یک توصیه حماسه ساز

اگر می‌خواهیم مدیران خوبی باشیم باید قبل از صبح بیدار شویم 


نکته دیگر این است که مادرها نباید با فرزندانشان غذا بخورند، چون مادر به خاطر علاقه‌ای که به فرزندش دارد، همه غذاها را به بچه می‌دهد. باز روایت داریم امامان با مادرهایشان غذا نمی‌خوردند، چون مادرهایشان را بسیار دوست داشتند و ملاحظه آنها را می‌کردند و لذا نمی‌توانستند دست آنها را پس بزنند. حضرت علی(ع) پس از خرید و تحویل آنها به منزل تشریف می‌بردند و نماز عشاءشان را می‌خواندند و بعد می‌آمدند و با حضرت فاطمه(س) شام می‌خوردند.


در مدیریت بحث مدیریت زمان مطرح است. بهترین زمان روز بین‌الطلوعین ـ‌از اذان صبح تا طلوع آفتاب‌ـ است. در این ساعات روزی پخش می‌شود و زمان بهشت است. بنابراین اگر بخواهیم برنامه روزمره‌مان را تنظیم کنیم و مدیران خوبی باشیم، باید سعی کنیم قبل از اذان صبح بیدار باشیم، نماز اول وقتمان را بخوانیم، اگر بتوانیم دو رکعت نافله صبح را هم قبل از آن بخوانیم، بعد مطالعات روزمره یعنی قرآن و دعا را در آن ساعات انجام بدهیم. 


حتی می‌توانیم مطالعات و انجام تألیفات و آمادگی برای تدریس را در این ساعات انجام بدهیم. من خیلی از درس‌هایم را بعد از اذان صبح با اساتید مباحثه داشته و پیگیری کرده‌ام. امام رضا(ع) 21 عدد مویز و کندرشان را می‌خوردند، بعد از طلوع آفتاب استراحت کوتاهی می‌کردند و بعد برای فعالیت روزمره آماده می‌شدند. اگر می‌خواستند روزه بگیرند، سحری مقوی می‌خوردند و اگر روزه نبودند صبحانه را کامل میل می‌کردند. غذای ظهر را هم یک روز در میان می‌خوردند. روزی هم که ظهر غذای کامل می‌خوردند، شبش غذای فوق‌العاده مختصری می‌خوردند. باز در روایت داریم که اگر دو شب پشت سر هم غذا خورده نشود تا 40 شب قوای بدنی برنمی‌گردد. این روشی که غربی‌ها دارند که شب غذا نمی‌خورند روش اشتباهی است و نباید از آن تقلید کرد. شب حتی یکی دو لقمه هم شده است باید خورد. البته کسانی که می‌خواهند وزن کم کنند، باید شب خیلی کم غذا بخورند.


خدمات اساسی را معمولاً باید از صبح تا ظهر به جامعه بدهیم. معمولاً در روزهای گرم قبل از ظهر و در روزهای سرد بعد از ظهر استراحت کوتاهی می‌کردند. حضرت رسول(ص) نماز ظهر و عصر را که می‌خواندند و یا به صورت جداگانه، به منزل فاطمه‌زهرا(س) می‌رفتند و با امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بازی می‌کردند و عصر را برای مباحثات و جلسات می‌گذاشتند. متأسفانه صبح‌ها که مراجعه می‌کنید، معمولاً می‌گویند مدیران ما در جلسه هستند، درحالی که بهتر است از صبح تا ظهر کارهای مردمی را انجام بدهند و جلساتشان را برای عصرها بگذارند و یا اگر انسان می‌خواهد برای عیادت بیمار برود، بهتر است عصرها برود.


برای مطالعه کل مصاحبه به ادامه مطلب رجوع کنید  

ادامه نوشته

روشهای تدریس

علم نور است و معلم اول خداست. تعلیم و تعلم از آموزه های انبیا و اولیاست و وظیفه معلم رسیدن و رساندن به خداست. علم جویی فریضه بر مسلمان هاست و دوستداری علم و علاقه به جویندگان علم از ارزش هاست.



تعلیم هر علمی دارای بسی نكته هاست و تدریس هر درسی، آشنایی با بسی تجربه هاست. و تدریس، دانش است و عشق است و روش است و بسیاری درس هاست و بدون آن، هرچه هست پوچ است و بی بهاست.



آنچه در پی آمده، «110» قطره از یك دریاست كه طبق حروف ابجد، برابر با نام مولا «علی علیه السلام » امیر مۆمن هاست، و برگرفته از دانش ها و كتاب ها و تجربه هاست، و همچون مشعلی در تاریكی هاست. و در هر قسمت، بسیاری از نكته های مهم آن در نگاشته ماست و با توجه به كلاس های آزاد و غیرآزاد و زمینه ها و شرایط ویژه هر كدام قابل اجراست.


1- شرایط تدریس

الف) شرایط زمانی تدریس

1 - برای رفتن به كلاس تاخیر نداشته باشید و از تز نادرست «نظم ما در بی نظمی ماست » جدا پرهیز كنید؛ زیرا چنانچه شاگردان كلاس شما 30 نفر باشند و شما 10 دقیقه تاخیر كنید، در حقیقت 300 دقیقه (5 ساعت) از وقت انسان ها را به هدر داده اید و این اتلاف وقت قابل جبران نیست. و نیز در موارد ضروری و غیر اختیاری بیش از 50 دقیقه تدریس نكنید، و زمان هر جلسه تدریس را درنظر داشته باشید تا با كمی یا زیادی وقت روبرو نشوید؛ یعنی درس را بموقع آغاز نمایید و بموقع نیز تمام كنید؛ زیرا بی نظمی استاد، شاگردان را نیز بی نظم می كند و به گفته «سعدی » :

اگر زباغ رعیت ملك خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ



2 - بین دو جلسه تدریس حد اقل 10 دقیقه استراحت كنید؛ این استراحت تاثیر بسزایی در تدریس های بعدی شما خواهد داشت. از استاد كهنسالی پرسیدند: «شما با این سن و سال زیاد، چگونه این همه تدریس می كنید؟» پاسخ داد: «من در برابر یك ساعت تدریس، یك ساعت نیز استراحت می كنم »



3 - هنگامی كه خودتان در اواخر درس اعلام می كنید وقت درس تمام شده است، دیگر آن را ادامه ندهید، مگر آن كه ادامه درس با مشورت خود شاگردان و بدون رودرواسی آنان انجام گیرد.



4 - در كلاس های اختیاری - تا آنجا كه امكان دارد - بكوشید زمان تدریس را تغییر ندهید و درس را بدون علت ضروری تعطیل نكنید. استادی می گفت: «به تجربه برای من ثابت شده است كه تغییر زمان كلاس و یا تعطیل كردن كوتاه مدت آن، باعث كم شدن تعداد شاگردان می شود »



5 - درس خود را با توجه به زمان پیش بینی شده و تعداد جلسات تدریس و روزهای تعطیل زمان بندی كنید تا از نظر زمانی در پایان دوره یا ترم و یا سال با مشكلی روبرو نشوید. این كار نوعی «برنامه ریزی آموزشی » است. استادی را می شناسم كه همیشه با شروع درس ها تقویمی تهیه می كند و با توجه به روزهای تعطیل و تعداد جلسات، برای درس خود برنامه ریزی دارد.



ب) شرایط مكانی تدریس

6 - سعی كنید مكان تدریستان دارای دما، روشنایی، مساحت، بهداشت، آرامش، میز و صندلی مناسب باشد.



7 - شاگردانی را كه گوش یا چشمشان ضعیف است در جلوی كلاس، و شاگردانی را كه قدشان بلند است در انتهای كلاس بنشانید. نیز فاصله شما با شاگردان، فاصله ای مناسب باشد به طوری كه صدایتان برای همه آنان به خوبی شنیده شود.



8 - در صورت امكان، محل كلاس را در جایی انتخاب كنید كه مورد سوء استفاده كسانی قرار نگیرد، و از محل سكونت شاگردان بسیار دور نباشد.



ج) شرایط آموزشی تدریس

9 - در پایان هر دوره آموزشی خود، با نظرخواهی از فراگیران به ارزیابی آموزشی و تاثیرات پرورشی درس خود بپردازید. برای این كار می توانید حد اقل سه سۆال را دراختیار آنان بگذارید: 1. نكات منفی كلاس؛ 2. نكات مثبت كلاس؛ 3. نظریات و پیشنهادها.



10 - در آغاز راه، هر درسی را به همان صورتی كه می خواهید تدریس كنید، در جای خلوتی و پیش از تدریس، تمرین كنید.



11 - در مواردی كه كتاب و یا متن درسی وجود ندارد، در صورت امكان به شاگردان خود، جزوه و متن درسی بدهید.



12 - مطالب درسی را دسته بندی كنید؛ زیرا دسته بندی مطالب در تفهیم درس و كیفیت تدریس بسیار مۆثر است.



13 - رۆوس مطالب درسی را روی یك كاغذ كوچك بنویسید و از روی آن تدریس كنید تا مطلبی فراموشتان نشود.



14 - یكی از مهم ترین اصول آموزشی، داشتن «تنوع » در هنگام آموزش است؛ پس بیشتر به آن توجه كنید.



15 - به حضور و غیاب شاگردان جز در موارد استثنایی، توجه داشته باشید. می توانید برای استفاده بیشتر از وقت، شخصی مطمئن را برای انجام این كار معین كنید.



16 - اگر سۆالی را در كلاس مطرح كردید، سرانجام جواب آن را بدهید و آن را بی جواب نگذارید.



17 -سعی كنید در هر جلسه تدریس، مطالب نو و تازه ای نیز برای شاگردان خود داشته باشید. این امر موجب پویایی و بالندگی كلاس شما خواهد شد.



18 - در صورت امكان، تعداد شاگردان كلاستان از 20 نفر بیشتر نباشند، اگرچه تغییر شرایط در تغییر تعداد شاگردان نیز تاثیر می گذارد.



19 - درس را از افراد مختلف و از جای جای كلاس و در اوقات گوناگون بپرسید تا همه شاگردان همواره از آمادگی درسی برخوردار باشند و احساس تبعیض هم نكنند.



20 - شاگردان را با روش های گوناگون و مناسب، نسبت به یادگیری درس تشنه كنید؛ به گفته «مولانا»:

آب كم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست



21 - در كلاس درس، سۆالات خود را به گونه ای مطرح كنید كه شاگردان را به اندیشیدن وا دارد و در حل آن سۆالات كمك كند، نه اینكه فقط نادانی آنان را ظاهر سازد.



22 - تا آنجا كه امكان دارد انجام تكالیف درسی را به عنوان مجازات و جریمه و تنبیه، از فراگیران نخواهید.



23 - سۆالات مناسب ولی خارج از موضوع درس را پس از پایان كلاس جواب دهید، نه این كه آن ها را هنگام تدریس پاسخ دهید و نه این كه اصلا پاسخ ندهید.



24 - در صورتی كه خستگی را در وجود شاگردان احساس كردید، اگر می توانید از ادامه تدریس خودداری كنید. گاه این خستگی در شاگردان به صورت های گوناگونی مانند نگاه به ساعت، گذاشتن پلك ها روی هم، بستن كتاب و كلاسور با صدای بلند، سخن گفتن با یكدیگر، توجه نكردن به درس و نگاه به جاهای دیگر جلوه گر می شود.



25 - اگر متن درسی یا كتابی برای تدریس خود دارید، نخست مطالب آن را دسته بندی كنید، روی تابلو بنویسید و توضیح دهید و سپس آن ها را با متن درسی و كتاب تطبیق دهید.



26 - موضوع و عنوان درس را در آغاز تدریس به طور مشخص بازگو كنید، و درصورت امكان آن را به صورت سۆال و طرح مسئله در آورید و روی تابلو بنویسید. یكی از استادان با تجربه و با سابقه همیشه در آغاز تدریس خود، موضوع و عنوان درس را روی تابلو می نوشت و سپس آن را برای فراگیران بیان می كرد.



27 - اگر شبهه ای را برای مخاطبان خویش مطرح می كنید، آن را بدون پاسخ نگذارید. در غیر این صورت، جدا از طرح این گونه شبهات بپرهیزید.



28 - خلاصه و جمع بندی و نتیجه درس را در پایان تدریس برای شاگردان خود بیان كنید.



29 - گاهی برخی از شاگردان، سۆال شاگردان دیگر و بویژه شاگردان ردیف های جلوی كلاس را نمی شنوند و یا متوجه نمی شوند؛ در این صورت، یك بار دیگر سۆال را تكرار كنید و توضیح دهید تا همه شاگردان، سۆال را در یابند و سپس آن را پاسخ دهید.



30 - بكوشید از طرح مطالب بدون مدرك و ماخذ و یا با مدرك و ماخذ نامعتبر خودداری كنید؛ بلكه مدرك و ماخذ مطالب را نیز به طور صحیح و دقیق ذكر نمایید.



31 - اگر از شاگردان سۆالی می كنید - تا آنجا كه امكان دارد - اجازه دهید خود شاگردان پاسخ آن را بیابند و بگویند و یا حتی زمینه پاسخ دادن را نیز برای آنان فراهم آورید، نه اینكه خودتان بی درنگ پاسخ آن را بدهید.



32 - اگر پاسخ سۆالی را به بعد موكول می كنید، آن سۆال را در ذهن خود داشته باشید و یا بر صفحه كاغذی یادداشت نمایید تا حتما پاسخش را در جلسات بعد به دانش آموختگان بدهید.



33 - جواب سۆالات شاگردان را با كلمات و عبارتی مانند «ظاهرا»، «احتمالا»، «فكر می كنم » و «تقریبا این طور است » ندهید؛ بلكه بكوشید پاسخ آن ها را به طور صحیح بیابید و سپس به طور دقیق و قطعی به آنان بگویید.



34 - برخی از روانشناسان معتقدند كه اگر بخواهیم تمام اصول یادگیری را در یك اصل خلاصه كنیم، آن اصل عبارت از «توجه كردن به آموخته های قبلی فراگیران » است؛ پس به این اصل، بسیار توجه كنید.



35 - در صورت امكان از شاگردان خود، هم آزمون كتبی، هم آزمون شفاهی و هم آزمون عملی بگیرید.



36 - مطلبی را كه شاگردان با سعی و تلاش خود به دست می آورند، از آن خود می دانند و آن را با علاقه و بدون مقاومت می پذیرند.



پس زمینه دستیابی به مطالب به وسیله خود شاگردان را برای آنان فراهم آورید.



37 - پزشك روانشناسی می گفت: «شاگردان حدود 25 دقیقه می توانند روی یك موضوع خاص تمركز كافی داشته باشند. پس از آن، تمركز حواسشان سیر نزولی خواهد داشت » از این رو باید پس از این مدت، در كلاس درس «تنوع » ایجاد كنید.



38 - استادی می گفت: «تعلیم و تربیت هماهنگی می خواهد».

باید با مدیر، سرپرست، مسۆول، معاون، همكاران دیگر و یا حتی با پدر و مادر شاگردان هماهنگی داشته باشید تا تلاش شما بیهوده و آب در هاون كوفتن نباشد.



39 - تا آنجا كه امكان دارد، اوقات استراحت و زنگ تفریح دانش آموختگان را نگیرید؛ زیرا در چنین اوقاتی، فرآیند یادگیری سیر نزولی فراوانی خواهد داشت.



40 - به گونه ای تدریس كنید كه دانش آموختگان بااستعداد بپسندند و دانش آموختگان كم استعداد درك كنند.

آتش سوزی یا آتش بازی

مدتی هست می شنویم که در ایرانشهر (شین آباد ) مدرسه ای ،کلاسی دچار حادثه آتش سوزی شده است . و انگشت اتهام را می چرخانیم و به دنبال مقصر  میگردیم که این حادثه را چه کسی آفرید ، چه کسی کم کاری کرده ،کجای کار ایراد داشته و الی آخر همه رسانه های خبری به دنبال پیدا کردن مقصر هستند و دستی بر این آتش دارند که هر روز شعله ور تر شود شاید آتش نشانی مقتدر پیدا شود این آتش را خاموش کند وسردی آن مرهمی بر دل ریش ریش خانواده های دلسوخته باشد ، اما بیایید نگاهی دقیق تر کنیم بر آنچه گذشت و البته از چشم با بصیرت یک بازرس گمنام که در میان جمعی از دبیران و معلمان زحمت کش این آب و خاک بیان فرموده اند  : این بیانات در طی یک اقدام پژوهی گسترده در زمینه استفاده از علوم مختلف در زندگی روزمره و نیاز به آموزش و استفاده از آن صورت گرفته است .

