان مسافرت در شمال كشور وجود دارد.
اعضاي كالج ها نيز بر اساس زمان تعيين شده از سوي كنگره در ايالات خود گرد هم آمده و رأي خود را اعلام مي كنند. اين روز توسط كنگره اولين دوشنبه بعد از دومين چهارشنبه در ماه دسامبر تعيين شده است. پس از رأي دادن، آراي آنها مهر و موم شده و براي رئيس مجلس سنا ارسال مي گردد. پس از ارسال آراء كالج هاي انتخاباتي نيز به اتمام مي رسد و تا انتخاباتي ديگر اين كالج ها وجود نخواهند داشت.
4- جايگاه معاون اول رياست جمهوري:
در انتخابات رياست جمهوري در آمريكا هر نامزدي موظف است تا چند ماه مانده به روز راي گيري معاون خود را به مردم معرفي كند.پس از معرفي معاون نامزد انتخابات رياست جمهوري به همراه معاونش تبديل به يك زوج انتخاباتي مي شوند.طبق قانون اساسي معاون رياست جمهوري آمريكا دو اختيار و جايگاه و يا كاركرد عمده دارد كه يكي اداره مجلس سنا است و ديگري جايگزين شدن به جاي رييس جمهور در صورت فوت يا بيماري يا استعفاي آن است.
در دهه هاي گذشته به كرات اتفاق افتاده است كه معاون رييس جمهور جايگزين رييس جمهور شده است. بنابراين چون بر طبق قانون اساسي آمريكا زمان برگزاري انتخابات در اين كشور ثابت و لايتغير است هيچ گاه در صورت فوت يا استعفاي رييس جمهور انتخابات زودرس يا چيزي شبيه به آن برگزار نمي شود.
حتي اگر رييس جمهور در روز اول مسئوليت خود بنا به دلايلي فوت كند و يا قادر به ادامه فعاليتش به عنوان رييس جمهور نباشد،اين معاون رييس جمهور است كه تا پايان مهلت قانوني 4 ساله در جايگاه رياست جمهوري قرار مي گيرد.البته معاون رياست جمهوري بر طبق عرف مسئوليتهاي ديگري نيز دارد .
مثلا عرف رايج در دوران مبارزات انتخاباتي زوج هاي رقيب بر اين اساس است كه نامزد هاي اصلي (دو حزب دموكرات و جمهوريخواه و به ويژه در ماه اخر مانده به روز انتخابات) به طور مستقيم كمتر به يكديگر حمله مي كنند و سعي مي كنند حتي با زدن حرف هاي همه پسند نظر همه راي دهندگان (حتي سمپات هاي حزب مقابل را نيز) به خود جلب كنند.در اين هنگام اين معاونان هستند كه وظيفه حملات مستقيم عليه نامزد رقيب را بر عهده مي گيرند.
در تاريخ 6 دهه گذشته آمريكا چندين بار معاونان رياست جمهوري پس از فوت يا استعفاي رييس جمهور به كرسي رياست جمهوري تكيه زده اند.ترومن پس از فوت پرزيدنت روزولت و جرالد فورلد پس از استعفاي نيكسون در سال 1974 را مي توان در اين زمينه ذكر كرد.
5- نتيجه نهايي شمارش آرا
پس از ارسال آراء به كنگره، مرحله نهايي انتخابات انجام مي پذيرد. دو مجلس سنا و نمايندگان در نشست مشترك خود(كه در 6 ژانويه آن سال و در ساعت 1 بامداد برگزار مي شود) آرا را شمرده و رييس جمهور ايالات متحده را به مردم معرفي مي كنند. معاون رئيس جمهور كه به عنوان رئيس سنا مي باشد، آراء را باز نموده و آنها را به اعلام كنندگان (4نفر) جهت اعلام عرضه مي كند. چنانچه كسي به فرآيند انتخاب رييس جمهور اعتراضي داشته باشد بايد آن اعتراض را مكتوب كرده و آن اعتراض به طور مشترك از جانب 1 عضو مجلس سنا و 1 عضو مجلس نمايندگان به انجام برسد. نامزدي كه اكثريت آراء را داشته باشد (270 از 528 رأي كالج ها) به عنوان رئيس جمهور معرفي مي گردد.
در صورتي كه هيچ كدام از نامزدها اكثريت لازم(270 راي الكترال)را كسب نكنند رئيس جمهور از بين سه نفر آخر توسط مجلس نمايندگان و معاون رئيس جمهور از سوي سنا برگزيده مي شود.
6- ارزيابي
در ارزيابي نظام انتخاباتي ايالات متحده بايد به اين نكته اشاره داشت كه شاكله اين نظام انتخاباتي بر مبناي "كالج هاي انتخاباتي"بنا نهاده شده است كه در ذات خود نوعي ترس از انتخاب مستقيم رييس جمهور توسط مردم و مهار گرايش هاي زودگذر اجتماعي به وسيله پختگي و تجربه اعضاي كالج هاي انتخاباتي نهفته است.
البته اعتراضات بسياري به اين روش وجود داشته است و در كنار آن پيشنهاداتي نيز براي اصلاح اين شيوه ارايه شده و مي شود. مهمترين ايراد نقض حقوق اكثريت و راي عددي مردم است.
مورد ايراد ديگر اصل "برنده همه چيز را مي برد"است كه بر طبق آن راي مردمي كه در ايالت ها در اقليت هستند و به نامزدي راي داده اند كه بازنده شده است به يك باره به سبد نامزد برنده رفته و به يكباره تبديل به عكس خود مي شود و بدين وسيله مي توان گفت راي كمتر در ايالت ها به مفهوم خوانده نشدن راي است.
بنابراين عده اي معتقدند كه بهتر است كالج هاي انتخاباتي حذف شوند، يا رأي اكثريت اعضا ملاك قرار گيرد و يا اصل "برنده، تمام آرا را مي برد" ملغي شود و يا روش انتخابات تناسبي برقرار شود كه طي آن نامزدي كه اكثريت بيشتر را به خود اختصاص مي دهد، به عنوان رئيس جمهور معرفي شود.
مخالفين روش كالج هاي انتخاباتي چند نقيصه عمده سيستم كالج هاي انتخاباتي را چنين بر مي شمارند:
1-احتمال تغيير راي اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري
2-احتمال به قدرت رسيدن رييس جمهوري با راي كمتر
3-عدم امكان حضور نامزدي مستقل و خارج از دو حزب دموكرات يا جمهوريخواه
4-كاهش انگيزه مشاركت مردم
اما همچنان نخبگان سياسي آمريكا راي گيري به شيوه كالج هاي انتخاباتي را پخته ترين فرايند تلفيق دموكراسي با مصلحت عمومي نخبه گرايانه مي دانند و از اين شيوه دفاع مي كنند.شيوه اي كه در جهان منحصر به فرد است.
البته اين شيوه كاملا تحت تاثير تجربيات تاريخي و واقعيات اجتماعي و سياسي در هنگام استقلال و شكل گيري كشور ايالات متحده در ربع آخر قرن هجدهم ميلادي شكل گرفته است و به مرور زمان نيز تحولاتي در آن صورت پذيرفته است.
منابع: انتخابات "رياستجمهوری" در آمريکا چگونه است؟
حتما تا حالا دربارهی اينکه انتخابات رياستجمهوری در آمريکا با ساير کشورها، دارای تمايز است، چيزهايی شنيدهايد؛ قصد داريم که در اين مقاله، به اين اختلافها بپردازيم. در انتخابات دور قبل رياستجمهوری، در سال 2000، جرج بوش توانست با اختلاف اندکی از ال گور، بر مسند رياستجمهوری آمريکا تکيه زند. در حالی که مقامات جمهوری اسلامی اختلافات رای ميان وی و رقيباش را چند عدد میدانند و آن را بارها و بارها در سخنرانیهای خود عنوان کردهاند، اما بايد بدانيم که اختلاف چند رای، به مثابه چند رای واقعی نيست، يعنی اينکه اين "اختلاف آراء"، تفاوت تعداد آراء "کالج الکترالها" يا "هيئتهای انتخابگر" است.