با نگاهی دقیق به حادثه شین آباد میتوان حادثه را اتفاقی از عدم استفاده از علوم فرا گرفته شده دانست. سینی زیر بخاری پر از نفت است . معلم با مشاهد این وضعیت اقدام به روشن کردن بخاری می کند  بدون اینکه نفت رها شده  از مخزن را جمع کند. بخاری گرم می شود و شعله ها به سینی زیر بخاری رسیده و شعله ور می شود . دانش آموزان با دیدن آتش هیجان زده می شوند ولی  سعی نمی کنند با جیغ و داد کلاس  را ترک کنند ظاهرا بد جوری طالب علم هستند .

معلم با دیدن این وضع بجای خارج کردن دانش آموز ا نش یا حتی مهار کردن آتش و خاموش کردن آن دست به اقدامی احمقانه میزند .

خروج بخاری از کلاس ،خروج بخاری آتش گرفته با دست چه حالتی را تداعی می کند ( زگهواره تا گور دانش بجوی) بخاری در  دستان معلم در میان راه دستانش می سوزد و بخاری را در میانه در رها میکند. واویلا از این همه حماقت که نامش را جسارت گذاشتند .

درب کلاس چوبی است و آتش می گیرد . قانون اول  نیوتن هر عملی عکس العملی دارد . چوب و آتش دویار مهربان و صمیمی اند . حالابهم رسیدند ، کلاس بسته می شود بجای مهار آتش و کم کردن اکسیژن ، یا دور کردن میزو نیمکتهای  کلاس از آتش دانش آموزان را درانتهای کلاس جمع می کنند . آتش شعله میکشد و به میزو نیمکتها میرسد . اما چرا مگه یک بخاری نفتی چقدر نفت دارد. چقدر خطرناک است  با یک ضربه مخزن جدا میشود با یک سطل آب خاموش می شود اما چرا این اتفاقات نمی افتد . من یک دانش آموز دهه 60 هستم . چرا بخاری کلاس ما بزور روشن میشد و با لگدی خاموش و حالا اینهمه سخاوت از کجاست این بخاری چه استانداری دارد که نمی شود خاموشش کرد .

معلم کلاس تمام قانونهای فرا گرفته را به ترتیب اجرا می کند پنجره ای که دارای حفاظ آهنی است را می شکند و با خورد شدن شیشه ها باعث می شود باد در کلاس کوران کند و به سرعت اکسیژن زیادی را به کلاس وارد کند . دمیدن در آتش چه می شود ، گسترش آتش و شعله ور شدن آن  را سبب می شود  ، چرا هیچ کس بلد نیست با کپسول آتش نشانی مدرسه کار کند ، خالی مانده ، یا شاید از سال قبل دچار فساد شده ، نه فکرکنم هیچ کس بلد نیست ضامن را بکشد تا مخزن به کار بیفتد و آتش را خاموش کند .

و حالا چه می شود کلاسی سرد با آتش و کوران بادی که حالا داغ شده و هورم داغیش به صورت دانش آموزان می خورد این باد سوزان صورتها را ملتهب می کند و سوزشی مانند سوزش بخار آب جوش را به بار می آورد .حتی مژه ای نسوخته تنها سوختگی در سطح پوستهایی است که در معرض این حرارت  قرار گرفته اتفاق افتاده است .

و اما بعد ..............

رسانه های خبری چه اعلام کردند . وزیر را محاکمه کردند و باید به دار مجازات بیاویزند.  وزیر عذر خواهی کن و کرد . حالا پول بده اینها رو مداوا کنیم و خوب تقصیر توست که بچه های ما سوختند تو باید به مدرسه ما هم هواست بود . تو باید مخرن نفت را بررسی هم می کردی . تو باید مدرسه را از اول می ساختی . تو باید چه و چه می کردی و امروز دیدم که نوشته بودند تو از کشورهای خارجی هم کمتری چون اونا وقتی می سوزند کلی تحویلشون می گیرند و تو ما رو تحویل نگرفتی. خلاصه وزیز عزیز همه امورات جاریت را تعطیل کن و بیا کنار تخت ما بشین و برایمان کتاب قصه بخوان تا ما خوب شویم و به دنیا برگردیم. چون تقصیر کار اصلی تو هستی .

و اما قبل ...........

کی فکر شو می کرد یک معلم نتونه در لحظه فکر کنه .از قانونهایی که یاد گرفته استفاده کنه . چرا مغز ها آکبند موندن و فکر کردن رو تعطیل کردیم. چرا دانش اموزان مثل زمان ما که تا بخاری دود میکرد، جیغ نمی کشن برن بیرون و کلاس رو با شوق و ذوق  تعطیل کنند . چه بر سرمون اومده اینقدر چیززززززززززز شدیم .

چرا همه میگن وزیر . چرا یکی نگفت مدیر محترم، معلم با کمالات ، و بقیه حضراتی که در مدرسه   ومنطقه و استان تشریف داشتید . یعنی فقط وزیر باید پاسخ  این سوالات را بدهد . مگر نه این است که مسئولان در مناطق چشم و گوش وزیرند پس چرا فقط  وزیر باید محاکمه شود . دیگران هیچ .

و اما حالا ............

سوال من این است چرا اینهمه ایراد و اشکال که در آموزش و پرورش هست صدایی را بلند نکرده است و فقط سوختگی که باعثش یک ....... بوده است این همه جنجال به راه انداخته.

اگر قرار بود وزیر را باز خواست کنند از این همه بی سوادی معلمانش باید باز خواست کرد افراد با سلایق مختلف با بی سوادی های خاص ، با بی فکری ها اینها را باید پرسید که چرا چنین و چرا چنان می شود آیا وقتش نرسید ما هم مسئولیت بپزیریم . آیا هنوز باید جامعه را نسبت به عملکرد مقامات سرخورده کرد. تاکی باید دید که تمام رسانه ها مثل هم می نویسند و همه یک شکل صدا می کشند چرا همه از روی دست هم می نویسند چرا همه فکر ها تعطیل است  تا کی باید خبرهای تکراری خوانده شود . حتی فعل و فاعلش نیز جابجا نمی شود و متحد هستند افکار رسانه های خبری ما.

ای کاش روزی برسد بجای کوبیدن مقامات و رواج بی اعتمادی در بین مردم صدایی بلند شود که بگوید انگشتی که به سمت دیگران گرفته ای  و اشاره ات به دیگری است سه نشانه به خودت رفته و تو مقصری که خودت را نمی بینی و از مسئولیتت شانه خالی کرده ای .

بار الها به مدیران ما قدرت تفکر عنایت کن . به معاونان ما آموزش لازم مهارتی را هدیه کن تا بچه های ما را به فنا ندهند و به معلم های ما قانون های کشف شده را القا کن تا خدایی نکرده شصت پایشان درون چشم کودکان دلبندمان نرود . و به ما دستانی عطا کن تا بجای نشانه رفته به سمت دیگر بر زانو بزنیم و گامی برای رشد و نوآوری بزنیم .

فرجش را برسان که روزگارمان سخت ، سخت شده .

الهی آمین

 

این روزها همه می زنند

روزگار غمباري را سپري مي کنيم که هرکس، هرچه و هرجا که دستش برسد از آن مي زند تا توازن مالي خود را برقرار کند.
ناگوارتر و تلخ تر از اتفاقات کلان اقتصادي که اين روزها همه درباره اش صحبت مي کنند شايد همين رخدادهاي پيدا و پنهاني باشد که در گوشه گوشه شهر همه را به فکر فرو برده اما ماجرا آنقدر خرد و جزئي است که کسي درباره اش حرفي نمي زند.
اين روزها همه مي زنند. يکي از زندگي خود، يکي از تفريح و معاشرت و کسي هم اگر دستش برسد و امکانش را داشته باشد از خدمت يا محصولي که به مردم تحويل مي دهد. اين روزها گذرتان به هر صنفي بيفتد و سر و کارتان با هر قشري باشد به وضوح مي توانيد از کاهش کيفيت و کميت و خدمات ارائه شده مطلع شويد.
کافي است از رستوراني غذا بگيريد، سر و کارتان به بيمارستان بيفتد، لباسي سفارش دهيد، جنسي بخريد، اتومبيلتان را به تعميرگاه ببريد و يا اينکه به نحوي با مراکز خدماتي در ارتباط باشيد، خواهيد ديد که چگونه از يک جاي کار مي زنند و کم مي گذارند تا به خيال خود، دخل و خرجشان با هم بخواند.
مثال معروف و عاميانه اين "زدن" را وقتي مي بينيم و مي شنويم که بسته چيپس يا پفکي باز مي شود و در کنار حجم زيادي از هوا، مقداري خوردني هم يافت مي شود! قضيه روشن است فلان کارخانه براي بقا و سوددهي، از محصول خود مي زند. اوضاع ديگر مواد خوراکي هم بهتر نيست. توليدکنندگاني که نمي توانند قيمت محصول خود را افزايش دهند از محصول کم مي کنند. رستوران هايي که ظرفيتشان براي افزايش قيمت يک پرس غذا به پايان رسيده و کششي براي افزايش قيمت ندارند يا از طول سيخ مي کاهند يا از مخلفات غذا مي زنند يا بي خيال کيفيت و مواد مرغوب مي شوند.
صبر کنيد، داستان هنوز ادامه دارد. کارمندان بخش خصوصي و ادارات غيردولتي اين روزها مي بينند که مدير شرکت از نابساماني اوضاع اقتصادي به ستوه آمده و در اولين گام، اقدام به قطع مزاياي جانبي و امتيازات کاري کرده است. کارمندان هم که حقوق و پاداش را متناسب با حال و روز خود نمي بينند به صورت متقابل تا جايي که بتوانند از کار مي زنند.
آنها که زماني که سفر ساليانه دبي و تايلندشان قطع نمي شد، با افزايش بي سابقه قيمت ارز از مسافرت هاي خارج از کشور خود مي زنند، خانواده هايي که امکان پذيرايي و برپاکردن سفره هاي شام را ندارند از مهماني هاي خانوادگيشان مي زنند. گروه ديگري که زماني به برنامه هاي فرهنگي، هنري بها مي دادند از کنسرت موسيقي و سينما تئاترشان مي زنند. دوستان و رفقايي را مي شناختم که پاي ثابت رستوران ها و بوفه هاي گران قيمت تهران بودند. اين روزها که هزينه هاي زندگي سرسام آور شده، اين ها هم از رستوران بازي هايشان مي زنند.
جواناني که اهل استخر و بدنسازي و  اجاره زمين فوتبال و ديگر سالن هاي ورزشي بودند با وضعيتي که برايشان به وجود آمده از ورزش خود مي زنند.
مادري که نيازهاي مختلف اعضاي خانواده را مي بيند از سفره رنگين مي زند. پدري که درخواست هاي فرزندانش را مي بيند از لباس نوي شب عيد خود مي زند.
خانواده متديني که مي بيند سه شب اقامت در مشهد چه هزينه هايي اضافه بر حد معمول تحميل مي کند به امام زاده صالح رضايت مي دهد و از زيارت مي زند. نوعروس و مادرِ حيرت زده، وقت خريد، با بغض و آه، از جهاز و جنس عالي مي زنند. ماه داماد و پدر، هنگامِ رفع احتياج، از براي دفع کسري هاي خود، اين در و آن در مي زنند.
بستگان و قوم و خويش، البته حق دارند ولي، موعدِ چشم روشني با شرم و حزم و احتياط، از سکه و زر مي زنند.
مردماني هم که البته ندارند هيچ آه در يک بساط، از سر ناچاري و درماندگي، بر سينه و سر مي زنند.
ماجرا اما به همين جا ختم نمي شود. گروه ديگري هم هستند که جور ديگري مي زنند. آنهايي که دستي در توليد نداشته يا امکاني براي کاهش محصول ندارند، صبورانه اوضاع را نظاره مي کنند و به وقتش از جيب مردم مي زنند. اين دسته از افراد کاري ندارند که قيمت ها چه وضعي پيدا مي کند و اقتصاد چه حال و روزي دارد. اينها خودشان مستقيم با مردم طرف حسابند و هرچه ارزش پولشان کم شود يا تورم افزايش يابد، آن را به وقتش با مشتريانشان حساب مي کنند.
دندانپزشک يا جراح متبحري که با علم به نياز بيمارانش، تعرفه هايش را ماه به ماه افزايش مي دهد،  راننده تاکسي که در آخرين ساعات شب يا زير بارش باران، بيچارگي مسافران را فرصت خوبي براي دو برابر کردن کرايه مي بيند، خرده فروشي که قيمت خريد را ناديده گرفته و قيمت اجناسش را به روز تعيين مي کند، اينها همه از جيب مردم مي زنند و در دلشان استدلال خاص خودشان را دارند: «فرقي نمي کند تورم چقدر باشد و هزينه هايم چقدر افزايش پيدا کند، وضعيت هرچه شود من هم از مشتريانم را مي گيرم و کسري را جبران مي کنم
گروه ديگري هستند که نه توليدي دارند، نه فروشي دارند و نه خدماتي که از آن بزنند. اين ها در مواجهه با مشکلات و گرفتاري هاي روز، کم طاقت تر و کم توان تر شده، اعصابشان ياري نمي کند و در نتيجه از لطف و نوعدوستي خود مي زنند. اين ها ديگر دست نيازمندي نمي گيرند، ميزان ياري و نيکوکاريشان افت مي کند. در اختلافات کوتاه نمي آيند، از خودگذشتگي نمي کنند و از انسان دوستي و ... خود مي زنند.
اين بخش آخر شايد خطرناک ترين نوع "زدن" باشد؛ اتفاقي که اثرات اجتماعي نگران کننده اي داشته و زندگي در جامعه را سخت مي کند.
اينها که همه گفته شد شايد پاسخ به يک سئوال را براي ناظران راحت کند: "چرا با وجود اين همه گراني و تورم افسارگسيخته، نشاني از نارضايتي عمومي و يا بروز مشکلي جدي را در سطح جامعه نمي بينيم و به ظاهر همه چي آرام است؟"
پاسخ اين است: اين روزها همه مي زنند .... هرکس، هرچه و هرجا که دستش برسد مي زند


رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله:
مَن كَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فى عُمُرِهِ؛
هر كس پر گذشت باشد، عمرش طولانى شود.
اعلام الدين، ص‏315

پویا : صدا و سیما

سال هاست که صدا وسیما همنشین خانه های ما شده  است و هر درست و غلطی رو به خوردمون میده کلی فرهنگ غلط و درست رو تو ذهنمون جا انداخته و بعد به دلیل ابکی شدن و کم کیفیت شدن برنامه هاش جای خودش رو به ماهواره و اینترنت و... داده .

اما حالا یکی دوسال بد جوری برای مبارزه با این رقیب سر سخت یعنی ماهواره و شبکه های مختلف اون  اقدام به تاسیس شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی کرده و تند تند مثل قارچ شبکه داد بیرون ولی هیچ وقت فکر نکرد این شبکه های همون هدف رو دنبال می کنند یا نه فقط سرف اینکه زمان پخش این شبکه ها پر بشه کافی بوده و اینکه آیا هدف شبکه همون بوده یا نه اصلا مطرح نیست .  هر روز از روز قبل کیفیت شبکه ها و برنامه هاش پایین و پایین تر میاد  مخصوصا برنامه هایی که جنبه تفریحی و سرگرمی داره از سریالهای مسخره بگیر تا خنده بازار و غیره ولی اب بستن تو شبکه ها حالا اضافه شده به آب بستنهای دئاخل برنامه ها و سریالها . خب  یک پیشنهاد دارم  یک روز ماهواره رو قطع کنید .( ما اصلا نداریم ) و بعد یک روز تعطیل باشه بهتره مثلا صبح جمعه . از 8 صبح بیدار بشید  شروع کنید تلویزون و 18 کانال با افتخارش رو رصد کنید و ببینید چی به سرتون میاد . من بارها این کار رو کردم حالابراتون میگم .

قراره تو شبکه پویا فقط انیمیشن نشون بده . خوب این درست شکر خدا فقط همینو نشون میده اما از وقتی پویا افتتاح شده بقیه شبکه ها مثل این فرشگاه هایی که یکی حراج میزنه بقیه هم همون کار رو می کنند تا مشتریشون رو از دست ندن  و اونا هم حراج میکنند شروع کرده به پخش برنامه های کودک و نوجوان از ترس اینکه برنامه های مسخرشون رو کسی نبینه و امارشون بیاد پایین همه شروع کردن به پخس برنامه کودک و نوجوان . عوض اینکه به تولید روب یارن و کیفیت رو بالا ببرن همش تکرار تکراری ها قبلی .

حالا بزن نمایش داره فتو بالیتسها نشون میده  بزن . دو داره فیتیله نشون میده . بزن ای فیلم داره کارتون نشون میده . بزن 4 البته غیر جمعه  داره بازم برنامه یکی از این خاله های کذایی رو نشون میده . بزن 5 اونم غیر تعطیل داره تن تن کارتن میزاره . بزن آموزش داره یک خاله دیگه رو نشون میده . این از کودکان محترم که تو یک زمان 5 تا کانال داره براشون برنامه میزاره من موندم بچه از کدومش چیزی میهمه ما یک پسر 7 ساله تو خونه داریم مثل این  بابا ها میشین رو مبل رو بروی تلویزون بعد تند تند کانال عوض می کنه و شکار لحظه ها میکنه  فقطم کارتن هاشون می بینه و اصلا به خودکشی اون خاله ها برای آموزش بچه ها توجهی نداره و اونقدر این کنترل بیچاره تو دستش که چیزی ازش نمونده .

خوب حالاب ریم سراغ بقیه کانالها  به به یکی ازیکی بی خودتر  ای فیلم که باید همش فیلم و سریال پخش کنه نصفش کارتن شده نصفش تبلیغ زمان فیلمها هم یکجوری که هیچ وقت نمیشه دید تو ساعت پیک کاره . نمایشم که قربونش برم یک روز از صبح فیلم خارجی میزاره یک روز همش ایرانی یک روزم تعطیل میکنه نمیشه فهمید چی کی هست . چهار تا فیلم بدرد بخور توش نیست .

ورزش گلی به گوشه جمالش که سه بار تکرار داره و انگار تا حالا هیچی از ورزش تو دنیا نبوده کم میارن چیزهای جدید پخش کنند ولی خدایش خوبیش اینه هنوز آلوده نشده و فقط ورزشی .

یک و دو سه . که از گذشته ها بودن هم  که هیچی نگیم بهتره

چهار هم داره از دست میره قبلا میشد بهش امیدوار بود وحالا با شبکه قران مسابقه دارن .

پنج هم که مال استان خوب انجام وظیفه میکنه .

شش هم دمش گرم هر وقت هیچی نداشته باشه شبکه های دیگه میشه لااقل اخبار دید و یکم سرگرم شد و روز به روزم داره بهتر میشه خدا قوت .

شبکه هفتم بدک نیست اگه اون برنامه کودکش حذف بشه .

شبکه هشت هم که قران شده همش آب می بندن توش تا کش بیاد خیلی هم تابلو

دوتا هم شبکه خارجی که بماند .

شبکه مستند فقط باید مستند نشون بده امیدوارم آلوده نشه .

شبکه شما هم که سعی میکنه به  داد منو شما برسه  سریالهای ساعت 9:15 شبش خوبه برای سرگرمی

جام جم هم که عشق اون ور آبی هاست

خلاصه خیلی دلمون باز میشه اگه یک روز صبح جمعه خوابمون نبره تا ظهر و مجبورم باشیم خونه بمونیم  دیگه کلافه و عصبی نمی دونی چیکار کنی که پناه می بریمب ه رادیو برنامه صبح جمعه هاش که اگه نبود دیونه میشدی. و لا اقل اونجا با خنده هاشون خلقت باز میشه .

اما بعد ............

امسال ماه رمضون تلویزون رسته گذاشت هم با اون سریالهای مسخرش هم با اون برنامههای چندش آورش من موندم این آمار خنده دار رو از کجاش در میاره . خنده باز که فقط اولین سریش جالب بود و بعداز اون هر چی ی ساختن مزخرف تر از قبل شده . وهیچ جذابیتی نداره شده برای جدال با ماهواره نه برای سرگرمی منو شما هر روز در موردش تو سایتها مطلب میخوندیم . که با شبکه های فارسی اون ور آب چیکار کرد.

تنها برنامه مفیدی که میشداز تلویزیون دید و بهره برد سخنرانی حاج آقا پناهیان بود که شبکه 8 هر شب ساعت 12 از مهدیه تهران پخش میکرد . هیچ منبر و سخنرانی جدید یا آرشیو شده ی دیگه ای هم پخش نشد . خوب اینم اونقدر دیر میزاشتن که وقتی تبلیغش رو میکردم می گفتم دیره ما خوابیم و ابراز ناراحتی میکردن که نمیشه دید خوب تکرارم نداشت.

ولی یک سوال ما چرا داریم از خارجی ها الگو میگریم شما میخواهید مردم  روجذب شبکه های داخل کنید بعد با همون جلف بازیها و سبک بازیهای شبکههای خارجی تو داخل میخواهید اینو انجام بدید یعین کپی برداری از کارهای شبکه بیگانه اینقدر افتخار آفرینه  که خودتون رو براش می کشید . توهمه برنامه های از نشستن و بلند شدن مجری هایی خبری بگیر تا ساختن طنزو فیلم وسریال از رو دست اونا نگاه میکنید و می سازید یعنی خودتون هیچ هنری ندارید . درسته .

به یکی پیشنهاد دادم از بچه های صدا و سیما حالا که مثل قارچ شبکه می  سازید یکی هم ویژه سخنرانیهای مذهبی  بسازید تا وقتی  شبکههای دیگه جواب نمیده لااقل ساعتی پای بحثی بشینم و گوش بدیم چون تو شهرستانها که روحانی ها بدرد بخور نیست و کسیهم نیست هزینه کنه برای برگزاری منبر های بدرد بخور . مثلا ماامسال  با روحانی 34 یا 35 ساله که امام جماعتمونه تو مسجد و رومنبر برامون جکم تعربف میکنه رو طی کردیم در صورتی کهمیشد یک سخنران با یک بحث پی در پی  داشته باشیم . خوب حالا که این نمیشه یکشبکه بزارید. میدونید جواب چی گرفتم نزدیک بود کتک مفصلی بخورم و بعد هم گفتم نمیشه ما به اندازه کافی برنامه داریم مردم روحیه اشونخراب میشه سخنرانی گوش بدن و خلاصه یداع جانانه از صدا و سیما و زحمات بی دریغش کرد که من خفه شدم و هیچی نگفتم . ولی حالااینجا این بغض چند ماهه رو خالی میکنم و میگم .مرد مومن مگه مردم بیکارن از صبح تا شب خونه باشن و پای تلویزون بشینن من گفتم منو امسال من که یک ساعت بیشتر وقت نداریم اون یک ساعتم دوستداریم یک مطلب پر مغز بشنویم نه جفتگیات مجریانمختلف که دائم نشستن و با یک روحانی سر مسائل مختلف چونه میزنند . ما دلمون میخواد یک بحث رو پی بگیریم و تو یک ساعت از شبانه روز گوش بدیم . این چه ربطی به افسردگی داره . خلاصه این قصه سر دراز داره . وما رو فرستادن دنبال پر کردن استشهاد محلی و غیره تابرامون آخوند بفرستن تا ما تقاضا نکنیم که اون حضرت آیاتی که توتهران منبرهای بدرد بخور دارن رو ماهم بشنویم نشنویم . گاهی دلم برای رهبر می سوزه که همه اینا رو می بینه و تذکر میدهو گوش هیچ کسم بدهکار نیست و بازم کار خودشون رو می کنند خدابهشون صبر و قوت بده .

فکر کنم  بسه  خیلی پرچونگی کردم  کاش  یکی بشنوه و یک کاری کنه . ولی عوضش من بالاخره فرصت کردم بعد از مدتها این مطلب روبنویس و از اون سنگینی باری که رو دوشم بود بکاهم .  خدا هم رو به راه راست هدایت کنه . مخصوصا صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران رو با اون سوتی های عظیمش . در پان از شبکه قران بخاطر پخش تنها برنامه  بدرد بخور که امسال ماه رمضون کلی بدادم رسید و ازش چیزهای زیادی آموختم کمال تشکر و قدر دانی رو دارم . و من الله التوفیق

حقوق بشر چیست؟ بشر کیست ؟

آجرک الله یا بقیه الله

 اگر اينها يهودي يا مسيحي بودند، تا به حال هزاران فيلم سينمايي، هزاران برنامه تلويزيوني از زجه ها و گريه هاي اعضاي باقي مانده خانواده، صدها متن ابراز همدردي، صدها بسته كمك هاي انسان دوستانه، هزاران برنامه خبري، هزاران سخنراني در محكوم كردن اين فاجعه، هزاران مصاحبه، روشن كردن شمع، تغيير دادن لوگوي فيس بوك و گوگل، همدردي همه انسانهاي جهان، رفتن انواع هنرپيشه هاي زن زيبا به صحنه، و ثبت در تاريخ رو شاهد بوديم، كه بايد هم ميبوديم، چون انسان، انسانه، هيچ فرقي هم بين مذاهب و عقايدشون نيست، ولي وقتي سالانه چندين هزار نفر مسلمان اينطوري قتل عام ميشن..... باز هم همون انسانه، ولي قرار نيست اين اخبار كشتار از رسانه اي به طور جدي بررسی بشه، نه ماهواره ها و بي بي سي و من و تو و ... و نه شبكه هاي داخلي!!!

وقتي هم ميخونيم يا ميبينيم اين عكسارو، ميگيم: دروغه بابا، جعليه!!! اينا ساختگيه!
اينطوريه كه ميشه فهميد اسباب كنترل ذهن ما واقعا دست خودشونه!!!!!
"مسلمانانی که در میانمار کباب می‌شوند.

نسل‌کشی و تصفیه قومی مسلمانان در میانمار، در حالی هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد که جامعه جهانی در این زمینه سکوت کرده است.
میزان خشونت‌ها و شکنجه‌های اعمال شده علیه مسلمانان این کشور به اندازه‌ای بسیار است که می‌توان آن را بسیار کم سابقه در تاریخ جهان خواند.
 در چند روز گذشته، خبر کشتار گسترده جمعیت‌های مسلمان کشور میانمار، در میان برخی رسانه‌های جهان بازتاب پیدا کرده؛ اما هنوز با موضعی مشخص از سوی دولت‌ها، به ویژه دولت‌های اسلامی روبه‌رو نشده است.

 هزاران نفر از مردم مسلمان میانمار، در حالی از سوی بوداییان افراطی مورد حمله قرار گرفته، کشته شده و سوزانده می‌شوند که در بیشتر موارد، نیروهای نظامی و امنیتی تنها در نقش ناظر، این جنایت‌ها را می‌بینند و برای آنان کاری نمی‌کنند!اما قضیه تنها به اینجا محدود نمی‌شود، زیرا دولت میانمار نه تنها برای جلوگیری از این جنایت‌ها کاری انجام نداده، بلکه به گونه‌ای از آن حمایت نیز کرده است.

در همین راستا، «تین سین»، رئیس جمهور این کشور اعلام کرده، مسلمانان باید از میانمار بروند و یا به اردوگاه‌های آوارگان سازمان ملل منتقل شوند.
 در این باره باید گفت، هرچند کشتار مسلمانان در این کشور جنوب شرقی آسیا به تازگی گسترش یافته، تبعیض‌ها علیه آنان سابقه‌ای طولانی دارد. مسلمانان این کشور که عمدتاً در منطقه «آراکان» زندگی می‌کنند، از سال ۱۹۸۲ حتی از داشتن حقوق شهروندی نیز محروم بوده‌اند.
به این ترتیب، در میانه سکوت و انفعال جامعه جهانی، دولت میانمار نیز از حرکات جدید گروه‌های افراطی بودایی استقبال کرده و در حالی که این گروه‌ها تاکنون بیش از بیست روستا و ۱۶۰۰ منزل را ویران کرده و هزاران نفر را کشته و یا زنده زنده سوزانده‌اند، دولت این کشور هیچ کاری در راستای جلوگیری از آنها انجام نداده است.
 گفتنی است، دولت این کشور پیش از این دستور داده بود، مسلمانان حق ندارند مساجد جدید بسازند و یا مساجد قدیمی خود را بازسازی کنند و با استناد به همین قانون، نزدیک به ۷۲ مسجد توسط دولت ویران شد. همین امر، جرقه حرکات گروه‌های افراطی را زد که از فوریه سال گذشته میلادی تاکنون به خشونت علیه مسلمانان و کشتار آنان ادامه می‌دهند.

 اما جالب توجه‌ترین نکته در این میان، سکوت گروه‌های به اصطلاح حقوق بشری و نیز دولت‌های غربی از یک سو و برخی کشورهای مسلمان مدعی از سوی دیگر است. لازم به یادآوری است که میانمار،‌‌ همان کشوری است که سال‌ها به دلیل حبس یک رهبر دمکراسی خواه به نام «آنگ سان سوچی» تحت تحریم‌های آمریکا و اروپا بود، حال آن که اکنون که وی از حبس آزاد و وارد فعالیت‌های سیاسی شده، نه تنها غرب، بلکه خود وی نیز هیچ گونه موضع‌گیری در قبال کشته شدن صد‌ها نفر انسان بی گناه نکرده‌.

 نقد اول :

آري نقض حقوق بشر در هر شكل و نوع آن جزء بدترين و زشت‌ترين اعمال است كه متاسفانه كشور ما نيز از اين نظر در صدر كشورهاي جهان قرار دارد. اصلاً در ايران چيزي كه وجود ندارد حقوق بشر است، عده‌اي منفعت طلب قدرت طلب همه چيز را از آن خود مي‌دانند، خود را برتر و بهتر از  همه مردم تلقي مي‌كنند، نه تنها از حقوق بشر چيزي نمي‌دانند بلكه به بدترين نوع آن كه تاريخ به خود نديده انسانيت را پايمال مي‌كنند. آري ايران ما نيز متاسفانه به اين چنين روزي افتاده است، اگر كمي عادلانه و منصفانه قضاوت كنيد مي بينيد كه كشور ما نيز دست كمي از وضعيت ناگوار ديگر كشورهاي ناقض حقوق بشر ندارد، بلكه بدتر و فجيع‌تر هم هست. همين هايي كه دم از حقوق بشر در كشور ما مي‌زندد، دم از اخلاق مي‌زنند، دم از اسلام مي‌زنند، دم از منش انساني مي‌زنند همگي از بدترين مردمانند، باور كنيد اين‌گونه‌اند، شك و ترديدي هم نداشته باشيد. آري نقض حقوق بشر در برمه بسيار آزار دهنده است، نقض حقوق بشر در سوريه، بحرين، عربستان سعودي و اصلاً همه جاي جهان زشت و زننده است ولي بدتر و تلخ‌تر از همه نقض حقوق بشر در كشوري است كه داعيه حكومت اسلامي و اخلاقي را دارد، كشوري كه بيش از دو هزار سال پيش كوروش كبيري داشت كه اولين سند حقوق بشر را به جهانيان هديه كرد، كشوري كه افتخارش قرن‌ها با تساهل و تسامح زيستن است و حال ببينيد به چه روزي افتاده است، و خداوند همان‌گونه كه در قرآن نويد داده است به حساب ظالمان و ستمكاران بسيار كوبنده و درناك خواهد رسيد. عربي نوشتن را دوست ندارم ولي چون شما متنتان را بار عربي آغاز كرديد من هم با متني عربي كه جمله بسيار مقدسي است به صحبتم پايان مي‌دهم: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم. آري ظلم هيچ گاه پابرجا نخواهد ماند، نه در برمه، نه در سوريه، نه در بحرين و نه در هرجاي ديگري به‌ويژه در خاك پاك و مطهري هم‌چون ايران كه به دستور الهي همواره بايستي در شوكت و نعمت پايدار بماند. به اميد پروردگار باريتعالي كه زيباست و زيباي را دوست دارد، رحيم است و بخشش و مهرباني را دوست دارد، رئوف است و رافت را دوست دارد، بر همه چيز آگاهست و هيچ رفتار و عملي از چشم او دور نيست و به‌موقع خود به رفتار و عمل بت پرستان و كافران كنوني كه زشت تر از بزرگ ترين و خونريز ترين مردمان تاريخ عمل مي كنند نيز خواهد رسيد. آگاهي و وجدان بيدار داشتن از هر موهبتي با ارزش تر است، پس از خداوند بخواهيم كه به همگان خصوصاً مردم ما آگاهي و داشتن وجدادن بيدار را عطا كند
نقد دوم :

حقوق بشر در ایران دچار پایمال شدن شده  مطلب در مرود  استان سیستان و بلوچستانه

شاید از نگاه به چشماش بدتون بیاد اما ...
 شاید ندونید...اینجا قسمتی از کشور ماست ... اینجا سیستان است شغل بیشتر مردمانش شتر بانی است...