مقدمه
روند انتخابات سراسری آمريکا که هر چهار سال يک بار، علاوه بر انتخاب اعضای نمايندگان و مجلس سنا يعنی کنگره آمريکا و انتخابات ايالتی و محلی ويژهی گزينش رئيسجمهوری نيز هست، يکی از دموکراتترين انواع نظامهای آزاد انتخاباتی جهان است.
در مرحله نخست، مردم به نامزد مورد علاقهی خود برای احراز مقام رياستجمهوری راًی می دهند. برگزاری انتخابات سراسری آمريکا، هميشه در سال زوج انجام می شود؛ هر دو سال يکبار ويژهی کنگره و هر چهار سال يکبار، علاوه بر انتخابات مربوط به کنگره، ويژهی انتخابات رياستجمهوری نيز هست.
پس از برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات سراسری، مرحله دوم رایگيری برای انتخاب رئيسجمهوری انجام میشود. مرحله دوم را اصطلاحا «الکترال کالج» مینامند. اين دو مرحله هر چند مکمل يکديگر است، اما بنا بر سابقه تاريخی تا به حال، چهار بار خلاف يکديگر عمل کرده است؛ يعنی فردی که در انتخابات مرحله نخست، بيشترين آرای مردم را بدست آورده است، در مرحله دوم يا همان "رای الکترال"، دارای اکثريت آرای "کالج الکترال" نبوده و در نتيجه نتوانسته است به "رياستجمهوری آمريکا" برسد.
برای شناسايی مرحله دوم انتخابات يا «کالج الکترال» بايد به سابقهی آن برگشت، سابقهای که نشان از کوشش بنيانگذاران کشور آمريکا در پيشبينی مشکلات پيشروی و در نتيجه حل آن میدهد.
سابقهی تاريخی نحوه انتخابات سراسری در آمريکا
بايد توجه داشت که حدود دويست و هفده سال پيش، يعنی در زمان دور هم نشستن و بحث و مجادله کردنهای بنيانگذاران آمريکا در آن دوره، تنها سيزده ايالت وجود داشت. اين ايالتها در مسئله تدوين قانونی، بهنام "قانون اساسی" برای کشور نو پای آمريکا به توافق رسيده بودند، اما با اين پرسش مشکل روبرو بودند که چگونه ميتوان رئيسجمهوری را برای کشوری انتخاب کرد که متشکل از سيزده ايالت کوچک و بزرگ است؛ ايالتهائی که با عشق و باور تمام، از آزادی خود پاسداری میکردند و به هر گونه قدرت يا يک حکومت مرکزی مشکوک بودند.
سرزمينی که تنها چهار ميليون نفر را در خود جای داده بود. چهار ميليونی که در فاصله هزارها کيلومتر در شرق و غرب و شمال و جنوب آن و در راستای ساحل اقيانوس اطلس پراکنده بودند. در روزگاری که نه خبری از ارتباطات به گونه امروزی بود و نه حتی به آسانی ميتوانستند سفر کنند.
علاوه بر اين مشکلات، باور بنيانگذاران آمريکا بر اين بود که جو روز، تحتتاًثير متفکرين سياسی بريتانيا يا احزاب سياسی ناصالحی قرار دارد و بالاًخره اينکه، «چگونه ميتوان رئيسجمهوری را انتخاب کرد که بدون بهمخوردن توازن، بهدقت تعيينشده، و همچنين بين وظائف و مسئوليتهای رياستجمهوری و کنگره از يک سو و رابطه ايالتها با دولت فدرال از سوی ديگر عمل کرد؟»
و اينجا بود که "کنوانسيون قانون اساسی آمريکا" که سر انجام آن را با امضای 55 نماينده بهتصويب رساند، اعمال روشهای گوناگونی را برای انتخاب رئيسجمهوری مورد مطالعه قرار داد.
55 عضو کنوانسيون تدوين قانون اساسی آمريکا در فکر يافتن نحوه انتخاب رئيسجمهوری بودند. يکی از نظرها اين بود که کنگره رئيسجمهوری را بر گزيند. اما گروهی بر اين گمان بودند که انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره، ميتواند تفرقهانگيز باشد و بسياری را در کنگره با احساسات متضادی باقی گزارد، بهمين دليل، اين نظريه رد شد.
عده ای ديگر می گفتند، انتخابی اين چنين، يعنی تنها با نظر کنگره، میتواند دعوتی ناشايست برای يک بده بستان سياسی و حتی شايد دخالت دولتهای خارجی شود. گروه ديگری نيز، در رابطه با انتخاب رئيسجمهوری توسط کنگره احساس میکردند انجام چنين توافقی تنها بوسيله اعضای کنگره، میتواند توازن قدرت را بين پيکره قانونگذاری و شاخه اجرائی بر هم زند.
نظريه دوم اين بود که قانونگذاران ايالتی، رئيسجمهوری آمريکا را انتخاب کنند. اما اين نظر نيز بلافاصله رد شد. نگرانی از اين بود که رئيسجمهوری مرهون اين قانونگذاران شود و احتمالاً به آنان اجازه دهد قدرت "دولت فدرال" را دچار فرسايش کنند و بدين ترتيب نظريه ی کلی وجود يک دولت فدرال تضعيف شود.
سومين نظريه اين بود که رئيس جمهوری مستقيماً با راًی مردم برگزيده شود. با انجام انتخابات مستقيم هم، مخالفت شد، اما نه به اين دليل که تدوينکنندگان قانون اساسی به ذکاوت مردم در انتخابشان اطمينان نداشتند، بلکه بيشتر به اينجهت که آنان نگران بودند مردم بدون داشتن اطلاعات کافی در باره آن نامزدهای مقيم ايالتهای ديگر، بطور طبيعی به نامزد منطقهای و يا ايالتی خود راًی بدهند، بدترين وضع، هنگامی ميتوانست اتفاق افتد که هيچ فردی در انتخابات راًی اکثريت مردم را برای ادارهکردن کشور بدست نيآورده باشد. شايد بهترين انتخاب اين بود که رئيسجمهوری هميشه بتواند با بيشترين تعداد آراء بزرگترين و پر جمعيتترين ايالتها و با توجه اندکی به ايالتهای کوچکتر انتخاب شود.
سر انجام در کنوانسيون قانون اساسی آمريکا، کميتهای که اصطلاحاً "کميته يازده" ناميده می شد، انتخاب رئيسجمهوری آمريکا را با روش انتخابات غير مستقيم از طريق "کالج الکتورها" يا در حقيقت "شورای گزينشگران" پيشنهاد کرد. عملکرد کالج الکترال برای گزينش رئيسجمهوری آمريکا در حقيقت شبيه "کالج کاردينالها" در کليسای کاتوليک رم قديم بود که "پاپ" را انتخاب میکردند.
نظريه اوليه "کميته يازده" بر اين بود که آگاهترين و مطلعترين افراد از هر يک از ايالتها، بتوانند رئيسجمهوری را منحصراً بر پايه شايستگی و بدون توجه به ايالت زادگاه وی، يا اصل و تفکر سياسی اش بر گزينند.
هر چند که میتوان رد پای الکترال کالج آمريکا را در نظام جمهوری روم قديم يافت، اما تفاوت هائی بين اين دو روش انتخاب ديده می شود. در نظام روم قديم، شهروندان مرد با توجه به ثروت خود به گروههای صد نفری تقسيم میشدند که اصطلاحاً "سنچروريز" يا همان "صد" نام داشتند. هر گروه صد نفره دارای يک رای بود. اين راًی میتوانست در جهت تاًييد يا مخالفت با پيشنهادی باشد که در سنای روم ارائه شده بود.
در نظام "الکترال کالج" در انتخابات رئيس جمهوری آمريکا، ايالتها در نقش همان گروههای صد نفری هستند، با اين تفاوت که اينجا ديگر ثروتمندبودن، نقشی را در عضويت گروه بازی نمیکند. در نظام دو مرحلهای انتخابات رياستجمهوری آمريکا، تعداد رایهای هر ايالت، با توجه به تعداد هيئت اعضای همان ايالت در کنگره تعيين شده است.
بايد اضافه کرد که هر دو نظام انتخاباتی، روم قديم و رياست جمهوری آمريکا، در نحوه تنظيم خود از مزيتها و نقاط ضعف مشترکی برخوردار هستند. تشابه بين کالج الکترال در روند انتخاباتی آمريکا و بنيادهای کلاسيک روم قديم تصادفی نيست، زيرا در آن زمان بسياری از بنيانگذاران آمريکا از تاريخ باستان و دادهها و آموزههای آن آگاهی کافی داشتهاند.
اجرای طرح "الکترال کالج" چگونه است؟
نحوه برگزاری نخستين مرحلهی انتخابات رياستجمهوری آمريکا، از قانون انتخابات تبعيت میکند که "کميسيون فدرال انتخابات" بر آن نظارت دارد. اما قانونگذاران هر ايالت میتوانند، قوانين و مقررات داخلی خود را تصويب کرده و بهمرحله اجرا در آورند. بهترين شاهد آن، شروع رایگيری برای انتخابات رياستجمهوری، "پيش از موعد مقرر" و دادن راًی در يازده ايالت است که امسال پانزده روز قبل از شروع روز رسمی انتخابات سراسری آمريکا آغاز شد.
طرح "رای پيش از موعد مقرر"، نخستين بار از سوی ايالت "فلوريدا" ارائه شد. ايالتی که در انتخابات قبلی رياستجمهوری آمريکا دچار مشکلات فراوانی شد و تکليف آرای الکترال آن ايالت، پس از گذراندن مراحل مختلف در دادگاههای ايالتی و سپس ديوان عالی آمريکا تعيين شد.
طرح کميته 11 کنوانسيون قانون اساسی اين گونه بود که اعضای شورای گزينشگران يا الکترال کالج هر ايالتی برابر خواهد بود با تعداد سناتورهای آن ايالت، بهعلاوهی تعداد اعضای مجلس نمايندگان همان ايالت. روش انتخابات گزينشگران شورای هر ايالت در اختيار قانونگذاران همان ايالت قرار گرفت و به اين طريق نگرانی ايالتها را از وجود يک دولت فدرال برطرف کرد.
اعضای کنگره آمريکا و کارمندان دولت فدرال از عضويت در کالج الکترال برای دادن رای ممنوع بودند، تا موازنه ميان پيکره قانونگذاری و شاخهی اجرايی دولت فدرال حفظ شود. سپس رایهای اعضای کالج الکترال هر ايالت، بايد مهر و موم شده و در اختيار رئيس مجلس سنا قرار گيرد، آنگاه رئيس مجلس سنا رایهای سربسته کالجهای الکترال ايالتها را در برابر نمايندگان کنگره گشوده و نتايج آن را اعلام خواهد کرد. فردی که بيش از همه دارای آرای کالج الکترال است، رئيسجمهوری منتخب خواهد شد.
اگر هيچ کس نتوانست به اکثريت مطلق در کالج الکترال دست يابد يا اگر دو نفر رای مساوی داشته باشند، در آن صورت مجلس نمايندگان در مقام مجلسی که به مردم نزديکتر است می تواند رئيس جمهوری را از ميان پنج رقيبی که در راس ديگران قرار دارند، انتخاب کنند.
اصل کلی حاکم بر نهاد کالج انتخاباتی آمريکا اين است که هر ايالت به يک نامزد رای می دهد و هر نامزدی که بتواند بيش از نيمی از آرای هر ايالت را کسب کند، آرای همه ايالت را خواهد برد، بنابراين اگر نامزدی بيش از نيمی از آرای ايالتهای بزرگی مانند نيويورک، تگزاس، کاليفرنيا يا فلوريدا را به دست آورد، همه آرای آنها را در کالج انتخاباتی برده است، و چون شمار نمايندگان هر ايالت در کالج انتخاباتی معادل شمار نمايندگان آن ايالت در دو مجلس کنگره است، طبعا ايالتهای پرجمعيت نمايندگان بيشتری در خارج خواهند داشت.
طبيعی است که نامزدهای رياست جمهوری توجه خود را بيشتر به ايالتهای بزرگ و پر جمعيت معطوف دارند، و نه به ايالتی مانند آلاسکا که سه نماينده در کالج انتخاباتی دارد. قبل از سال 1845، کنگره از ايالتها خواسته بود انتخاب اعضای کالج الکترال يا شورای گزينشگران خود را در فاصله ای 34 روزه و پيش از نخستين چهارشنبه ماه دسامبر برگزار کنند. نخستين چهارشنبه ماه دسامبر در سال۔ برگزاری انتخابات رياست جمهوری، ويژه گردهمايی اعضای الکترال کالج در ايالتهای خود بود.
نگاه منتقدانه به سيستم انتخاباتی آمريکا
بنيانگذاران کشور آمريکا که در اواخر قرن هجدهم قانون اساسی اين کشور را تدوين کردند، از اين هراس داشتند که ايالتهای پرجمعيت، که مثل هر ايالت ديگری به طور طبيعی منافع خودشان را به ايالتهای ديگر ترجيح میدهند، به خاطر اينکه اکثريت با آنهاست، به سادگی نامزد خودشان را بر ايالتهای کوچکتر يا ايالتهای کمجمعيتتر تحميل کنند. اگر رأی مستقيم هر شهروند را بدون توجه به اينکه از کدام ايالت میآيد به تساوی می گرفتند، رييسجمهور هميشه برگزيدهی يکی از ايالت های پرجمعيت میشد.
بنابراين، تدوينکنندگان قانون اساسی، برآن شدند که ميان ايالتها توازنی را برقرار کنند؛ شهروندان عادی همانهنگام که نام نامزدهای خود را به صندوق میريزند، همزمان، تعداد معينی "الکتور" يا گزينشگر را هم در ايالت خودشان برمیگزينند. هر ايالت تعداد معينی "الکتور" دارد. برای مثال ايالت "وايومينگ" که فقط نيم ميليون جمعيت دارد، دارای 3 عدد الکتور است و ايالت "کاليفرنيا" با بيش از 33 ميليون نفر جمعيت دارای 55 الکتور است. طبق اين فرمول، در ايالت "وايومينگ" برای هر 165000نفر يک الکتور وجود دارد، در حاليکه در "کاليفرنيا" هر 600000 نفر يک الکتور دارند. يا به عبارت ديگر، يک عدد رأی در وايومينگ به تقريب معادل چهار عدد رأی در کاليفرنياست!
همهء ايالتها روی هم 538 "الکتور" (گزينشگر) دارند. به دنبال رأیگيری درهر ايالت، الکتورها هستند که رييسجمهور را انتخاب میکنند. نامزدی که رأی اکثريت الکتورها را بگيرد، يعنی دست کم 270 الکتور، بهعنوان "رئيسجمهوری" انتخاب خواهد شد.
نکتهی ديگر در مورد نظام عجيب انتخابات در آمريکا، اينست که در هر ايالت، جداگانه، نامزدی که رأی اکثريت را بگيرد، همهی سهميهی الکتورهای آن ايالت، يکجا نصيباش خواهد شد و نامزدی که رأی کمتر آورده، ولو آنکه ميليونها نفر به او رأی داده باشند، در آن ايالت از دور خارج است.
امسال در انتخابات رياستجمهوری آمريکا، که دو نامزد اصلی شانه به شانه با يکديگر رقابت میکنند، اين احتمال داده میشود؛ که مثل چهار سال پيش، يکی از آن دو با تفاوت ناچيزی اکثريت عددی آراء را بدست آورد، اما به رياستجمهوری انتخاب نشود! چهار سال پيش، نامزد رقيب جورج بوش - ال گور- در سراسر کشور بر روی هم حدود نيم ميليون بيشتر رأی آورد، اما بازنده شد. دليل اين امر، نظام ويژه و غيرمتعارفِ انتخاباتی در آمريکاست که به آن «الکترال کالج» میگويند.