این مسجدشونه...

جاده هاشون ...

برای پخت و پز از هیزم استفاده می کنند .گاهی اوقات بلند کردن هیزم به قیمت نیش زدن عقرب است ...

آنها مربا و پنیر را نمی شناسند فقط نان است و نان است و نان...

از معلمشون بپرسید...
از سختی تدریس بدون امکانات وفضا بپرسیداز اومدن گردبادی ناگهانی بپرسید که دفترو کتاب رو با خود می بره از اومدن حیوانات ومزاحمت و حواس پرتی بچه ها بپرسید
 ....

نمی دونستم برای این عکس آخر چه بنویسم

...
راستی به اینا درس می دند 3هزار میلیارد چند تا صفر داره؟


مطمئنم این عکسها را کسانی که
 باید ببینند نمی بینند

اينها كه مهم نيستند. مهم اينه كه ضريح امامها توي عراق از طلا ساخته بشه. و ملت ما توي اون پول بريزند.خدایا چشم حقیقت بین ما رو روشن کن خدایا کمک کن مفهوم اصلی دین وعبادت رو بفهمیم خدایا خوب میدانم که فردا اعمال خوب مرا در کف ترازو میگذاری ...

رویا (نقد کتاب)

امسال بعد از سالها توفیق اجباری دست داده تا به دلیل تصادف چند ماهی خونه نشین بشم و مجبور باشم ساعات بیکاریم رو یک جوری خودم رو سر گرم کنم. دوران دبیرستان از رمان خونای حرفه ای بودم و دائم مشغول خرید کتاب و خوندن بودم پنجره فهیمه رحیمی از کتابهای تاپ اون زمان بود و بعدشم نسرین ثامنی و مودب پور . ولی بعد از چند سال هم رومان خوندن از سرم افتاد هم گرفتار کار و درس شدیم و حیطه مطالعه کتابم هم تغییر کرد از طرفی تعداد نویسندگان و اسامیشون زیاد و ناشناخته شد و از طرف  موضاعات رمانها اونقدر ابکی و مسخره شد که حس بدی به ادم دست میداد .یک جورایی انگار نویسندگان محبوب زمان ما دیگه اثرات زیادی نداشتند و قلم رو زمین گذاشتند. خلاصه سرتون رو درد نیارم منی که یک روز پخش کننده رمان تو فامیل میون دوست و آشنا بودم یک بانک خالی از کتاب شدم و دیگه چیزی گیرم نیومد بخرم تازه یک موضوع دیگه هم بود اونقدر قیمت رمانها نسبت به کتابهی دیگه بالا رفت که ترجیح دادم بجای خالی کردن جیبم ترک عادت کنم مدتی به کتابخونه هم می رفتم ولی همیشه رمانهاش رو برده بودند یا کتابهای بدرد نخور و دست پایین فقط بود . حالا که خونه نشین شدم به لطف یکی از شکاگردام چند جلدی رمان از کتابخونه محل به دستم رسید تا اوقات بیکاریم رو باهاش پر کنم این شد که کمتر از دو روز رمان رویا رو که حدود 500 صفحه بود خوندم تمومش کردم.

ناشر بر این کتاب مقدمهای نوشته بود و کلی ازش به عنوان اولین اثر مهناز صیدی تعریف کرده سال 85 چاپش کردن و با قیمت 7500 فروختنش واز افزایش نویسندگان و تکراری بود موضاعات داستان رمانها دفاع کرده بود.

اما انتقادی که من به این کتاب و اکثر کتابها و نویسندگانشون دارم این هستش که اصولا کتابهایی رو که می نویسند تاریخ و زمان مشخصی نداره, نقش افرینان آن دین و آیین و اعتقادات خاصی ندارند, هیچ فرهنگی جز پول و ثروت اندوزی و زندگی اشرافی رو به رخ نمی کشند ,و راحت بگم انگار تو قرن صفر با پیشرفت قرن 22 می نویسند و این همه خیالات رو به خورد مردم و جونان ما میدن , اصول اصلی جامعه توش عوض شده رعایت حجاب و موازین اسلامی دیده نمیشه یا حریم و حدودی برای مرد و زن قائل نیستند .همه مثل خواهر برادر هستند و همه ایران را در تهران و تهران را در شمال شهر و خانواده های خاص به تصویر می کشند .

گویی ایران متعلق به اینان است و فرهنگ غالب فقط فرهنگی است که ایشان پیش گرفته اند .

دین تعطیل و آیین تعطیل و بی حجابی و مهمانی ها خاص وخلاصه هر آنچه که دوست دارند علنی انجام بدهند و در خفا انجام می دهند را در این کتابها می توان دید.

به نظر شما یک جوان 16-20 سال با خوندن این کتابها که به صورت اعتیاد آورم هست و شاید در هفته چندین جلد ازاین کتابها رو بخونه چه برداشتی از این کتابها خواهد داشت .

مسئله فرهنگی کشور ما دچار بحران است و این بحران با سیاست ما اجین شده فیلم و سینما و رادیو تلویزون که به نام مبارزه با ماهواره از خود ایثار نشان داده و هر مدل می خوان به زور به خورد ملت می دن . مدو لباسم که هر چی تلاش می کنه به هیچ نتیجه نمی رسه  روز به روز بد از بدتر میشه . دانشگاهها که دیگه رسالت اصلیشون برقراری رابطه پسر و دختر هاست به منظور خوش بودن بیشتر . اینم از وضع سایتها و کتابها و مجلات و بقیه وسائل فرهنگ ساز  .

رویا با اینکه کتابی پر درد و رنج بود و نقاط مثبت و منفی زیادی داشت ولی منفی ترین نکته عدم رعایت این مسائل جامعه بود  گویی امریکایی کوچک در داخل ایران بود و مردمی خاص نمی دونم ولی حالم حسابی گرفته شد وقتی رمان رو خوندم بجای حال خوب دپرس شدم باز هم دلم به حال خودمون سوخت متاسفم که نویسندگان جوان ما حتی حاضر نیستند رمان ایرانی و اصیل بنویسند و هنرشون در به تصویر کشیدن ایرانی بدون هویت و اصالت پیشتازی می کند.

هیچ گوش شنوایی هم نیست خیالتون راحت این چند خط را نوشتم تا وظیفه خودم رو انجام داده باشم و سکوت نکرده باشم وگرنه خودم میدونم فرهنگی که اسیر بی سیاستی سیاست مداران شده هیچ اصلاحی براش نیست و وقتی تیتر روزنامه داریم که رئیس جمهور برای رهایی از بحران اقتصادی دعوای سیاسی را انداخته حتما روزهایی هم برای رهایی از بحران فرهنگی جامعه این بازیها را با همقطارانش راه انداخته پس خودمون باید فکری کنیم و دیگه چشم ما نباید به چشم دولت مسئولین بی مسئولیتش باشه . انقلابی دیگر در راه است انقلاب خودسازی و رهایی از این بی سیاستی ها برای جاودانه ماندن ایران اسلامی نه ایران خیالی  به امید آن روز. بدرود

 

دلیل نجاست سگ چيست؟


عده ای از سر کنجکاوی می خواهند بدانند که: چرا اسلام سگ را نجس می داند؟ و در کدام آیه یا روایت از متون دینی ما، دربیان علت نجاست سگ بیان شده است؟


آزادي نيوز / عده ای از سر کنجکاوی می خواهند بدانند که: چرا اسلام سگ را نجس می داند؟ و در کدام آیه یا روایت از متون دینی ما، دربیان علت نجاست سگ بیان شده است؟ این افراد در این حکم ، شک و شبهه ای ندارند و تنها از فلسفه نجاست سگ سؤال می کنند . اینان می خواهند بدانند : آیا در اسلام فقط حکم نجاست سگ بیان شده یا علاوه بر این ، به فلسفه این حکم نیز اشاره ای شده است؟


عده ای نیز دم از حقوق حیوانات می زنند و حکم نجاست را بر خلاف حقوق سگ می دانند.، از نگاه آنان سگ یک حیوان با وفا است و همین را دلیلی برای طهارتش می دانند. علاوه بر این از کوچک ترین دستاویزها برای اثبات سلیقه شان استفاده می کنند. :

- مگر می شود سگ با این وفاداریش نجس باشد ؟

- در قرآن و روایات از نجاست سگ سخنی به میان نیامده است.!؟

- قرآن با نام بردن از سگ اصحاب کهف ، از این حیوان تمجید کرده است. !

حال آنکه معلوم نیست نام بردن از سگ اصحاب کهف در قرآن چه ربطی به نجاست یا طهارت سگ دارد ؟ وفاداری سگ و مفید بودنش ، چه ربطی به عدم نجاست او دارد ؟

همانطور که ملاحظه می کنید ، برخورد سلیقه ای با مسائل و ربط دادن همه چیز برای اثبات سلیقه شخصی ، بخصوص برای کسانی که صلاحیت اظهار نظر در مسائل شرعی را ندارند تا جایی پیش می رود که در اصل و اساس مسأله ای تشکیک می کنند .

اگر مفید بودن و وفادار بودن سگ برای حکم به طهارتش کافی باشد ، پس خون که حیات انسان با کمبود آن در خطر می افتد ، نباید نجس باشد ؟ آیا کسی در فواید و نیاز انسان به خون و همچنین در نجس بودن آن شک دارد ؟ آیا به بهانه ی اینکه انسان اشرف مخلوقات هست ، می توان نجاست خون او را انکار کرد ؟

لازم است قبل از هر بحثی ، مفهوم و معنای « نجس » بخصوص در اصطلاح فقهی آن ، مورد بررسی قرار گیرد :

مفهوم نجس

نجس در لغت واژه « نـجـس » از نـظر لغت شناسان به معناى کثیفى ، ناپاکى ، ضدطهارت ، ضد نظافت و به معنای پلیدى آمده است. ۱

بهترین تعریف لغوی از راغب اصفهانى است که نجس را به معنای پلیدی ظاهری و باطنی می داند ، او مى نویسد : « النجاسة القذارة و ذلک ضربان : ضرب یدرک بالحاسة وضرب یدرک بالبصیرة … » نجاست ، قذارت وکثیفى است که بردو نوع می باشد :

۱- آنکه با حواس انسان قابل درک است .

۲- آنکه با دیده بصیرت درک می شود.

یعنی گاهی نجس دانستن چیزی بخاطر پلیدی باطنی آنست و تأثیر منفی بر روح و روان انسان می گذارد .

راغب اصفهانی در ادامه برای معنای دوم ، مصداقی را ذکر کرده و می گوید : « والثانی : وصف الله تعالى به المشرکین فقال: (إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ)۲… : خداوند تعالی مشرکان را به آن توصیف کرده و فرموده : (مشرکان نجس هستند) »۳
از امام صادق(ع) از نوشیدن و وضو گرفتن با پس مانده آبی که بعضی از حیوانات (سنور، گوسفند، گاو، شتر ، الاغ ، اسب، استر و درندگان) نوشیده اند، سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگیر. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسیدم: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیست؟ فرمود: نه به خدا ، او نجس است . نه به خدا ، او نجس است .

نجس در اصطلاح فقهی

در فقه اسلامی « نجس » به شیئی گفته می شود که بخاطر شدّت پلیدی باید از آن دوری و اجتناب کرد ، و نحوه اجتناب و دوری از آن را شرع بیان کرده است .

پس نجس در فقه یعنی : شیئی که دارای شدّت پلیدی است که باید به نحوی خاص، از آن دوری کرد ؛ و نحوه اجتناب از آن را شرع مشخص می کند . به عبارتی دیگر نجاست چیزی است که به کار بردن آن در نماز و طواف و تغذیه ، به دو جهت حرام می باشد : یکی شدّت پلیدی که در آن هست و دیگری دستور به دوری و اجتناب از آن .

نجاست سگ در قرآن
دلیل نجس بودن سگ چرا سگ نجس است ؟

پیش از این گفتیم یکی از سوالات مطرح در مسأله نجاست سگ ، اینست که : آیا در قرآن که کاملترین کتاب آسمانی است به نجاست سگ اشاره ای شده است یا نه ؟

در قرآن کریم در سه مورد از سگ سخن گفته شده که عبارتند از :

۱- ماجرای سگ اصحاب کهف : خداوند در سوره کهف در مورد سگ اصحاب کهف چنین می فرماید:

«سگشان بر آستانه ی غار دو دست ‏خود را دراز کرده بود .»۴

در این آیه هیچ گونه اشاره ای به طهارت و نجاست سگ نشده است ، نهایت استفاده ای که از این آیه می شود ، اینست که : اصحاب کهف سگ نگهبانی را همراه داشتند .

نکته ی قابل توجه دیگر در این بیان این است که سگ در دهانه غار، یعنی محلی غیر از محلّ استراحت اصحاب کهف آرمیده بود . (بِالْوَصِیدِ) ۵

۲- ماجرای بلعم باعورا : خداوند در سوره اعراف ، بلعم باعورا را به سگ تشبیه کرده ‏است و چنین می فرماید: « فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ اَلْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ »۶

سخن از یک عالم دانشمند است که ابتدا در مسیر حق بود ، به گونه‏اى که کسى انتظار انحراف او را نداشت . سرانجام دنیاپرستى و پیروى از هواى نفس او را به سقوط کشاند . به نحوى که تشبیه به سگ شده است .

اما چرا به سگ تشبیه شده؟ زیرا او بر اثر شدت هواپرستى و چسبیدن به لذات جهان ماده ، یک حال عطشِ نامحدود به خود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستى مى ‏رود نه به خاطر نیاز و احتیاج بلکه به شکل بیمارگونه‏اى همچون یک « سگ هار» که بر اثر بیمارى هارى ، حالت عطش کاذب به او دست مى‏دهد و در هیچ حال سیراب نمى ‏شود . ۷

در این آیه نیز نه سخن از طهارت سگ است و نه سخن از نجاست آن آمده است .

۳- حکم صید سگ شکارچی: خداوند در ابتدای سوره مائده می فرماید :

« یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ »۸

در این آیه سخن از حلال بودن گوشت حیوانی است که توسط سگ شکاری صید شده است نه نجاست یا طهارت سگ .

این سه آیه تنها مواردی بودند که در آن سخن از سگ به میان آمده ، امّا در آن نه اشاره به طهارت سگ شده نه نجاست آن . حال که ثابت شد قرآن دلالتی بر نجاست و طهارت سگ ندارد ، آیا می توان نتیجه گرفت که پس سگ نجس نیست ؟

آیا همه احکام باید در قرآن ذکر شده باشند ؟

آیا می توان حکمی را فقط بخاطر عدم ذکر آن در قرآن انکارکرد؟ ۹

در پاسخ باید بیان کرد که :

اولاً: قرآن کریم در احکام فقهی معمولاً به کلیات بسنده کرده است . به عبارتی دیگر قرآن همچون قانون اساسی است که فروع قوانین مدنی ، حقوقی ، جزائی و … را در آن نمی توان یافت .

ثانیاً : تبیین و تفسیر آن را به پیامبر اکرم (ص) و به دنبال آن، امامان معصوم (ع) سپرده است ، « وَ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ ؛ ای پیامبر ما ذکر بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را بر ایشان نازل شد (قرآن) تبیین و تفسیر نمایی . »۱۰

خود قرآن دستور داده که علاوه بر آنچه خداوند در قرآن بیان فرموده ، از سخنان پیامبر(ص) و امامان(ع) اطاعت کنیم: « وَ مَا آَتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ؛ ای مردم هر چه را رسول الله(ص) به شما دستور داد ، اجرا کنید و هر چه را نهی کرد باز ایستید »۱۱

خلاصه آنکه برای به دست آوردن حکم شرعی ، قرآن یکی از منابع استنباط احکام الهی می باشد ، علاوه بر کتاب آسمانی ما ، روایات معصومین(ع) یکی دیگر از منابع است که اگر حکمی در قرآن ذکر نشده بود باید به این روایات رجوع شود .
«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) : قَالَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِی الْإِنَاءِ فَصُبَّهُ ؛ امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفی آب خورد، آن آب را دور بریز»

نجاست سگ در روایات

عمده دلیل برای حکم به نجاست سگ ، روایات می باشند . احادیث زیادی در این باره وارد شده است ؛ بطوری که در کتاب ارزشمند وسائل الشیعه و بحارالانوار ، ابواب مختلفی در این رابطه وجود دارد .