اکثر کسانی که نظام دموکراسی و انتخابات آزاد را میشناسند، در تعريف اين نظام، يک اصل را بديهی می گيرند: اينکه هر شهروند بالغ حق دارد يک رأی به صندوق بريزد و رأی او در شمارش نهايی به عنوان يک رأی، يا يک واحد، به حساب میآيد. نتيجهء انتخاباتِ سراسری در يک کشور، محاسبهء سادهء مجموع اين واحدهاست و نامزدی که اکثريت آراء سراسر کشور را بگيرد، "رئيسجمهور" می شود. اما اين اصلِ به ظاهر بديهی، درست همان چيزی است که در انتخابات رياست جمهوری ايالاتِ متحدهء آمريکا رسميت ندارد! سيستمِ انتخاباتی رياستجمهوری در آمريکا، نظام ويژه ای است که به آن "الکترال کالج" میگويند و طبق فرمولِ غيرمتعارفی عمل میکند. فرمولی که باعث میشود رأی يک شهروند از يک ايالت، با رأی شهروند ديگری از ايالت ديگر مساوی نباشد و حتی در مواردِ نادری نيز، رييسجمهور گزيده شده هم، منتخب اکثريتِ رأی دهندگان يک کشور نباشد! چطور چنين چيزی ممکن است؟
هرچهارسال يک بار که انتخابات رياست جمهوری در آمريکا برگزارمیشود، صدای اعتراض مخالفان نظام «الکتورال کالج» بالا میگيرد. روزنامهء نيويورک تايمز در سرمقالهی چند هفته پيش (29 آگوست) نوشت، اين نظام بايد برچيده شود و رأی مستقيم مردمی جای آنرا بگيرد.
در اين نظام، ايالتهايی که هميشه به طور سنتی يک حزب، اکثريت آرا را دارد، پيشاپيش همهی الکتورها را در کيسه دارند و اقليت هميشه میداند رأی او معادل صفر است! به اين نحو حدود سی ايالت از قبل، تکليفشان معلوم است و میماند چند ايالت کوچکتر يا کمجمعيتتر که برای تمام کشور تصميم میگيرند. اين چه جور دموکراسی است؟!
اما روزنامهء وال ستريت جورنال در پاسخ و در دفاع از همين نظام مینويسد (8 سپتامبر)، ما نمیخواهيم يازده ايالت پرجمعيت که هميشه هم از قبل معلوم است اکثريت در آنها به کدام حزب رأی میدهند، برای ساير آمريکايیها تصميم بگيرند. همين نظام بهترين است و نبايد به قانون اساسی دست زد.
انتخابات و فرایند انتخاباتی
(مقالۀ زیر برگرفته از چگونگی حکومت در ایالات متحده، از نشریه های وزارت خارجۀ آمریکا است.)
انتخابات فدرال در ماه نوامبر سال های زوج برگزار می شود. همان طور که حوزۀ انتخاباتی رییس جمهوری، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان با یکدیگر تداخل دارند، دورۀ تصدی مقام آنها نیز با یکدیگر مصادف است.
- کلیۀ اعضای مجلس نمایندگان هر دو سال یک بار از سوی رأی دهندگان حوزۀ انتخابیه، انتخاب می شوند.
- دورۀ خدمت سناتور ها شش سال است ودرهر سال زوج، یک سوم از آنها طی برگزاری انتخابات، برگزیده می شوند. مراسم انتخابات سناتور ها در کل ایالت برگزار می شود و آنها منتخب تمامی شهروندان ایالت هستند.
- رییس جمهوری و معاون رییس جمهوری هر چهار سال یک بار، و طی انتخاباتی در سطح کشور، انتخاب می شوند.
فرایند انتخابات، با اعلام کاندیداتوری نامزد ها، از مدتی پیش از برگزاری انتخابات آغاز می گردد. در فرایند انتخابات کنگره، در صورتی که بیش از یک نفر از حزبی واحد خود را کاندیدای انتخابات نماید، قبل از انتخابات اصلی، انتخابات مقدماتی برگزار می شود تا معین شود کدام کاندیدا در انتخابات عمومی حضور خواهد داشت.
فرایند انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری با انتخابات کنگره تفاوت دارد. با آغاز در ماه ژانویه و ادامۀ آن تا اواخر ماه ژوئن، در ایالات انتخابات مقدماتی یا جلسۀ سران حزب برگزار می شود. نتیجۀ این رأی گیری ها مشخص می کند که چند نماینده در کنوانسیون ملی حزب برای معرفی کاندیدای خود، که معمولا ً در ماه ژوییه یا اوت برگزار می شود، از هر یک از کاندیدا ها حمایت می کنند. در این کنوانسیون های سیاسی، کاندیدای هر حزب عملا ً مشخص می گردد.
در انتخابات عمومی ماه نوامبر، سناتور ها و اعضای مجلس نمایندگان بر اساس کسب اکثریت آرا تعیین می شوند – کاندیدایی که اکثر آرا را به خود اختصاص دهد، برنده می شود، حتی اگر در اکثریت قرار نداشته باشد. در انتخابات ریاست جمهوری، هر ایالت دارای تعدادی رأی متعلق به هیئت انتخابیه است و این تعداد برحسب مجموع اعضای مجلس نمایندگان و سناتور های آن ایالت تعیین می شود. منطقۀ کلمبیا، هر چند یک ایالت محسوب نمی شود، ولی از تعداد سه رأی هیئت انتخابیه برخوردار است.
هر کاندیدای ریاست جمهوری که برندۀ آرای مردمی ایالتی گردد، طبق قاعدۀ همۀ آرا از آن برنده است، برندۀ آرای هیئت انتخابیۀ آن ایالت نیز می شود. بعد از تصدیق انتخابات در هر ایالت، آرای هیئت انتخابیۀ ایالت ها محاسبه می شود. در صورتی که کاندیدایی از اکثریت آرای هیئت انتخابیه برخوردار گردد ( حداقل 270 رأی از مجموع 538 رأی)، برندۀ انتخابات اعلام می گردد. چنانچه هیچ یک از کاندیدا ها موفق به کسب اکثریت آرای هیئت انتخابیه نگردید، مجلس نمایندگان آمریکا، به طوری که هیئت نمایندگان هر ایالت از یک رأی برخوردار باشد، برنده را انتخاب می کند. از آن جا که رییس جمهوری را مردم مستقیما ً انتخاب نمی کنند، احتمال دارد کاندیدایی علی رغم کسب اکثریت آرای مردمی در انتخابات بازنده شود.
روال انتخابات در آمریکا
اصلاح نظام انتخاباتی به اجرای قانون رأی گیری در آمریکا کمک خواهد کرد
(مقدمۀ زیر برگرفته از” انتخابات آمریکا به طورخلاصه” از انتشارات وزارت امور خارجه است.)
هزاران تن از مقامات رسمی، مسئولیت سازمان دادن و به اجرا درآوردن انتخابات آمریکا را به عهده دارند، که شامل جدول بندی و تأیید نتایج هم می شود. این مقامات باید به یک سلسله کار های مهم وپیچیده بپردازند – تعیین تاریخ دقیق انتخابات، تأیید صلاحیت کاندیدا ها، ثبت نام رأی دهندگان واجد شرایط و آماده کردن صورت اسامی آنان، انتخاب دستگاه ها و تجهیزات رأی گیری، طراحی برگه های رأی گیری، گردآوردن یک نیروی کار برای مدتی موقت به منظور ادارۀ روند کار در روز انتخابات؛ و بعد جدول بندی آرا و تأیید نتایج.