هر یک از ابواب فوق ، روایاتی را در بر دارد که بیان کننده نجاست سگ اند .
دلیل نجس بودن سگ چرا سگ نجس است ؟

روایاتی که از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) دربارۀ نجاست سگ به ما رسیده اند ، دو گونه می باشند :

دسته نخست : روایاتی که به صراحت در آن واژه نجس آمده است ، مانند :

۱- «سَأَلَ عُذَافِرٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ سُؤْرِ السِّنَّوْرِ وَ الشَّاة وَ الْبَقَرَة وَ الْبَعِیرِ وَ الْحِمَارِ وَ الْفَرَسِ وَ الْبَغْلِ وَ السِّبَاعِ، یُشْرَبُ مِنْهُ أَوْ یُتَوَضَّأُ مِنْهُ؟ فَقَالَ : نَعَمِ ، اشْرَبْ مِنْهُ وَ تَوَضَّأْ . قَالَ قُلْتُ لَهُ : الْکَلْبُ ؟ قَالَ : لَا . قُلْتُ : أَ لَیْسَ هُوَ سَبُعٌ ؟ قَالَ : لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ؟ لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَجَسٌ ؛عذافر از امام صادق(ع) از نوشیدن و وضو گرفتن با پس مانده آبی که بعضی از حیوانات (سنور، گوسفند، گاو، شتر ، الاغ ، اسب، استر و درندگان) نوشیده اند، سوال کرد. امام فرمود: بنوش و وضو بگیر. سپس از سگ سوال کردم. امام فرمود: نه. پرسیدم: آیا او یک درنده (مثل دیگر درندگان) نیست ؟ فرمود: نه به خدا ، او نجس است . نه به خدا ، او نجس است . »۱۲

۲- عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْبِ ؛ عبدالله بن ابی یعفور از امام صادق(ع) نقل می کند : همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ باشد .» ۱۳و مواردی دیگر .

دسته دوم : روایاتی که واژه نجس در آنها ذکر نشده ، امّا با قرائن موجود در آن ، نجاست سگ اثبات می شود . در این روایات ، روش برخورد با سگ همانند روش بر خورد با نجاسات دیگر، بیان شده است . مانند :

۱- « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) : قَالَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِی الْإِنَاءِ فَصُبَّهُ ؛ امام صادق(ع) فرمود: هرگاه سگ از ظرفی آب خورد، آن آب را دور بریز .»۱۴

۲- عَنِ الْفَضْلِ أَبِی الْعَبَّاسِ : قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنْ‏ أَصَابَ ثَوْبَکَ مِنَ الْکَلْبِ رُطُوبَة فَاغْسِلْهُ ؛ فضل از امام صادق (ع) نقل می کند : هرگاه رطوبتی از سگ به لباس شما برخورد کرد، پس آنرا بشویید .» ۱۵

۳- « عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ : قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الْکَلْبِ یُصِیبُ شَیْئاً (مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ)، قَالَ: یَغْسِلُ الْمَکَانَ الَّذِی أَصَابَهُ ؛ محمد بن مسلم از امام صادق (ع) در مورد سگی که خودش را به بدن مردی مالیده است ، سوال کرد . حضرت فرمود : محل تماس سگ را بشوید .» ۱۶و مواردی دیگر

با توجه به مطالب گفته شده در خواهیم یافت که سگ نجس بوده و باید از آن در غیر موارد ضروری حذر کرد .

گروه دین و اندیشه تبیان

این غزل زیبا از مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی را به بهانه روز ایراد خطبه جمعه توسط ایشان تقدیم می


دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان

بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو

هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم

تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا

روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

برچسب ها آیت الله خامنه ای امام زمان (عج)

باراک اوباما حامله است! (به نقل از سایت رجا نیوز همراه عکس //)

در ایران به زن ها ظلم می شود. حقشان خورده می شود. در خانه بایستی ناهار بپزند و ظرف بشورند و چه عذابی بالاتر از این؟! حتی در ایران این زن ها هستند که باردار می شوند و 9 ماه بار سنگینی را حمل می کنند! در حالیکه در باقی کشورها اینطور نیست. همه غربی ها از پدرهایشان زاده می شوند. راستش را بخواهید همین الآن باراک اوباما حامله است!

در این متن نگاهی داشتیم به اظهار نظر یکی از تلویزیون های اون ور آبی! البته ما به مانند برخی ها در خانه ی همسایه ماهواره تماشا نکردیم، بلکه سرچ زدیم و این خبرها را در سایت های خبری خواندیم:

شبکه من وتو: «به زنها ظلم می شود! زن ها هم حق تحصیل، گردش و کار را دارند!، چرا زن ها را در پستوی خانه ها پنهان می کنند؟!» (جام نیوز)

در همین راستا توجه شما را به ادامه برنامه و بحث کارشناسان من و تویی جلب می کنم:

نفر اول: خب راست می گویند دیگر! چرا در ایران پسرها را به دانشگاه راه می دهند؟! اصلاً صد در صد ظرفیت دانشگاه ها حق دختران است! اصلاً این مورد هیچی! چرا بین مرد و زن در این کشور تبعیض قائل می شوند؟! چرا زن ها در ایران نمی توانند راننده ی کامیون شوند؟! خواهر من یک عالمه دوست دارد راننده تریلی شود اما به خاطر محدودیت های عنوان شده نمی تواند به این آرزوی خودش برسد!

نفر دوم: در ایران به زن ها ظلم می شود. حقشان خورده می شود. در خانه بایستی ناهار بپزند و ظرف بشورند و چه عذابی بالاتر از این؟! حتی در ایران این زن ها هستند که باردار می شوند و 9 ماه بار سنگینی را حمل می کنند! در حالیکه در باقی کشورها اینطور نیست. همه غربی ها از پدرهایشان زاده می شوند. راستش را بخواهید همین الآن باراک اوباما حامله است!

نفر سوم: چرا زن ها را در پستوی خانه پنهان می کنید؟! جای زن توی کانال مُد هست. روی بسته بندی کالاهایی مثل صابون و خمیردندون! تا کی میخواین عقب مونده بمونین؟! از گلشیفته یاد بگیرین.


نفر چهارم: در سفر اخیری که به ایران داشتم در خیابان های این شهر حتی یک دختر هم ندیدم. آنها به بانوان خود نه تنها اجازه رانندگی نمی دهند بلکه اجازه پیاده روی هم نمی دهند. واقعا جای تاسف است که زن ها تنها می توانند با گذاشتن سبیل و شبیه کردن چهره خودشان به مردها اینطرف و آنطرف بروند!

نفر پنجم: در ایران تمام زن ها خانه دار هستند. اصلاً اجازه کار کردن به آنها نمی دهند. از قصد این کار را می کنند که زن ها محتاج مردان شده و تن به ازدواج بدهند، والا همگان می دانند که زن های ایرانی از ازدواج متنفر هستند و همه آنها قصد ادامه تحصیل دارند!

نفر ششم: بچه ها! این چرت و پرت ها چیه میگین؟! نگنه باز قبل از اجرای برنامه مواد زدین؟! مگه کارگردان نگفته بود قبل از برنامه های زنده نباید مواد مصرف کنین و موادها فقط مالِ برنامه های ضبطی هست؟!

نگرانی های امام زمان(عج) از شیعیان


 شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟»


حجاب و عفت:

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»

بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1)


رعایت حلال و حرام در زندگی

یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود 37 روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.»

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(2)

بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج)

مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(3)


اعمال ناپسند و بی توجهی به عرضه اعمال

در تشرّف مرحوم شیخ محمدطاهر نجفی، خادم مسجد کوفه، می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ چرا شیعیان برای فرج ما دعا نمی کنند؟»(4)

آقامیرزا محمدباقر اصفهانی می گوید که شبی در خواب گویا مولایم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنید و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمائید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»(5)

در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (علیها سلام) که فرج را نزدیک گرداند.»(6)

در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی (ره)- امام زمان (عج) فرمودند: «از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید.»(7)

در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان (عج) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد.» (8)

همکاری شیعیان با ظالمان و ستمگران

شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟» بعد مطلبی فرمودند که آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقیه الله (عج) می فرمایند:وَ لا ترکَنُوا اِلی الّذین طَلَمُوا فَتَمّسکُمُ النّار؛ یعنی، به سوی ستمگران میل نکنید به آنان تکیه ننمایید که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد.» وقتی این جمله را گفتم، حضرت رو به من کرد و فرمود: «پس تو چرا مدح می کنی؟» عرض کردم: «تقیه می کنم.» حضرت دست مبارک را به دهان گذاشتند و به عنوان انکار سخن من با تبسم فرمودند: «تقیه! تقیه! تقیه!- یعنی تو از روی خوف و تقیه مدح نمی کنی- هفت روز بیشتر از عمر تو باقی نیست فردا برو و مُهر حکومتی را رد کن.»(9)

تحصیل معارف از طریق غیر مشروع

امام زمان (عج) می فرماید: «طَلَبُ المَعارِف مِن غَیرِ طَریقَتِنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقُ لِلاِنکارِنا؛ یعنی، بدست آوردن معارف جز از طریق ما خاندان پیغمبر (ص) مساوی با انکار ماست.»(10)


گناه شیعیان

امام زمان (عج) می فرمایند: «نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند.»(11) امام زمان (عج) می فرمایند: «به خدا پناه می برم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت.» (12)


پرهیز از تصرف اموال معصوم (علیه السلام)

از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر (عج) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: «کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد.»(13)

امام زمان (عج) در توقیع شریفی می فرمایند: «هر کس در اموال مربوط به ما تصرف کند و بخورد، بدرستی که آتش را در شکم خود وارد کرده است و به زودی در آتش افروخته وارد خواهد شد.»(14)

ایشان می فرماید: «وقتی برای هیچ کس جایز نباشد که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند چگونه این کار در مال ما جایز می شود؟»(15)

در توقیع دیگر می فرماید: «لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف کند.»(16)

نقد تا ثریا

 چند هفته گذشته سریالی از  شبکه اول پخش می شد به نام تا ثریا  که مورد استقبال بود ولی مورد نکوهش هم قرار گرفت و رفت تا دادگاهی  بشه .

اما من به عنوان یک بیننده  نظراتی دارم که دوست داشتم بنویسم و این شد که دست به کلیدهای صفحه کلید بردم.

تا ثریا ؟ کدوم ثریا این خانم یا اون ثریا که تو آسمونه منظور این فیلم چی بود . دیوار کی کج بود ثریا یا جامعه ثریا یا خانواده ثریا؛ کدومش خشت اولشون کج بود و تا ثریا کج رفت.

به نظر من این سریال  بعد از مدتها خیلی سریال عمیقی بود چونکه انسانها رو به فکروامیداشت بعد از سالها بطلالت و بی محتوایی فیلم ها و سریالها که جزء سرگرمی و وقت گذرونی برای مخاطبش چیزی نداشته و  اصلا قدرت فکر و اندیشه رو از مردم می گرفت و تازه تجمل گرایی و و زیاده خواهی رو هم به ذهن و روح مردم تزریق می کرد؛ این سریال اجازه داد مردم فکر کنند و بعد از نمایش هر قسمت تا ساعتی تو افکارشون به بدبختیها و مشکلات جامعه فکر کنند و دنبال چرایی بگردند.

اما تا ثریا چی؟ تا ثریا با همه بار منفی که با خودش داشت و به عبارتی خواب شبانه مردم رو آشفته کرده بود ولی کلی هم پیام داشت . پیامی که واقعیت جامعه رو نشون می داد ؛شاید اگه کل این سریال همونطور که ساخته شده بود بدون سانسور 12 قسمتی پخش می شد موجی از بهم ریختگی رو در خانواده ها به وجود می آورد شاید اون بچه های که دارای همچین خانواده هایی هستند بعد از دیدن این فیلم دیگه آروم و قرار نداشته باشن و حسابی به مادراشون بد بین شده باشن و هزار تا فکر ناجور تو ذهنشون بیاد وحسابی نسبت به  مادراشون و یا حتی زنهایی که تو فامیل هستن و این وضعیت رو دارند بد بین بشن و سوء ظن ایجاد بشه این نهایت وضعی بود که بعد از نمایش این سریال ممکن بود حاصل بشه و حالا خوابهای آشفته ای که خوب همیشه هست و با دیدن این سریال میخواست یکم آشفته تر بشه . ولی آیا واقعا این فیلم مضمونی دروغ داشت یعنی این چیزها تو جامعه نیست . یعنی تموم اون زنهایی که تو جونی بیوه میشن یا طلاق می گیرند و مجبورن تنهایی زندگی کنند و با سیلی صورتشون رو سرخ نگه دارند و بچه های قد و نیم قدشون رو به ثمر برسونند و برای اینکه بچه هایشون زیر دست ناپدری نباشند و یا اینکه آبروی خودشون نره برای اینکه از تنهایی و دربدری در بیان و یک همزبون داشته باشن کلا زیر بار ازدواج نمیرند و ترجیح می دهند تنها بمونند ، واقعا این مسائل نیست ، یعنی جامعه امروز ماعاری از همه این مسائل هستش . فکر نمی کنم کسی باشه که مخالف این حرفها باشه همیشه این مسائل از گذشته بود و ادامه داره ولی با افزایش جمعیت و گسترش جوامع و ورود زنان به بازار کار همه به این فکر میکنند که خوب وقتی یک زنی به اندازه یک مرد درآمد داره و نیازی به وجود یک مرد نداره پس نبایدم ازدواج کنه و باید خودش به تنهایی زندگی رو اداره کنه .

اما کجا هستند اون روانشناسانی که نظرات بلند پروازانه میدن و حالا ساکت اند . چرا یادتون رفته بگید زن یک موجود ظریفه؛ جنس زن از آهن و فولاد نیست ؛ تحمل اینهمه فشار رو نداره ، تاکی می تونه ؛تا کجا می رسه تحمل جونیش بالاخره یکجایی می بره و اونی که نباید بشه میشه اونم با وضعی نا خوش آیند .

چرا جامعه ما که ادعای روشنفکری می کنه ؛ شکل و قیافه آدماش مثل اورپاییان شد و دیگه چهره یک کشور متعصب و دینی رو نداره ؛ افکار متحجرانه توش غو غا می  کنه و اصلا شباهتی به آزادی های اجتماعی تو دنیا رو نداره . کجای دین ما گفته وقتی شوهر زنی مرد خودشم باشه بمیره و همه حواس خودش رو سرکوب کنه و فقط مثل یک ادم اهنی شب روز بدود تا بتونه زندگی بچه هاش رو به سرو سامون برسونه .

تازه چرا بزرگترای فامیل هیچ وقت به این فکر نکردند که برای این زنها بزرگتری کنند. شاید یکی حیا کنه ، روش نشه که مسائلش رو بگه یا اصلا غرورش اجازه نده سر بار کسی باشه یا شاید کسی پدر و مادری نداره که حمایتش بکنه آیا باید بقیه فامیل هم اونا رو به حال خود بزارند . ای کاش این سریال کامل پخش می شد و  از علما و روحانیون گرفته تا جامعه شناسان و روانشناسان و مسئولان مطلع به این مشکلات پاسخ می دادند و براش فرهنگ سازی می کردند تا این فرهنگ متحجرانه از بین جوامع ما بیرون می رفت و زندگی ها رو آروم تر می کرد و از مفساد موجود در جامعه کم می کرد .

بیایید کلاهتون رو قاضی کنید ببیند چقدر آدم  تو جامعه است که این مشکل رو داره . یکم به دور وبرتون نگاه کنید ببینید چند تا زن تو فامیل دارید که همین مشکل رو داره با خودتون تو خلوت فکر کنید نیازی نیست بلند فکر کنید و به زبون بیارید فقط به این فکر کنید این زنهایی که می شناسید تو تنهاییشون چی هست کی هست تا کی بچه ها مونسشون هستن و خلاصه چه میکنند و چه خواهند کرد . قسمتهایی ازاین فیلم که سانسور شد نشون از این بود که اوضاع جامعه اونطوری که هست دیده شده بود یعنی واقعا اگه تو خلوت آدمها بریم همه با این مسائل در گیرند و وقتی یک زن که حالا آزاد و حق ازدواج و طلاقش دست خودش و تو 24 ساعت شبانه رو با هزار نفر در ارتباطه حالا چی به سرش میاد کجا گیر میفته کجا کم میاره کی خسته میشه و کی اسیر هوا و هوس شیطون میشه پس تا ثریا واقعا تا ثریا است و اگه ادامه اون رو می دیدیم  خوب بود 500 دقیقه از فیلمی که با سرمایه بیت المال ساخته شد  دور ریخته شد در حالی که میشد یکی از معضلات جامعه رو روشن کنه و شاید راهکاری براش پیدا بشه . فساد موجود در جامعه بی حیایی مردان متاهل و دنبال دوست دخترانی از زنان مطلقه و بیوه بودنشون چی رو میخواد بگه . کی باید پاسخ بده . کارگردانی که دید و ساخت یا تلویزونی که نشون داد یا بیننده ای که دید و صدایی ازش نیومد ؟ تا ثریا قصه همه زنایی که تنهایی گریبانشون رو گرفته و تو خلوت تنهایی این سریال رو دیدند و گریستند و دیگران فقط نقد کردند و آخ و اوخ کردند از اینکه وای چها که نشد از نمایش این سریال . تا ثریا واقعیت لایه های پنهان جامعه است که از زیر پوسته شهر می سوزاند و سوزش آن به ثریا رسیده . تاثریا خشت کجی بود که متحجران فرهنگ و جامعه دیروز و امروز بر ذهن و عقل و فکر مردم نهادینه کرده .