اکثریت انتخابات در آمریکا چندان به هم نزدیک نیست، اما گاهی رقابت ها به نتایج بسیار نزدیکی می انجامند یا نتایج آنها مورد اعتراض اقع می شود. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 – برای تعیین برندۀ انتخابات ریاست جمهوری با نزدیکترین نتایج به دست آمده در تاریخ آمریکا – موجب شد تا آمریکاییان با بسیاری از مسائل مربوط به ادارۀ انتخابات برای اولین بار آشنا شوند.
رأی دادن در ایالات متحده طی یک فرایند دو مرحله ای انجام می شود. در این جا یک فهرست کلی از رأی دهندگان واجد شرایط موجود نیست، بنابراین، شهروندان قبل از ثبت نام برای شرکت در انتخابات، از لحاظ صلاحیت باید مورد تأیید قرار بگیرند. شهروندان در محل اقامت خود برای رأی دادن ثبت نام می کنند؛ در صورتی که به محل جدیدی نقل مکان کنند، باید مجددا ً در محل اقامت جدید خود ثبت نام نمایند. ترتیب ثبت نام از رأی دهندگان برای جلوگیری از تقلب در انتخابات برقرار شده است، اما نحوۀ آن از ایالت به ایالت متفاوت است. در گذشته، ثبت نام گزینشی از رأی دهندگان موجب کنار ماندن بعضی از شهروندان– مخصوصا ً آفریقایی آمریکاییان ساکن در جنوب کشور – از شرکت در انتخابات می شد. اخیرا ً کوشش شده است تا در این فرایند تسهیلاتی ایجاد شود. برای مثال، طبق مصوبۀ ملی ثبت نام رأی دهندگان متعلق به سال 1993، شرکت کنندگان می توانند همزمان با تمدید گواهینامۀ رانندگی خود، برای رأی دادن در انتخابات نیز ثبت نام کنند.
یکی از مهمترین وظایف مسئولان انتخابات حصول اطمینان از حضور افراد واجد شرایط در فهرست اسامی و عدم حضور غیر واجدین شرایط در این فهرست هاست. عموما ً مسئولان انتخابات محلی در این مورد اشتباه می کنند و نام کسانی که واجد شرایط رأی دادن نیستند، در فهرست اسامی باقی می ماند. وقتی شهروندانی که نام آن ها در فهرست اسامی ذکر نشده به پای صندوق های رأی گیری می روند، به آنها یک برگۀ رأی گیری موقت داده می شود. و قبل از این که رأی آن ها در شمارش آراء منظور گردد، به وضعیت آن ها از لحاظ احراز شرایط رسیدگی می شود.
اداره و سرپرستی انتخابات
همان طورکه تا کنون مشاهده شده، در یالات متحده، انتخابات، حتی برای مناصب فدرال،به صورت محلی اداره می شود. و اداره کنندگان انتخابات – که معمولا ً مسئولان شهرداری یا شهرداری های منطقه ای یا متصدیان آن هستند – وظایف دشواری به عهده دارند. آنها نه تنها در تمام طول سال مسئول ثبت نام از رأی دهندگان و تعیین افراد واجد شرایط رأی دادن هستند، بلکه برای هر انتخابات باید به طراحی برگه های رأی بپردازند و اطمینان حاصل کنند که نام کاندیدا های صلاحیت دار در فهرست آمده و همه چیز درست نوشته شده است. آنها برگۀ رأی گیری را تا جایی که امکان دارد باید ساده و روشن طراحی کنند.
در حال حاضر هیچ ضوابطی در سطح ملی برای این برگه ها وجود ندارد. طبق مصوبۀ حق رأی دادن، مسئولان انتخابات باید برگه های رأی گیری را به چند زبان تهیه کنند (در صورتی که زبان اول مردم انگلیسی نباشد). در بعضی محدوده های قضایی، فهرست نام کاندیدا ها و احزاب باید به طور نامنظم روی ورقه آورده شود. و نهایتا ً ، مسئولان محلی انتخابات، باید دستگاه های رأی گیری را هم انتخاب کنند و توجه داشته باشند که برگه های رأی با دستگاهی که انتخاب می کنند بخواند.
در فاصله بین دو انتخابات، نگهداری و انبار کردن این دستگاه ها با مسئولان محلی است. و یکی از مشکل ترین وظایف آن ها استخدام موقت کادر وسیعی از کارکنان برای یک دوره کار فشرده (معمولا ً 10 تا 15 ساعت) در روز انتخابات است.
ماهیت رأی گیری
به این ترتیب، تلاش های زیادی برای آماده کردن مقدمات یک انتخابات عادلانه، قانونی و حرفه ای باید صورت بگیرد. از آن جا که وسایل و برگه های رأی گیری معمولا ًتوسط مسؤلان محلی تهیه و خریداری می شود، نوع و وضعیت وسایل مورد استفادۀ رأی دهندگان، غالبا ً با وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مبنای مالیاتی محلی که در آن سکونت دارند، درارتباط است. و چون درآمد های مالیاتی محلی برای تأمین بودجۀ مدارس، پلیس، خدمات آتش نشانی، و پارک ها و تسهیلات تفریحی نیز در نظر گرفته می شود، سرمایه گذاری در استفاده از فن آوری پیشرفته برای انتخابات از اولویت کمتری برخوردار بوده است.
در ایالات متحده، دستگاه های رأی گیری و شمارش رأی تنوع زیادی دارند، و دور نمای فناوری رأی گیری مرتب در حال تغییر است. امروزه در جا های معدودی رأی گیری به صورت دستی انجام می شود، یعنی همان طور که در گذشته رسم بوده است، با ارائۀ ورقه های کاغذ که در کنار نام کاندیدای موردنظر باید علامت ضربدر گذاشته شود، اما خیلی از سیستم های کامپیوتری هم هنوز به برگه های کاغذی وابسته هستند که باید داخل دایره ها را سیاه کرد ویا خطوط را به هم متصل ساخت. این برگه ها سپس از طریق کامپیوتر کاویده می شوند و تعداد آرا ثبت می گردد؛ به دستگاه مخصوص این کار، سیستم کاوش بصری گفته می شود.
در بعضی محدوده های قضایی هنوز از دستگاه های اهرم دار استفاده می شود، در این روش، رأی دهندگان اهرمی را در کنار نام کاندیدای مورد نظر خود، یا مسئله ای که به آن رأی می دهند، پایین می آورند. از دیگر دستگاه های بسیار معمول، دستگاه مجهز به کارت سوراخ دار است. برگۀ رأی گیری از یک کارت تشکیل شده که در کنار اسامی سوراخ هایی وجود دارد، یا این که کارت در دستگاه نگهدارندۀ کارت قرار گرفته که با تصویر برگۀ رأی گیری مطابق می شود و بعد سوراخ می گردد. این شیوۀ رأی گیری موجب بروز اختلافاتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 در فلوریدا شد. در نتیجۀ این اتفاق، در بسیاری از محدوده های قضایی استفاده از این دستگاه خاص کنار گذاشته شد. مصوبۀ کمک به رأی گیری در آمریکا موجب تأمین بودجه برای بسیاری از محدوده های قضایی در جایگزین کردن سیستم های اهرم دار و پانچ کارت بود.
گرایش فعلی، به استفاده از دستگاه های ثبت مستقیم الکترونیکی (DRE) است، که دارای مانیتور های فشاری، مانند دستگاه های خودپرداز بانک ها هستند. کارشناسان سیستم های ایمنی جهت حساس تر کردن این دستگاه ها مشغول به کار هستند.
یکی از تحولات بزرگ در سیستم های رأی گیری، در پیش گرفتن روش هایی است که رأی دهندگان قبل از شروع انتخابات بتوانند رأی دهند. آغازگر این گرایش تسهیلاتی بود که برای رأی دهندگان غایب در نظر گرفته شد، یعنی کسانی که روز انتخابات در محل سکونت خود حضور نداشتند. در بعضی ایالات و محدوده های قضایی استفاده از این روش آزاد شد، به این ترتیب که شهروندان به عنوان "رأی دهندگان همیشهً غایب" ثبت نام می کنند و برگه ای برای رأی گیری به نشانی پستی آن ها ارسال می شود. در ایالت اورگان، انتخابات به تمامی ً از طریق پست انجام می شود، اما در حال حاضر اورگان تنها ایالتی است که این روش را در پیش گرفته است. رأی دهندگان غایب، عموما ً برگۀ تکمیل شدۀ رأی خود را از طریق پست برمی گردانند.