امسال یک مطلبی رو دولت مطرح کرده بود که اگه زنان بیوه تا پایان سال ازدواج کنند یک خدمتی رو براشون فراهم  میشه که وقتی به یکی از این زنها گفتم به شوخی و خنده کلی پیگیری کرد ولی هرچی گشتم دیگه نتونستم تو آرشیو اخبار سایتها پیداش کنم .می بینید پس هست مشکلاتی  و دیده شده و تا ثریا رو ندیده بستند چرا؟؟ شاید اگه  زمان نمایش این سریال رو تغییرمی دادند مشکلش حل میشد و خواب آشفته بینندگان هم به خوابی شیرین تبدیل می شد ولی کجاست مومنی که بخوابد و از حال مومنان دیگران بیخبر باشد . و باز هم تا ثریا دیوار کج رفت حتی اگر سنگ ریزه ای زیر اولین خشت جامانده باشد. تاثریا با ظاهری ربا گونه خواست مسائل زنان جامعه امروز را بگوید و بریده شد به دستانی که ربا را در همه جا جا داده اند . بانکهایی که ربا را درسفره مردم پهن کرده اند و چهره زیبایی به خود فروختگی دادند . در پس پرده تا ثریا هزاران نکته نهفته بود که بجای جایزه به ریشخند گرفته وشد و در نطفه خفه شد .

به امید روزی که  خشت اول صاف شود و تا ثریا صاف رود . انشا الله

الهم عجل الولیک الفرج (یا الله )

یک روز بارونی...


توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...

نقش انقلاب ایران بر انقلابات منطقه( بهار عربی یا بهار اسلامی)

انقلاب ایران که در سال 57 به پیروزی رسید نتیجه تلاشها سالهای طولانی مجاهدت و فداکاری امام راحل و همپیمانان و پیروان خط امامی بود که در این تلاش ایشان را یاری رساندند .

انقلاب ایران با هدف زنده کردن اسلام ناب محمدی و مبارزه با اسلام امریکایی پا به عرصه جهاد ومبارزه حق علیه باطل گذاشت و لذا در این راه خونهای زیادی را در این راه از دست داد و به اصطلاح نهال اسلام را با خون هزاران شهید و با الگو برداری از سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله آبیاری کرد تا بتواند روزی این نهال را به درخت تنومندی تبدیل کند و همه مستضعفان جهان را زیر سایه این درخت حمایت نماید.

انقلاب ایران به رهبری امام خمینی (ره) با پیام کفر ستیزی و حمایت از مستضعفان جهان و با ایدولوژی نه شرق نه غربی و تکیه بر صدور انقلاب برای گسترش آن و جهانی نمودن اسلام پایه گذاری شد . تفکرات امام که سالها ساخته و پرداخته شده بود و بعد از فوت آیت ال.. بروجردی به فعلیت در آمد حاصل سالها فکر و اندیشه بود که آماده شده بود تا بتواند اسلام را دوباره به آن حد اعلا مرتبه خود برساند و لذا  هدفهای بلند مدتی را دنبال می کرد .

ایران درسالهای جنگ تحمیلی در صدور این انقلاب دچار زحمت و مشقت زیادی بود چون عملا با تمام جامعه اسلامی همسایه خود در گیر نبردی نا برابر شد . بعد از پایان جنگ با فوت امام خمینی (ره) و تغییر رهبری اندیشه های امام مسکوت ماند و افراد دچار انزوایی تحمیلی شدند ، نگاه دولتمردان نیز به این اندیشه ها فرق کرد و در نهایت از اندیشه های امام جا ماندند و لذا نهال انقلاب که با خون هزارن شهید ریشه دوانده بود و در دل افراد جامعه جای باز کرده بود در برابر تغییرات اندیشه ای دچار حملات سهمیگین و طوفانهایی سخت شد و هر بار به سوی می رفت و شاخه هایی از آن در این بین می شکست . اما ریشه همچنان باقی بود و مقاومت آن باعث شد که در برابر ناملایمات مختلف از خود استفامت نشان دهد . اما در مسیر شناساندن افکار و اندیشه ها  و حرکت مردم انقلابی که حالا همه درمسیر پر تنش خود دچار ابهاماتی شده بودند نتوانستند گام بزرگی بردارند و لذا ریزشهایی از بدنه انقلاب صورت گرفت . و شمشیر ها بر علیه هم بالا آمدند و خونهایی به نا حق یا به حق ریخته شد . و گروههای از جامعه را دچار انحراف کرد. در سالهایی که باید اسلام ناب و انقلاب اسلامی ایران صادر می شد فرصت ها به هرز رفت و جای آن به مبارزه علیه جنگ نرم گذشت سختی کار آز آنجا بیشتر شد که عوامل داخلی آغوش برای دشمنان خود در خارج گشودند و همپیمان ایشان شدند و در لباس میش نقش گرگان مخوف را برای ایران بازی کردند . بازار داغ تحریم ها ، مشکلات فرهنگی، رکود اقتصادی حاکم  بر جهان ،و عوارض روحی و روانی حاصل از آن بر روی مردم و ، فتنه های مختلف تدارک دیده شده ، جنایتهایی که صورت می گرفت در گوشه وکنار شهر ها همه باعث شدند که به اصل انقلاب با دیده بد بینانه نگاه شود و به فکر باز خوانی اندیشه های امام خمینی بر آیند غافل از اینکه سالها ست رهبری ایران در سخنرانی های خود مسئولین را به این امر سوق داده اند و به دنبال القا این افکار در جامعه بوده اند .

اما صدور انقلاب ایران از منظر امام راحل این بود که مردم و مستضعفان جهان بیدار شوند و خود را از زیر یوق استکبار و استعمار چه داخلی و چه خارجی رها کنند و جلوی غارت منابع را گرفته خود را از فقر و زبونی خارج سازند  . نقشه امام در ادامه انقلاب ایران صدور آن به عراق ، سوریه ، و لبنان بود ولی حاصل تاخیری 20 ساله است که ابتدا مسئله جنگ و دشمنی عراق با ایران آنرا حاصل کرد و پس از آن سالهای باز سازی آن را به تعویق انداخته است . از دست دادن نیروهای نخبه خط امامی در سالهای آغازین انقلاب و کشته و شهید شدن یاران وفادار امام که واقف به نقشه راه بودند همگی دست به دست هم دادن تا این تاخیر مضاعف شود و 30 سال پس از انقلاب هدف امام راحل به منصه ظهرو نرسد .

امام با رفت و آمد هایی که قبل از انقلاب در عراق سوریه و لبنان داشتند یارانی در آن مناطق پرورش دادند  که متاسفانه بروز جنگ و تغییر رویه دولتمرادان و حاکمان بر سر قدرت در آن کشورها باعث شد این نزدیکی کمتر شود .

سرانجام صدور انقلاب چه خواهد شد مسئله ایست که احتیاج به گذر زمان دارد ولی تحلیلی که بر وضع موجود می توان انگاشت  این است که از منظر امام خمینی و بیاناتی که در مورد اسلام و مستضعفان جهان دارد نسبت به بیداری و سرکوب حاکمان ظالم و استعمارگران خارجی محقق شده است و البته آن طور که ما امام را می شناسیم مردم حق جویی خارج نیز بهتر ایشا ن را شناسایی کردند و با افکار و اندیشه های ایشان آشنا هستند و همچنین  ممکن است که بهترین الگو برداری را ااز افکار ایشان کرده باشند ولی چون ایران نمونه عملی آن انقلاب بوده آن طور که باید و شاید به چشم نیامده باشد و کشورهای در حال بیداری را دچار تردید نماید و نگران باشند که شاید کشور ایشان هم با انجام انقلاب به سرنوشتی نابسامان ما دچار شوند ولی من اینجا می گویم که نابسامانی حاکم بر کشور ما نتجه کم توجهی به افکار و آراء آمام راحل باشد که نتوانستیم دراین کشتی نجات به مقصد درست برسیم ولی مردم سایر کشورها در صورت رسیدن به عمق فرمایشات و اندیشه های امام ممکن است بهترین را رقم بزنند و انقلاب با افکاری که امام در کتابهای متعدد خود معرفی کرده اند و در سخنرانیها و آثار ایشان کاملا دردسترس بوده و هست صادر شده باشد .

تحلیهای افراد نخبه کشور با نگاههایی متفاوت در جامعه دیده می شود که گروهی صدور انقلاب و تاثیر گذاری بر انقلابات ایران را از جانب ایران می دانند و گروهی هم تاثیر را از کشور ترکیه می دانند و نقش فعالی که ترکیه در سیاست خارجی خود داشته است توانسته کشورهای منطقه را به سمت بیداری بکشاند . اما این برداشتها هر کدام نشانگر نگاههای افراد است که با تحیلی های خود بیان  داشته اند و با زمینه و دیدی که از کل نظام دارند برداشت کرده اند ولی در نهایت این تحلیل ها نخواهد توانست گامی در بالا رفتن اثر گذاری ایران بر این انقلابات بگذارد و لذا ایران همچنان در خلسه ای از شکست یا پیروزی در صدور انقلاب خواهد ماند .

عوامل زیادی در شکل گیری این جنبشها که هنوز هم به انقلاب منتهی نشده است وجود دارد که جای بحث را دارد فقر و مشکلات اقتصادی مردم کم بودن امنیت شغل  و زندگی اجتماعی خفقان حاکم و در نهایت رشد بی سابقه ارتباطات جهانی و اینترنت از عواملی است که آتش این خشم را افزایش داده و مردم را وادار به اعتراض کرده است .

با سرکوبهایی که اتفاق افتاده و براندازیهایی که شده و در نهایت انتخاباتهایی که در این کشورها صورت گرفته می توان امید داشت که اسلام و اسلام گرا به روی کار بیایند ولی اینکه این اسلام، اسلام ناب محمدی باشید یا اسلام آمریکایی هنوز نمی توان قضاوت کرد .چرا که امریکا و اسرائیل در صدد حفظ وضعیت موجود خود در منطقه و حتی بهبود آن می باشند . و حمایت از اسرائیل در بالاترین درجه از فعل و انفعالات حاکم می باشد .

کشورهای منطقه که هرکدام روابط نزدیکی با غرب وامریکا داشته اند بنابرمصالح ومنافع خود هنوز پنهانی دستان غرب را می فشرند و همراهی میکنند. بیداری کشوری های عربی که بنا به خواست اروپاییان به بیداری عربی خوانده شده و از نظر کشور ما به بیداری اسلام معروف شده است بیانگر این اختلا نظر و بالا بودن فشار و هجمه اجتماعی ، فرهنگی می باشد . بررسی ها نشان دهنده این واقعیت است که عوامل مختلفی از جمله فعالیتهای کشور ترکیه و توسعه یافتگی آن باعث شده تا کشورهای عربی نیز خواهان حکومتی از نوع اردوغانی باشند . و متاسفانه چهر های زشت ایران باعث دوری جستن از نوع حکومت ایرانی اسلامی باشند . اما این عوامل نمی تواند نشان دهند که آینده این جنبشها چه خواهد بود وآیا به انقلاباتی مانند انقلاب اسلامی ایران منجر خواهد شد یا نه . هنوز آماری وجود ندارد که بگویید دیدگاه تک تک افراد این جوامع چه بوده است و چگونه این جنبشها  حادث شده است . آیا بالا رفتن اترباطات اطلاعاتی باعث بروز این اتفاقات شده یا فشار و هجمه حکومتهای دست نشانده و وجود رهبران دینی آگاه در این کشورها شعله های این انقلابات ر روشن نموده است .

افکار عموی در این جوامع به دنبال چه هستند ، توطئه های شیاطین غرب و شرق چگونه اثر خواهد کرد وآیا ارزشهای والای انسانی و دینی مد نظر بوده یا فقط شعارهای آزادی بخش از جنس غربی فضا را پر کرده است .

نقش زنان به عنوان افرادی آگاه یا نا آگاه در این کشورها چگونه بوده است. آیا زنان به عنوان بخش عمده ای از جامعه این کشورها به بیداری رسیده اند و در این جنبشها نقشی داشته اند بررسی ها نشان داده که زنان در این کشورها نقش پر رنگی داشته اند و همراه مردان جامعه حضور دارند . شاید این بیداری زودتر از این شکل می گرفت اگر زنان در جوامع خود فعالتر عمل می کردند پس با توجه به نقش زنان در طول تاریخ و اثراتی که بر وقایع مهم داشته اند می توان فعالیتهای ایشان را دربیداری کشورهای عربی درک کرد . انجام کنفرانسهای اسلامی ونقش زنان در جوامع خود و تبادل اطلاعات با زنان فرهیخته ایرانی باعث شده که این زنان نیز پر رنگتر از قبل فعال شوند و به هدایتگری بپردازند و حق خود بدانند که حقوق حقه خود را در جامعه غیر اسلامی  کشورشان احیا کنند و تقاضای اجرای احکام اسلامی شوند تا از سقوط غرب دوری گزینند و اشکال مختلف خانواده را در جوامع خود حفظ کنند .

مطلب دیگری که میتواند در بیداری اسلامی  یا بیداری عربی بودن  انقلابات کشورهای مختلف موثر بوده باشد فطرت پاک انسانها است که با رو شدن دست شیاطین و مشاهده های فتنه های استکبارو دولتهای دست نشانده حاکم در جامعه این نیاز را در خود احساس کرده اند تا به سمت خدا یابی و دین باز گردند و ریسمان الهی را بار دیگر چنگ زنند ، بنابراین این حرکات به سمت سوی رفت که به بیداری اسلامی نزدیک شده است و انتظار آن می رود که روزی  مسلمانن جهان بار دیگر به اصل وجودی خود بیندیشندو سعی کنند این راه را به سمت حکومتی یکپارچه و اسلامی همراه با اتحاد و ائتلاف پیش برند.

اما در این راه موانع زیادی نیز وارد خواهدشد. وجود عمال دست نشانده غرب در این کشورها و دستهایی پنهان شیاطین غرب و شرق باعث خواهد شد این حرکتها را با کندی روبرو کند و شاید جهاتی خلاف آنچه در نظر داشته اند ، و سمت و سوی اسلامی بودن را تغییر دهد و نهایتا این کشورها با بیداری عربی مواجه شوند و یکچارچگی اعراب با حمایت آمریکا و اروپا را پیش گیرند و بنا براین موقعیت حساس خاورمیانه و بخصوص ایران را با خطر جدی در ادامه حیات خود رو برو سازد.

نظریه ها ی مختلفی در جهان ومنظقه مطرح شده است که آینده را به طرق مختلف پیش گویی کرده است. عده ای این جنبشها را آغازی برای بیداری عربی دانسته اند و آنرا بگونه ای تعبیر می کنند که نهایتا به نفع اسرائیل موقعیت منطقه شکل جدید می گرد و همه کشورها در حفظ اسرائیل به عنوان یک غده سرطانی در منطقه حرکت خوهند کرد. این نظریه که با تقسیم کشور عراق و بعد از آن ضعیف شدن ایران و سقوط برای ایران رقم خواهد خورد نشانه بی تدبیری ایران در هدایت روند حرکت بیداری اسلامی در منطقه خواهد بود که با موضع گیری های اشتباه و واکنشهای  نا مناسب رخ خواهد داد. همانطور که دیدیم رهبر معظم نیز در بیانات خود خطر برگشت اثر این انقلابات را بر ایران گوشزد نمودند و نگرانیخود را ابراز داشته اند که شاید این روند به بروز بحران های بدتری در ایران نیز بپاید و بنابراین باید با هوشیاری و بیداری کامل در همراهی و حرکت با این جنبش ها پیش برویم و حرکات نابخردانه از ما بروز نکند .