از دیگر راه های تازه، "رأی دادن پیش از موعد " است، که دستگاه های رأی گیری، از سه هفته قبل از روز انتخابات، در مراکز خرید و دیگر مکان های عمومی تعبیه می شوند. شهروندان به فراخور موقعیت خود، برای رأی دادن اقدام می کنند.
شمارش آراء
جدول بندی آرا روز انتخابات تنظیم می شود. با این که از رأی دادن پیش از موقع استقبال زیادی صورت می گیرد، این آراء تا بعد از اتمام مهلت انتخابات شمارش و جدول بندی نمی شوند، به همین دلیل نمی توان به طور رسمی اعلام کرد که کدام کاندیدا ها جلو تر وکدام عقب تر هستند. اطلاعات پیش از موقع در مورد نتایج، ممکن است بر مراحل نهایی انتخابات تأثیر بگذارد.
جنبش اصلاحات
یکی از درس های انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 این بود که مسائلی که سرپرستی انتخابات، رأی گیری و شمارش آرا در فلوریدا با آن مواجه شد، می توانست در هر نقطۀ دیگر ایالات متحده نیز با شدت و ضعفی مشابه رخ دهد. در این مورد مطالعات و تحقیقات زیادی صورت گرفت، و کارشناسان زیادی در میز گرد ها شرکت و ابراز عقیده کردند و نهایتا ً تصمیم گرفته شد که نیاز به پاره ای اصلاحات وجود دارد.
در سال 2002، کنگره قانون کمک به رأی گیری در آمریکا (HAVA) را از تصویب گذراند، که حاوی اصول متعددی است. اول این که، دولت فدرال تقبل کرد برای جایگزین کردن دستگاه های قدیمی کارت سوراخ دار و اهرمی، بودجه ای در اختیار ایالات و مناطقی که نیاز دارند، قرار دهد. دوم این که، کمیسیون یاری به انتخابات برای تأمین کمک های فنی به مسئولان محلی انتخابات تشکیل شد وضوابطی برای دستگاه های رأی گیری معین کرد. مجموعۀ اقدامات این کمیسیون، ترتیب دادن برنامه های پژوهشی برای مطالعه روی دستگاه های رأی گیری و طراحی برگه های رأی، شیوۀ ثبت نام، شیوه های رأی گیری موقت و جلوگیری از تقلب، روند استخدام و تربیت کارکنان حوزه های رأی گیری، برنامه های آموزشی برای رأی دهندگان و دیگر مسائل را در بر می گیرد.
مصوبۀ HAVA نمایانگر دخالت محدود دولت فدرال در یک مسئلۀ اداری محلی است.اما این اصلاحات موجب تأکید بر اعتمادی است که آمریکاییان به سیستم انتخابات کشورشان دارند. و وقتی می اندیشیم که انتخابات یعنی مشروعیت دادن به بنیاد دموکراسی، هزینه هایی که دراین راه صرف می شود، ناچیز جلوه می کند.
اگر بخواهيم انتخابات رياست جمهوري در آمريكا را مورد بررسي و مطالعه قرار داهيم بايد با كاركرد، مفهوم و شاه بيت اصلي آن كه همان "كالج هاي انتخاباتي" است به درستي آشنا شويم.
كنوانسيون مسوول تدوين قانون اساسي در سال 1787 كه كار تدوين و نگارش قانون اساسي ايالات متحده پس از استقلال آن از بريتانيا در 1776 را بر عهده داشت ، به هنگام مطرح شدن شيوه انتخاب رييس جمهور به عنوان رييس كشور و اداره كننده دولت فدرال چندين روش انتخاب رئيس جمهور از جمله انتخاب توسط كنگره، انتخاب توسط فرمانداران ايالات، انتخاب توسط مجالس قانونگذاري ايالات، انتخاب توسط گروه ويژه اي از اعضاء كنگره و انتخاب مستقيم توسط آراي مردم را مورد بررسي قرار داد، اما از آنجا كه هيچكدام از اين روشها نتوانست رأي لازم را به دست آورددر نهايت تعيين روش بهتر براي انتخاب رئيس جمهور به كميته اي يازده نفره محول شد.
اين كميته پس از بررسيهاي لازم، پيشنهاد شكل گيري كالج هاي انتخاباتي اوليه را ارائه نمود و بالاخره پس از موافقت، طرح كالج هاي انتخاباتي با اندك اصلاحاتي در سند نهايي درج شد.
در واقع قانونگذاران امريكايي با انتخاب سيستم "كالج هاي انتخاباتي"تلاش داشتند تا بين دولت فدرال و حكومت ايالات نوعي تعادل بر قرار سازند. بدين طريق كه در ضمن حفظ مشاركت عموم مردم در انتخابات، به ايالات داراي جمعيت كمتر حق حضور بيشتري داده شود و انتخاب رييس جمهوري مستقل از كنگره و بدون نفوذ آن به اجرا درآيد.
هدف از اين كار اين بود كه رييس جمهور انتخابي، از نهايت استقلال عمل برخوردار شود و از نفوذ سياسي گروه ها و باند هاي پيدا و پنهان قدرت مصون بماند.
از سوي ديگر قانونگذاران آمريكايي تلاش داشتند تا هر چه بيشتر عرصه انتخاب رييس دولت فدرال يا همان رييس جمهور را از توده گرايي و پوپوليسم به دور نگاه دارند.در اين صورت كمتر فردي مي توانست با شعارهاي فريبنده و اغواكننده بر سرنوشت كشور مستولي شود.
1- مفهوم و مكانيزم كالج هاي انتخاباتي
طبق اصل 2 قانون اساسي ايالات متحده ، تعداد اعضاي كالج هاي انتخاباتي در هر ايالت برابر است با تعداد نمايندگان آن ايالت در مجلس سنا و مجلس نمايندگان . جمع اين افراد طبق قانون اساسي 538 نفر تعيين شده است.
روش انتخاب اين افراد نيز همانند روش انتخاب اعضاي مجالس قانونگذاري در هر ايالت مي باشد، لذا از اين جهت انتخاب اعضاي كالج ها در برخي ايالات مستقيم و در برخي ديگر غيرمستقيم و بعضا توسط مجالس ايالتي صورت مي گيرد.(در6 ايالت امريكا اعضاي كالج هاي انتخاباتي توسط مجالس ايالتي انتخاب مي شوند كه به اين ايالات در اصطلاح "كاكس" مي گويند).
اعضاي اين كالج ها نبايد از بين سناتورها، اعضاي مجلس نمايندگان و اشخاصي باشند كه داراي دفاتر تجاري يا غيرتجاري در آمريكا مي باشند.همين طور نظاميان و كارمندان دولت فدرال نيز نمي توانند عضو كالج هاي انتخاباتي شوند.
به دليل دوري جستن از تأثيرپذيري سياسي، اعضاي اين كالج ها بايد در ايالات خود گرد هم آيند و فرد مورد نظر را انتخاب كنند. از اين رو قبل از روز انتخاب نهايي هيچ جلسه مشتركي براي گردهم آيي اعضاي كالج هاي انتخاباتي ايالت هاي مختلف ترتيب داده نمي شود و فقط كنگره مي تواند روزي مشخص را براي برگزاري جلسات و برگزيدن رئيس جمهور تعيين نمايد.
براي انتخاب رئيس جمهور نيز اكثريت آراي اعضاي كالج ها نياز است.كه حدنصاب آن 270 راي اعضاي كالج انتخاباتي است(از مجموع 538 عضو).
البته بعدها در روش عمل و انتخاب اين كالج هاي انتخاباتي ، تغييراتي در قانون اساسي به عمل آمد .(مثلا در اصلاحيه دوازدهم قانون اساسي در سال 1804 ) در ابتدا كالج ها به دو نفر رأي مي دادند. شخصي كه اكثريت آراء را كسب مي كرد به عنوان رئيس جمهور و شخص دوم به عنوان جانشين رئيس جمهور شناخته مي شد كه امروزه اين روش تغيير يافته است و رييس جمهور معاون و جانشينش را خود (و عموما بعد يا حين برگزاري كنوانسيون ملي حزبي )و چند ماه مانده به روز انتخابات به مردم معرفي مي كند.
اگرچه يك معيار مشخص براي تعداد اعضاي اين كالج ها وجود دارد كه عبارت است از مجموع تعداد اعضاء هر ايالت در مجالس سنا و نمايندگان.(مثلا ايالت كاليفرنيا كه 55 راي الكترال ( بالاترين راي الكترال در ايالات متحده) را دارد 2 نماينده در سنا دارد و 53 نماينده در مجلس نمايندگان. جمع عددي اين دو 55 مي شود ) ليكن اين تعداد در هر دوره مورد ارزيابي قرار مي گيرد و مخصوصا براي ايالت ها و بخش هاي مستقل اين امر مورد بازبيني واقع مي شود.
در سال 2000 اين تعداد براي بخش ها و ايالت هاي مستقل حداقل به سه نفر رسيد . كمترين و بيشترين نفرات حاضر در كالج هاي انتخاباتي 3 و 55 نفر است و در حالي كه ايالت هايي چون آلاسكا و يا داكوتاي شمالي تنها 3 عضو در كالج انتخاباتي دارند اما ايالت بزرگ و پرجمعيتي چون كاليفرنيا (كه به تنهايي پنجمين اقتصادبزرگ جهان است)55 نفر در كالج انتخاباتي دارد.
در گذشته هر ايالتي بنا بر نحوه انتخابات نمايندگان خود در مجالس قانونگذاري محلي، اعضاي كالج ها را انتخاب مي كرد و لذا در برخي ايالات اين انتخابات غيرمستقيم بود و در برخي مستقيم.اما امروزه در بيشترايالات انتخاب مستقيم براي برگزيدن اعضاي كالج ها انجام مي شود و اگر چه در گذشته نقش اين كالج ها پر رنگ تر بود، اما امروزه مردم اگر چه به اين اعضا رأي مي دهند اما در واقع آنها رييس جمهور را بر مي گزينند. چرا كه اسامي اين افراد بر روي برگه هاي رأي ذكر نمي شود، بلكه نام حزب آنها و يا نام كانديداي رياست جمهوري ذكر شده و طبيعي است كساني كه به نامزد جمهوري خواه رأي مي دهند، مقصود آن است كه اعضاي كالج نيز از حزب جمهوري خواه بوده باشند.
2- كاركردها و نواقص كالج هاي انتخاباتي
1-2 راي به كانديدايي غير از كانديداي مورد نظر راي دهنده ها:
هر چند كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در راي دادن خود آزادند اما غالبا اين كانديداها در روز انتخاب نهايي (در ماه دسامبر) به نامزدي راي مي دهند كه اكثريت راي دهندگان ايالتي آنها، انتخاب آن نامزد را توقع دارند.
به واقع با توجه به اينكه اعضاي كالج انتخاباتي توسط حزبي برگزيده مي شود كه بيشترين راي را در ايالت متبوعه به دست آورده است، كمتر اتفاق مي افتد كه اين اعضا رايي مغاير با آنچه كه حزب پيروز در انتخابات ايالتي مورد نظر دارد بدهند.
اما بارها اتفاق افتاده است كه اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري براي رييس جمهور (در دسامبر )،به نامزدي غير از آنچه كه انتظار مي رفته است راي داده اند (و به عبارت بهتر خلف وعده كرده اند).
اين اتفاق 7 بار در قرن گذشته ميلادي رخ داده است. اولين نمونه تاريخي آن در سال 1824 كه رقابت بين آندرو جكسون با آدامز بود انجام پذيرفت و برخلاف رأي اكثريت، آدامز به عنوان رئيس جمهور معرفي شد.
در انتخابات سال 1876 نيز علي رغم رأي اكثريت به ساموئل تلدن، راتر فورد هايس برنده اعلام شد. در سال 1888 گلوور كلولند با اكثريت آرا جاي خود را بنابه رأي كالج هاي انتخاباتي به هريسون داد .
اگرچه براساس قوانين موجود، اعضاي كالج ها مي توانند به افراد و نامزدان غيرحزب خود نيز رأي دهند، اما به طور سنتي اين افراد صرفاً به نامزدان حزب خود رأي مي دهند.
با اين حال، چنانچه رأي اعضاي كالج ها به نامزد غيرحزب خود معطوف شود، قانوناً هيچ اقدامي متصور نيست مگر اينكه حزب مربوطه از جهت سياسي با اين نماينده برخورد كند.همانطور كه اشاره شد چنين موضوعي تاكنون 7 بار در قرن گذشته ( در سالهاي 1948 1958، 1960، 1968، 1972، ،1976، 1988و 2000)و 3 بار در قرن 19 اتفاق افتاده است.
2-2 -عدم لحاظ راي حزب بازنده در هر ايالت:
در انتخابات ايالات متحده هر ايالت "سبد راي"جدا و مجزايي دارد كه ميزان راي در آن سبد تمامي اعضاي كالج هاي انتخاباتي را از يك حزب تعيين مي كند .
با توجه به اصل" WINNER TAKES ALL"كه بر گردان فارسي آن در واقع عبارت "برنده همه چيز را مي برد"است ،هر نامزدي در هر ايالتي كه موفق شود اكثريت آراي آن ايالت را از آن خود كند 100 درصد آراي آن ايالت به نامزد حزب پيروز تعلق مي گيرد.از اين رو ممكن است يك نامزد انتخاباتن رياست جمهوري راي عددي بيشتري داشته باشد اما با توجه به تركيب متكثر آرا در ايالات اين نامزد موفق به كسب 270 راي الكترال مورد نياز براي راه يابي به كاخ سفيد نشود.
مثلا نامزدي در چندين ايالتي كه راي الكترال كمتري به نسبت جمعيت خود داشته است با راي بالايي پيروز شده است، اما نامزد مقابل در چند ايالتي كه راي الكترال بيشتري بوده است برتري را از آن خود كرده است. بنابراين و در اين صورت نامزدي كه آراي الكترال بيشتري كسب كرده است علي رغم داشتن راي عددي كمتر در مجموع ايالات به كاخ سفيد راه خواهد يافت.
3- زمان ها و مكان هاي ثابت و" لايتغير"
در انتخابات ايالات متحده بر طبق قانون اساسي زمان هاي مشخصي براي راي گيري و نيز انتخاب رييس جمهور و ...تعيين شده كه بيش از 200 سال است كه تغيير نكرده اند. چند تاريخ معين براي انجام انتخابات وجود دارد. اولين تاريخ عبارت است از سه شنبه بعد از اولين دوشنبه در ماه نوامبر. اين تاريخ و روشي كه در سال 1845 توسط كنگره برگزيده شد، براي جلوگيري از بي نظمي و اشتباه بود، كه به طور سنتي نيز ماه نوامبر به دليل آن انتخاب شده كه زمان درو بوده و كشاورزان زمان لازم براي رأي دادن را داشته اند. سه شنبه بدين دليل انتخاب شده كه با فاصله لازم از يكشنبه قرار دارد كه روز استراحت مردم مي باشد. همچنين در ماه نوامبر زمستان هنوز آغاز نشده و امكان مسافرت در شمال كشور وجود دارد.
اعضاي كالج ها نيز بر اساس زمان تعيين شده از سوي كنگره در ايالات خود گرد هم آمده و رأي خود را اعلام مي كنند. اين روز توسط كنگره اولين دوشنبه بعد از دومين چهارشنبه در ماه دسامبر تعيين شده است. پس از رأي دادن، آراي آنها مهر و موم شده و براي رئيس مجلس سنا ارسال مي گردد. پس از ارسال آراء كالج هاي انتخاباتي نيز به اتمام مي رسد و تا انتخاباتي ديگر اين كالج ها وجود نخواهند داشت.