گروه های دیگری نظریه دیگری را مطرح می کنند و واکنشهای اخیر عربستان و قطر را سر آغازی برای بحرانهای جدید در منطقه می دانند . این اقدامات نیز به منظور برگشت نگاه ها از اسرائیل به سمت عربستان می باشد که با خلع  آل سعود از عربستان و به دست گرفتن حکومت در عربستان و از طرفی تقسم کشور عرستان فضای حاکم در منطقه را به نفع غرب تغییر دهد ، و منطقه خاورمیانه را با بحران جدیدی روبرو سازد.

از طرفی خروج آمریکاییان از عراق و بحرانهای داخلی این کشور نیز این امکان را می دهد که پذیرای دخالت ایران نباشند و در نیجه بالا گرفتن بحران به تجزیه عراق انجامد  و موقعیت اسرائیل را بهبود بخشد و در عوض وضعیت ایران را در بدترین حالت ممکن در آورد .

در هر حال نقشه راه صدور انقلاب توسط امام که تغییر حکومت در ایران و تغییر آن به سمت اسلامی شدن و بعد از آن کشورهای عراق و سوریه و لبنان  را نیز تغییر دهد با شکست حتمی رو برو خواهد شد و باید منتظر بحران در ایران باشیم.

با نگاهی به وضع متزلزل داخل و فتنه های موجود در اطراف و همچنین وجود عوامل استعمار در داخل کشور که هر لحظه اقدام به ایجاد شائبه در اصل نظام دارند و افکار عمومی و مردم را در حفظ نظام دچار ریزش می کنند و همچنین اقوام مختلف در ایران که در گذشته نیز تقاضای استقلا داشته اند خطر تجزیه و عدم پیوستگی را بالا می برد .

بایک نگاه خوش بینانه تر نیز می توانیم همانطور که پیرزوی انقلاب را یک معجزه می دانیم و از الطاف بیکران خدا که شامل حال مردم ایران شد می دانیم ، ادامه حیات و برقرار ماندن حکومت و حرکت به سوی حل مشکلات و معضلات موجود در جامعه و مواجهه با بحرانهای و تحدید های جهانی را با حمایت و هدایت امام غائب و عنایت خدا مهربان ادامه دهیم و همچون دری در منطقه بدرخشیم و به چشم انداز مورد نظر برسیم .

و در نهایت وضعیت در کشورهای منطقه چه خواهد شد به میزان درک و آگاهی مردم از جهان و نیازهای دینی ، آشنایی با افکار امام ، توجه به خط مشی های رهبر ما (امام خامنه ای ) ، و بدست گرفتن امور توسط نخبگان دینی و هدایت عموم مردم بر می گردد و درآخر این اراده خدا است که بر هدایت و بیداری مردم حاکم خواهد شد و شیاطین را به بند خواهد کشید و دشمنان اسلام را نابود خواهد کرد و فتنه ایشان را به خودشان باز می گرداند . انشا الله.

تحقق پيش‌بيني شهيد مطهري پس از 42 سال

 استاد شهيد مرتضي مطهري، 42 سال پيش در سخناني درباره ارتباط قيام امام حسين عليه السلام با موضوع وجوب آزادسازي فلسطين از اشغال رژيم صهيونيستي که به دستگيري وي انجاميد، پيش بيني جالبي کرده بود که اين روزها محقق شده است.

به گزارش گروه بين الملل مشرق، قضيه از اين قرار است که رژيم صهيونيستي کارگروهي را تشکيل داده تا موضوع درخواست غرامت صد ميليارد دلاري از ايران را مورد بررسي قرار دهد. منابع اطلاع رساني خبر دادند که وزارت خارجه رژيم صهيونيستي به دنبال ايجاد يک پرونده ساختگي قضائي براي جمهوري اسلامي ايران است تا به بهانه آنچه "سرنوشت نامعلوم صدها کشته و مفقود يهودي در داخل ايران" خوانده است، از کشورمان 100 ميليارد دلار غرامت بگيرد.

اين منابع خبر دادند که اين طرح، علاوه بر ايران، شامل تعداد ديگري از کشورهاي اسلامي نيز مي شود و در اين راستا، اداره املاک در وزارت خارجه رژيم صهيونيستي با تشکيل کارگروهي از تاريخ دانان، کارشناسان حقوق بين الملل و جغرافي دانان صهيونيست، طرحي را در ماه مارس روانه کنيست مي کند که بر اساس آن، اسرائيل از عربستان سعوي نيز درخواست غرامتي معادل

100 ميليارد دلار خواهد کرد که اين غرامت، بنا به ادعاي اين کارگروه، به علت تسخير آن چيزي است که صهيونيست ها آن را املاک متعلق به يهوديان خيبر و بني قريظه و بني النضير در زمان پيامبر(ص) ناميده اند.

اين کميته متشکل از کارشناسان مطرح در دانشگاه هاي "بار ايلان"، "بئر السبع"، "تل آويو"، "قدس" و "حيفا" فعال شده و مبلغي معادل 100 ميليون دلار بودجه براي آن تعيين شده که از محل بودجه سرزمين هاي اشغالي در سال 2012 ميلادي تأمين خواهد شد.

بر اساس اين قانون، اسرائيل قرار است از مصري ها نيز براي استرداد امول مربوط به يهوديان در شهرهاي مختلف مصر از سال 1948 تاکنون درخواست غرامت کند.

اين قانون شامل موارد متعددي خواهد بود که در بخش اول کشورهاي مصر، موريتاني، مغرب، الجزاير، تونس، ليبي، سودان، سوريه، عراق، لبنان و اردن به پرداخت غرامت منازل  850 هزار يهودي متهم مي شوند که ارزش آن بر اساس برآوردهاي صهيونيست ها بالغ بر 300 ميليارد دلار خواهد يود، اين غرامت بر اساس نحوه توزيع يهوديان در اين کشورهاست.

در بخش دوم از اين طرح نيز غرامت هاي اسرائيل از عربستان سعودي، ايران و بحرين مطرح است، غرامت از بحرين به ادعاي اين طرح در عوض املاک خانواده هاي يهودي است که در منامه زندگي مي کرده اند، بر اساس اين ادعا آنها گورستان هايي در بحرين دارند.

استاد شهيد مرتضي مطهري در سخناني تاريخي خود عليه صهيونيسم در عاشوراي سال 1390 قمري برابر با اسفند 1348 شمسي كه به دستگيري وي از سوي رژيم ستمشاهي انجاميد، نکات جالبي را در مورد يهوديت صهيونيستي بيان مي کند که نمونه عيني آن را امروز بعد از 42 سال در اين طرح نژادپرستانه مشاهده مي کنيم.

وي  درباره تاريخچه ادعايي صهيونيست ها در مورد فلسطين گفته بود: «[صهيونيست ها] مدعي هستند كه در سه هزار سال پيش دو نفر از ما، داود و سليمان براي‏ مدت موقتي در آنجا سلطنت كرده‏اند. تاريخ را بخوانيد، در تمام اين‏ مدت دو سه هزار ساله، چه موقعي سرزمين فلسطين به يهود تعلق‏ داشته است؟ چه موقعي بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود بوده است؟»

استاد شهيد در ادامه مي افزايد: «به قول عبدالرحمن فرامرزي : اين اسرائيلي كه من مي‏شناسم، فردا ادعاي‏ شيراز را هم مي‏كند و مي‏گويد: شاعرهاي خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند ملك سليمان. هر چه بگويي آقا! آن تشبيه است، مي‏گويد سند از اين بهتر هم مي‏خواهيد؟ مگر ادعاي خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر "روزولت " به پادشاه وقت عربستان سعودي پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشي؟ مگر اينها ادعاي عراق‏ و سرزمينهاي مقدس شما را ندارند؟»

شهيد مطهري ادامه مي دهد: «اگر حسين بن‏ علي(ع) بود مي‏گفت اگر مي‏خواهي براي من عزاداري كني، براي من سينه و زنجير بزني، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز "موشه دايان" است. شمر، هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان مي‏خورد

منبع : مشرق نیوز-تحقق پيش‌بيني شهيد مطهري پس از 42 سال

--

بن بست بعدی

مدتهاست که هر از چند گاهی موضوعی اجتماعی که در کشور پیش آمده همه گوشها را پر می کند و توجه افراد و مسئولین را به خود جلب می کند و بعد شروع می کنند به طرح مسئله و بعد راه حل و بعد پیشنهادات و نهایت می رسیم به قسمت انتظامی و الی آخر .

الان مدتهاست تلویزیون به بچه های +30  می پردازد و براشون از خاطرات کودکی و برنامه کودک هایی می گه که دیدن و براشون خاطره آفرین شده، ولی هیچ  وقت کسی وقت نکرد بگه بچه های +30 چه مشکلاتی داشتن و دارن و چطوری درس خوندن  و چطوری کار کردن و هنوزم با چه مشکلاتی دست به گریبان بودند وهستند .

منم از همون دست بچه ها هستم که بنا به مشکلاتی که برام پیش آمد به سختی درس خوندم و به سختی کار پیدا کردم و برای بدست آوردن هر چیزی که شما فکرش رو بکند نیرو و انرژی و هزینه زیادی را پرداخت کردم و حتما هم اعصاب زیادی ازم خورد شد تا این که هستم شدم .

ولی جدیدا موضوع جدیدی برام پیش آمد که بازم توجه منو به خودش جلب کرد و فهمیدم بعداز این همه سال هنوز گرد اون سالها با هممون همراهه و تمومی نداره این وضع و این مسئله بازم فکرم رو مشغول کرد و بازم نگرانم کرد . راستش رو بخواین این وضعیت که باز دوباره مسئولین محترم بدون اینکه بدونند چی هست و چی خواهد شد فقط برای حلش راهها رو باز می کنند شاید سر لج ولجبازی باشه ولی خوب این طوری شده.

سالها ست منتظریم که کنکور حذف بشه ، تا بچه هامون دیگه پشت کنکور عمر تلف نکنند ولی هیچ وقت فکر نکردیم که رقابت بین دانشگاه آزاد و دولتی باعث حذف سریع ترکنکور بشه و البته در نهایت پایین آمدن افت تحصیلی و کم اهمیت شدن خروج از دانشگاه شده ، نمی دونم چرا تو ایران مدرک گرایی مد شده . چرا وقتی میرن تو دانشگاه برای تحصیل علم ، درس خوندن آخرین هدف میشه .

خوب 10 سال دیگه فکر می کنید چه اتفاقی می افته؟؟؟

البته من مخالف درس خوندن و دانشگاه رفتن به صورت سهل و آسون نیستم ولی به شرطی که ما دانشجو ها درس بخونیم و سوء استفاده نکنیم و اساتید و دولت محترم هم سیاستشون مدرک محور نباشه و آموزش واقعی رو مد نظرشون داشته باشن.

اما اعتراض من اینه که الان بیخیال 10 سال دیگه همه میریم دانشگاه و یک سری با سواد و یک سری بی سواد با یک مدرک تو دستمون میایم بیرون  ؛  اما آیا به این فکر کردید که نکنه 10 سال دیگه معضل دانشگاهیان و مدرک به دستان بی سواد و بی تخصص بشه معضل جامعه و تیتر بشه تو صفحه اول روزنامه ها و حالا آقایون کم کاری از کی بوده ، فکرش از کی بوده ، کی مسئول بوده ؛ چرا اینطوری شده ، بشه مسئله جامعه و باز بشه یک بحران و یک چیزی مثل بد حجابی ، مسکن، اختلاس  بانک ها ، فتنه 88 و غیره .

حالا دوباره  یکبار دیگه همه چشمشون رو میخوان ببندند و بزار هر چی میخواد بشه بشه . مثل سدی که بشکنه و سیلابی ویرانگر راه بیفته تو جامعه و همه چیز رو نابود کنه.

خیلی دلم گرفته از اینکه ما اینهمه سختی کشیدیم و برای درس خوندن که تنها دلخوشیمون بود تو زندگی اینهمه سختی و رنج را تحمل کردیم ولی حالا باید دانش آموزای ما که به زور دوران تحصیل را در مدارس پشت سرمی گذارند و فقط بخاطر اینکه خرج اضافی برای دولت ایجاد نشه معلم بد بخت باید به زور نمره بده و دانش آموزان  دیپلم بگیره و بره تو دانشگاه هم که اونقدر کم توجهی از دانشجو دیده میشه که اگه استادی خودش انگیزه ای داشته باشه اونم از دست میده یا اینکه به جرم سخت گیری دیگه کسی باهاش درس نمیگره تا کلا کنار گذاشته بشه .

بگذریم همه اینها رو می دونیم و بازم نگاه می کنیم . 10 سال دیگه هم میاد و وضع اسفناکی که تو جامعه پیش اومده مدتی همه چیز را تحت تاثیرمیزاره و نهایتا بلا تکیلف می مونه و میشه یک اشتباه دیگه که مسئولین محترم بدون اینکه توجه کرده باشن مرتکب شدن و حالا دیگه چیزی ازش نمی مونه.

نمی دونم چی بنویسم ولی اونقدر فکرم را این مسئله به خودش مشغول کرده که نگو . البته من معتقدم تو مملکتی که کار متناسب افراد وجود نداره و دولت محترم تلاشی برای این امر نداره و البته داره ولی اثری نداره پس بهتره هرکسی هر چی  میخواد بخونه و لا اقل باب میل و علاقه دلش اینکار رو بکنه و هر درسی را دوست داره البته تو هر مقطعی بخونه و سالها عمرش مثل ما بچه های +30 برای پشت کنکور بودن تلف نشه . الان که دارم برای دلم درس میخونم ، دلم میخواد از شر این کنکور لعنتی راحت بشم و تا هر جا میخوام درس بخونم ولی حالا که به آخر خط رسیدم بازم کابوس کنکور دنبالم راه افتاده و بازم باید کلی در جا بزنیم و انرژی و هزینه و عمر تلف کنیم تا بازم بتونیم از یک خان دیگه بگذریم و بتونیم وارد یک مقطع دیگ از تحصیل بشیم . از همین الان دلم برای درسخوندن تنگ میشه .متاسفم که  برای بدست آوردن هر چیزی اینهمه زجر کشیدم حرفهای درشت از این و اون شنیدیم واین قصه سر دراز دارد برای ما نسل + 30  خدا به همه ما رحم کنه . احتما نفرین محمد رضا شامل حال همه ما شده .

به امید روزی که  شاهد نباشم تیتر اول روزنامه های ما تو ایران بر طرف کردن مشکل مدرک گرایی در جامعه ایران باشه .

 

بخش دوم اقتصاد سالم

در صورت علاقمند بودن به استفاده از متن کامل مقاله در قسمت نظر سنجی درخواست کنید و آدرس ایمیل بگذارید

ادامه نوشته

عواقب وابستگی اقتصادی و فرهنگی نسل‌های آینده به کشورهای دیگر(اقتصاد سالم 89) بخش اول

مقدمه

به راستي چرا بسياري از ما ايرانيان بيش از آنکه به مصرف توليدات داخلي و بومي خود بپردازيم در دور باطل و ترويج مدام کالاهاي خارجي فرو رفته و براي مصرف هر چيزي بايد به دنبال مارک خارجي ان مي رويم ؟

سالهاست کشور ما با معضلي به نام ترويج مصرف کالاهاي خارجي روبرو بوده است روندي که پس از گذشت دهه ها تبديل به فر هنگي گشته است که همواره کالاي خارجي را بر کالاي توليد وطن تر جيح داده است و اين کالاي ايراني يا توليد داخل بوده است که همچنان از عدم توجه و نگاه منفي به آن رنج برده است.

در اين حال به راستي چرا بسياري از ما ايرانيان بيش از آنکه به مصرف توليدات داخلي و بومي خود بپردازيم در دور باطل و ترويج مدام کالاهاي خارجي فرو رفته و براي مصرف هر چيزي بايد به دنبال مارک خارجي ان مي رويم ؟

از دهه هاي گذشته همواره کار شناسان بر اين نکته تاکيد کرده اند که دو عنصر مهم قيمت و كيفيت سبب مي شود تا براي كالايي تقاضا وجود داشته باشد در اين حال در گذشته و حال در بسياري از کالاها نمونه خارجي بوده است که کيفيتي بالاترداشته است و عملا باعث استحکام فرهنگ خريد کالاهاي خارجي شده است اما به راستي امروزه نيز کالاهاي ايراني قدرت رقابت با کالاهاي خارجي را دارا نيستند يا اين فرهنگ و رفتارهاي غلط ما در کنار سياست هاي اشتباه مقامات اقتصادي است که باعث شده است کالاي ايراني در کشور مهجور باشد و گاه زماني باعث شده است همان کالا با نام کشوري ديگر در کشور عرضه گردد.