4- جايگاه معاون اول رياست جمهوري:
در انتخابات رياست جمهوري در آمريكا هر نامزدي موظف است تا چند ماه مانده به روز راي گيري معاون خود را به مردم معرفي كند.پس از معرفي معاون نامزد انتخابات رياست جمهوري به همراه معاونش تبديل به يك زوج انتخاباتي مي شوند.طبق قانون اساسي معاون رياست جمهوري آمريكا دو اختيار و جايگاه و يا كاركرد عمده دارد كه يكي اداره مجلس سنا است و ديگري جايگزين شدن به جاي رييس جمهور در صورت فوت يا بيماري يا استعفاي آن است.
در دهه هاي گذشته به كرات اتفاق افتاده است كه معاون رييس جمهور جايگزين رييس جمهور شده است. بنابراين چون بر طبق قانون اساسي آمريكا زمان برگزاري انتخابات در اين كشور ثابت و لايتغير است هيچ گاه در صورت فوت يا استعفاي رييس جمهور انتخابات زودرس يا چيزي شبيه به آن برگزار نمي شود.
حتي اگر رييس جمهور در روز اول مسئوليت خود بنا به دلايلي فوت كند و يا قادر به ادامه فعاليتش به عنوان رييس جمهور نباشد،اين معاون رييس جمهور است كه تا پايان مهلت قانوني 4 ساله در جايگاه رياست جمهوري قرار مي گيرد.البته معاون رياست جمهوري بر طبق عرف مسئوليتهاي ديگري نيز دارد .
مثلا عرف رايج در دوران مبارزات انتخاباتي زوج هاي رقيب بر اين اساس است كه نامزد هاي اصلي (دو حزب دموكرات و جمهوريخواه و به ويژه در ماه اخر مانده به روز انتخابات) به طور مستقيم كمتر به يكديگر حمله مي كنند و سعي مي كنند حتي با زدن حرف هاي همه پسند نظر همه راي دهندگان (حتي سمپات هاي حزب مقابل را نيز) به خود جلب كنند.در اين هنگام اين معاونان هستند كه وظيفه حملات مستقيم عليه نامزد رقيب را بر عهده مي گيرند.
در تاريخ 6 دهه گذشته آمريكا چندين بار معاونان رياست جمهوري پس از فوت يا استعفاي رييس جمهور به كرسي رياست جمهوري تكيه زده اند.ترومن پس از فوت پرزيدنت روزولت و جرالد فورلد پس از استعفاي نيكسون در سال 1974 را مي توان در اين زمينه ذكر كرد.
5- نتيجه نهايي شمارش آرا
پس از ارسال آراء به كنگره، مرحله نهايي انتخابات انجام مي پذيرد. دو مجلس سنا و نمايندگان در نشست مشترك خود(كه در 6 ژانويه آن سال و در ساعت 1 بامداد برگزار مي شود) آرا را شمرده و رييس جمهور ايالات متحده را به مردم معرفي مي كنند. معاون رئيس جمهور كه به عنوان رئيس سنا مي باشد، آراء را باز نموده و آنها را به اعلام كنندگان (4نفر) جهت اعلام عرضه مي كند. چنانچه كسي به فرآيند انتخاب رييس جمهور اعتراضي داشته باشد بايد آن اعتراض را مكتوب كرده و آن اعتراض به طور مشترك از جانب 1 عضو مجلس سنا و 1 عضو مجلس نمايندگان به انجام برسد. نامزدي كه اكثريت آراء را داشته باشد (270 از 528 رأي كالج ها) به عنوان رئيس جمهور معرفي مي گردد.
در صورتي كه هيچ كدام از نامزدها اكثريت لازم(270 راي الكترال)را كسب نكنند رئيس جمهور از بين سه نفر آخر توسط مجلس نمايندگان و معاون رئيس جمهور از سوي سنا برگزيده مي شود.
6- ارزيابي
در ارزيابي نظام انتخاباتي ايالات متحده بايد به اين نكته اشاره داشت كه شاكله اين نظام انتخاباتي بر مبناي "كالج هاي انتخاباتي"بنا نهاده شده است كه در ذات خود نوعي ترس از انتخاب مستقيم رييس جمهور توسط مردم و مهار گرايش هاي زودگذر اجتماعي به وسيله پختگي و تجربه اعضاي كالج هاي انتخاباتي نهفته است.
البته اعتراضات بسياري به اين روش وجود داشته است و در كنار آن پيشنهاداتي نيز براي اصلاح اين شيوه ارايه شده و مي شود. مهمترين ايراد نقض حقوق اكثريت و راي عددي مردم است.
مورد ايراد ديگر اصل "برنده همه چيز را مي برد"است كه بر طبق آن راي مردمي كه در ايالت ها در اقليت هستند و به نامزدي راي داده اند كه بازنده شده است به يك باره به سبد نامزد برنده رفته و به يكباره تبديل به عكس خود مي شود و بدين وسيله مي توان گفت راي كمتر در ايالت ها به مفهوم خوانده نشدن راي است.
بنابراين عده اي معتقدند كه بهتر است كالج هاي انتخاباتي حذف شوند، يا رأي اكثريت اعضا ملاك قرار گيرد و يا اصل "برنده، تمام آرا را مي برد" ملغي شود و يا روش انتخابات تناسبي برقرار شود كه طي آن نامزدي كه اكثريت بيشتر را به خود اختصاص مي دهد، به عنوان رئيس جمهور معرفي شود.
مخالفين روش كالج هاي انتخاباتي چند نقيصه عمده سيستم كالج هاي انتخاباتي را چنين بر مي شمارند:
1-احتمال تغيير راي اعضاي كالج هاي انتخاباتي در روز راي گيري
2-احتمال به قدرت رسيدن رييس جمهوري با راي كمتر
3-عدم امكان حضور نامزدي مستقل و خارج از دو حزب دموكرات يا جمهوريخواه
4-كاهش انگيزه مشاركت مردم
اما همچنان نخبگان سياسي آمريكا راي گيري به شيوه كالج هاي انتخاباتي را پخته ترين فرايند تلفيق دموكراسي با مصلحت عمومي نخبه گرايانه مي دانند و از اين شيوه دفاع مي كنند.شيوه اي كه در جهان منحصر به فرد است.
البته اين شيوه كاملا تحت تاثير تجربيات تاريخي و واقعيات اجتماعي و سياسي در هنگام استقلال و شكل گيري كشور ايالات متحده در ربع آخر قرن هجدهم ميلادي شكل گرفته است و به مرور زمان نيز تحولاتي در آن صورت پذيرفته است.
منابع:
1- آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند، انتشارات خوارزمي، تهران، 1361
2- نقيبزاده، احمد، اطلاعات سياسي، اقتصادي، شمارههاي 28،30،31
3- دوژوره، موريس، احزاب سياسي، ترجمه رضاعلومي، انتشارات اميركبير، تهران، 1357
4- هوبرمن، لئو، مامردم، ترجمه حشمت كامراني، انتشارات علموتكاپو، تهران، 1360
5- ژولين كلود، رويا و تاريخ، ترجمه مرتضي كلانتريان، انتشارات آگاه، تهران، 1357
1- آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند، انتشارات خوارزمي، تهران، 1361
2- نقيبزاده، احمد، اطلاعات سياسي، اقتصادي، شمارههاي 28،30،31
3- دوژوره، موريس، احزاب سياسي، ترجمه رضاعلومي، انتشارات اميركبير، تهران، 1357
4- هوبرمن، لئو، مامردم، ترجمه حشمت كامراني، انتشارات علموتكاپو، تهران، 1360
5- ژولين كلود، رويا و تاريخ، ترجمه مرتضي كلانتريان، انتشارات آگاه، تهران، 1357
نوشته شده توسط دوست تو
| لینک ثابت |