در واقع با نگاهي به سياست هاي اقتصادي کشور هاي پيشرفته ودر حال توسعه در گذشته و حال در مي يابيم که بسياري از کشور هاي توسعه يافته در دوره هايي از مراحل رشد صنعتي خود و حتي اينک با قدرت تمام از کالاهاي توليدي داخل کشور حمايت کرده و با در نظر گرفتن سياستهايي چند جانبه در عين اينکه کيفيت کالاهاي داخلي را بالابرده اند مصرف کالاهاي داخلي را هم در بين مردم و شهروندان رواج داده در اين بين اين نگاه در واقع باعث افزايش توليد داخلي و افزايش رشد اقتصادي و صنعتي در اين کشور ها شد به طوري که زمينه صادرات گسترده را براي محصولات داخلي فراهم کرده است.

در مقايسه با اين کشورها ما در کشورمان شاهد آن هستيم که در واقع کالاهاي توليدي داخل به هر دليلي نتوانسته جايگاه مهم و اصلي خود را در سبد خريد شهرو ندان باز کند چه اينکه در زمان هايي اين واردات گسترده بوده است که عملا در بخش هايي از توليد داخلي را ورشکسته کرده است.

آنچه مشخص است عقيده بسياري از كارشناسان، چالش بزرگ پيش روي محصولات صنعتي داخلي در حال حاضر، انبوه كالاهاي مصرفي بادوام و كم دوامي است كه به شكل قانوني و يا غيرقانوني وارد كشور مي شود، اما مسلم است كه براي برخورد بااين چالش نمي توان تنها به برخوردهاي قانوني اكتفا كرد و بايد با توجه به شيو هاي گوناگون فر هنگي از مردم خواست تا مصرف كالاي ايراني را افتخار ملي بدانند علاوه بر اين بايد به ياد داشت تا وقتي كه بازار و خانه هاي ما از كالاهاي خارجي پر باشد، نه صنعت ما پيشرفت خواهد كرد و نه توسعه شكل خواهد گرفت و نه لشكرگسترده بيكاران کمتر خواهد شد و راه ايجاد اشتغال و كاستن از تعداد بيكاران فراهم آوردن زمينه توسعه توليد در کنار افزايش کيفيت کالاهاو تشويق خريد کالاي ايراني در کوتاه مدت و ميان مدت در داخل كشور است در اين راستا دولت بايد به گونه اي عمل كند كه قدرت و ميل به خريد مردم براي خريد كالاي داخلي تقويت شود امري که پيامدهاي مثبت و مهمي نظير بالارفتن رشد اقتصادي و صنعتي در کنار قدرت مند شدن صنعت و توان براي صادرات بيشتر به همراه دارد.

و البته آموزش و پرورش در ارتقا رشد فرهنگ مصرف درست در بين كودكان بواسطه آموزش در مقاطع ابتدايي و همچنين آموزش فرهنگ سياسي و بالا بردن حس وطن پرستي و شناخت جاذبه هاي فرهنگ ملي و داخلي كشور، مي تواند در بزرگسالي فرزندان كشور را مشتاق كالا هاي داخلي و همراهي با چرخ اقتصاد داخلي نماييم.

همانطور كه مي دانيم در كشور هاي توسعه يافته  فرزندانشان را از دوران ابتدايي و خردسالي آماده مي كنند كه حتي در بزرگ سالي چگونه يك عنصر فعال سياسي و تاثير گذار باشند . و همچنين آشنايي با كالا ها و محصولات و در ك و فهم اقتصادي صورت مي گيرد پس چه بهتر است كه مانيز در كشورمان از ابتدا آموزش را گسترش دهيم و بجاي استفاده از كالاهاي خارجي از متد هاي آموزشي اين كشور ها البته به سبك اسلامي و با تحقيقات كاملا علمي استفاده كنيم و اقدام به ترويج فرهنگ مصرف كالاهاي داخلي نماييم .

در جوامع گذشته آموزش و پرورش امری جدا از زندگی نبود اغلب مردم نه در مدرسه بلکه طی مراحل زندگی اجتماعی خود، آموزش می دیدند و پرورش پیدا می کردند. تحولات اجتماعی و علمی در قرون اخیر، به وی‍‍ژه پدیده تاریخی انقلاب صنعتی، دگرگونی های همه جانبه ای در شرایط زندگی جوامع بشری بوجود آوردند. از جمله فکر ایجاد و گسترش نهاده ویژه ای برای آموزش همگانی، پرورش های حرفه ای و اجتماعی کردن افراد.

ارتباط تعلیم و تربیت و سیستم سیاسی، نه در سال های اخیر بلکه در طی قرون باستان نیز مورد بحث بوده است چنانکه افلاطون و ارسطو نیز در این باره گفتارهای متعددی از خود به جای گذاشته اند. در هر حال این دو مؤسسه اجتماعی لاجرم با هم ارتباط دارند. چنانکه کلمن در سال 1965 می گوید: دولت وجود دارد، وقتی که مدرسه وجود دارد، آن چه را که شما برای دولت خود می خواهید باید اول آن را در مدرسه بگذارید

نقش آموزش و پرورش حداقل در یک نسل بارز و آشکار خواهد شد و سرمایه گذاری در آن از نوع بلند مدت محسوب می شودبهتر است بگوییم که آموزش و پرورش در دراز مدت موجب تحول و در کوتاه مدت نیز در نقش کنترل و حافظ وضع موجود در صحنه ی اجتماع ظاهر می شود و ایفای نقش می کند.

یکی دیگر از شرایطی که آموزش و پرورش رسمی و توسعه ی مدارس عمومی را تقویت کرد، استقلال ملتهای اروپایی در قرون نوزدهم بود. با استقلال آن ها ضرورت پرورش سیاسی و ایجاد هویت ملی در افراد جامعه مورد توجه قرار گرفت. اهمیت مدارس عمومی بعنوان القا کننده ی آرمان ها و ارزش های مشترک فرهنگی و ملی روز به روز بالا رفت. شواهد فراوانی در گذشته و حال این تصمیم را موجه می سازد که یکی از علایق اولیه ی ملتها پس از کسب استقلال ، آموزش و پرورش عمومی است.

ادامه نوشته

پرسش  رياست جمهور درمهر 1389 (مراسم بازگشايي مدارس)

مقدمه

امسال نيز چون سال هاي قبل اولين روز مهر را با سخنان رئيس جمهور محترم آغاز كرديم و شنيديم كه ايشان از اميد و پيشرفت و آبادي و آزادي سخن گفتند و در ادامه سوالي عميق از ايران و آينده آن و اينكه ما چگونه دوست داريم شود و چگونه خواهد شد پرسيدن و در مورد نحوه عملكرد و راه درست براي پيشرفت و رسيدن به نقطه اوج و قدرت ايران سوال كردند و لذا ما را بر آن داشت تا عميقتر به اين موضوع نگاه كنيم . ماهها از اولين روز مهر مي گذرد و در اين مدت نكات متفاوتي را نكته برداري كرده و پيرامونش تحقيقات عميقي انجام دادم و هر روز نشانه هاي جديد تري يافتم تا بتوانم پاسخي درست به اين سوالات بدهم و سرانجام دست به قلم شدم تا نتيجه ماهها فكر و تحليل و نگاه به جامعه و موضوعات پيراموني بتوانم جوابي پخته و دقيق بدهم و اينك اين سوال را باتوجه به موضوعات ذكر شده در زير پاسخ مي دهم و از تمام جنبه هاي عنوان شده وموجود در جامعه را بررسي مي كنم اميد است نگاه و قلمم به درستي حركت  كرده باشد و مسير درست را پافته باشم .

آينده ايران ر ا چگونه ترسيم مي كنيد ؟ فكر مي كندي ايران در زمينه اقتصادي و سياسي و اجتماعي و فرهنگي و ديني چه نقشي در جهان ايفا خواهد كرد و در چه مرتبه اي قرار خواهد داشت ؟

ايران از نقطه نظر جغرافيايي ، ايران و خليج فارس ، ايران مهد تمدن، ايران اسلام، ايران عصر غيبت ،ايران وحكومت اسلامي ،ايران و جهاني شدن ، و نشانه هايي كه در قرآن براي سربلندي ما استخراج شده است و وعده حق خداوند بزرگ است شامل موارد زير مي باشد :   ايران و قرآن

1-    معنويت 2- رهبري الهي  3- بصيرت 4- استكبار ستيزي  5- وحدت  6- صبر  7- شكر  8- ياري خداوند         9- گسترش فرهنگ عدالت 10- عبرت آموزي از تاريخ

با توجه به تمام موضوعات معرفي شده مشخص مي شود كه ايران در پيش روي خود افقهايي روشن را خواهد داشت و ميتواند با توسل به ذات باري تعالي و سعي و كوشش ملت ايران راههايي سر بلندي و اقتدار را طي كرده و عنواني برتر در جهان باشد و موقعيت و جايگاه به حق و شايسته ايراني را بدست آورد .

با نگاه به تاريخ ايران و پيشينه چندين هزار ساله آن ميتوان دريافت كه ايران و ايراني هميشه برترين جهان و جهانيان بوده است و با دانش و موقعيت استراتژيك و حساس خود و در دست داشتن منابع مهم زير زميني و قدرت برتر دين اسلام شايستگي اين را دارد كه باز هم بر اريكه قدرت زمين قرار گيرد و براي ايجاد حكومت عدل مهدي صاحب الزمان عج االله تعالي فرجه الشريف  زمينه سازي موثر باشد وزمينه و وسايل و نيازهاي آغاز و ايجاد حكومت جهاني مهدي موعود را آماده نمايد . 

 

به اميد آن روز
ادامه نوشته

زنده باد تساوي

 
ما به مردها گفتيم: مي خواهيم مثل شما باشيم. مردها گفتند: حالا كه اين قدر اصرار
مي كنيد، قبول ! و ما نفهميديم چه شد كه مردها ناگهان اين قدر مهربان شدند.
وقتي به خود آمديم، عين آن ها شده بوديم. كيف چرمي يا سامسونت داشتيم و اوراقي
 كه بايد به اش رسيدگي مي كرديم و دسته چك و حساب كتاب هايي كه مهم بودند.. با
 رئيس دعوايمان مي شد و اخم و تَخم اش را مي آورديم خانه سر بچه ها خالي
 مي كرديم. ماشين ما هم خراب مي شد، قسط وام هاي ما هم دير مي شد.. ديگر با هم
 مو نمي زديم. آن ها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختي هاي بي پايان يك
 مرد را بخشيده بودند. همة كارهايمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خداي من! سلاح
 نفيس اجدادي كه نسل به نسل به ما رسيده بود، در جيب هايمان نبود. شمشير دسته
 طلا؟ تپانچة ماشه نقره اي؟ چاقوي غلاف فلزي؟ نه! ما پنبه اي كه با آن سر مردها را
 مي بريديم، گم كرده بوديم.. همان ارثيه اي كه هر مادري به دخترش مي داد و خيالش
 جمع بود تا اين هست، سر مردش سوار است. آن گلولة اليافي لطيفي كه قديمي ها
 به اش مي گفتند عشق، يك جايي توي راه از دستمان افتاده بود. يا اگر به تئوري توطئه
 معتقد باشيم، مردها با سياست درهاي باز نابودش كرده بودند. حالا ما و مردها روبه روي
 هم بوديم. در دوئلي ناجوانمردانه. و مهارتي كه با آن مردهاي تنومند را به زانو
 درمي آورديم، در عضله هاي روحمان جاري نبود.
 
سال ها بود حسودي شان مي شد. چشم نداشتند ببينند فقط ما مي توانيم با ذوقي
 كودكانه به چيزهاي كوچك عشق بورزيم. فقط و فقط ما بوديم كه بلد بوديم در معامله اي
 كه پاياپاي نبود، شركت كنيم. مي توانستيم بدهيم و نگيريم. ببخشيم و از خودِ بخشيدن
 كيف كنيم. بي حساب و كتاب دوست بداريم. در هستي، عناصر ريزي بودند كه مردها با
 چشم مسلح هم نمي ديدند و ما مي ديديم. زنانگي فقط مهارت آراستن و فريفتن نبود و
 آن قديم ها بعضي از ما اين را مي دانستيم. مادربزرگ من زيبايي زن بودن را مي دانست.
 وقتي زني از شوهرش از بي ملاحظگي ها و درشتي هاي شوهرش شكايت داشت و
 هق هق گريه مي كرد، مادر بزرگ خيلي آرام مي گفت: مرد است ديگر، از مرد بودن مثل
 عيبي حرف مي زد كه قابل برطرف شدن نيست. مادربزرگ مي دانست مردها از بخشي
 از حقايق هستي محروم اند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات
 جهان لطيف است.

 مادربزرگ مي گفت كار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت بايد بروند. راه ميان بري
 بود كه زن ها آدرسش را داشتند و يك راست مي رفت نزديك خدا. شايد اين آدرس را هم
همراه سلاح قديمي مان گم كرديم.

 به هر حال، ما الان اينجاييم و داريم از خوشبختي خفه مي شويم. رئيس شركت به مان
 بن فروشگاه سپه داده و ما خيلي احساس شخصيت مي كنيم. ده تا نايلون پر از روغن و
 شامپو و وايتكس و شيشه شور و كنسرو و رب و ماكاروني خريده ايم و داريم به زحمت
 نايلون ها را مي بريم و با بقية همكارهاي شركت كه آن ها هم بن داشته اند و
 خوشبختي، داريم غيبت رئيس كارگزيني را مي كنيم و اداي منشي قسمت بايگاني را
 درمي آوريم و بلندبلند مي خنديم و بارهايمان را مي كشيم سمت خانه. چقدر مادربزرگ
 بدبخت بود كه در آن خانه مي شست و مي پخت. حيف كه زنده نماند ببيند ما به چه
 آزادي شيريني دست يافتيم. ما چقدر رشد كرديم.
 افتخارآميز است كه ما الان، هم راننده اتوبوس هستيم هم ترشي مي اندازيم. مهندس
 معدن هستيم و مرباي انجيرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر مي شويم. مردها
 مهارت جمع بستن ما را خيلي تجليل مي كنند. ما مي توانيم همه كار را با همه كار انجام
دهيم. وقتي مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ايستاده توي اتوبوس حفظ كنند، ما
با يك دست دست بچه را مي گيريم با دست ديگر خريدها را، گوشي موبايل بين گردن و
 شانه، كارهاي اداره را راست و ريس مي كنيم. افتخارآميز است.

 دستاورد بزرگي است اين كه مثل هم شده ايم. فقط معلوم نيست به چه دليل گنگي، يكي مان شب توي رختخواب مثل كنده اي چوب راحت مي خوابد و آن يكي مدام غلت مي زند، چون دست و پاهايش درد مي كنند. چون صورت اشك آلود بچه اي مي آيد پيش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توي مهد كودك... همه رفته اند، سرايدار مجبور شده بعد از رفتن مربي ها او را ببرد پيش بچه هاي خودش. نيمة گمشده شب ها خواب ندارد. مي افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نيمة ديگري ندارد. زن گيج و خسته تا صبح بين كسي كه شده و كسي كه بود، دست و پا مي زند.

 مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا مي توانست شكوه اين پيروزي مدرن را درك
كند؟ ما به همة حق و حقوقمان رسيده ايم.
زنده باد تساوي

شعر

اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعتِ خویش !
كه مـؤذّن، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعتِ خویش !
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند
كوك كن ساعتِ خویش !
كه سحرگاه كسی
بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او
برخیزی
كوك كن ساعتِ خویش !
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
كوك كن ساعتِ خویش !
ماكیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
كوك كن ساعتِ خویش !
كه در این شهر، دگر مستی نیست
كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی
گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
كوك كن ساعتِ خویش !
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست

 

هدفمند كردن يارانه ها يعني چه؟

اگر نگاهی به نقشه جهان در کشور های ابر قدرت بیندازیم پی خواهیم برد که خاورمیانه مهمترین نقطه استراتژیک در روی آن مشخص شده و در خاورمیانه ایران و در ایران خلیج فارس و در خلیج فارس تنگه هرمز و نفت این منطقه نشانه رفته است .
تئوری که بین این کشورها مطرح است این است که هر کشوری خلیج فارس را در دست داشته باشد قدرتمند ترین کشور جهان است و می تواند بر همه دنیا حکمرانی بکند لذا همین بهانه های مهم باعث شد که ایران در سالهای متمادی مورد توجه قرار بگیرد و یا به ان دست اندازی بشود ویا اینکه مورد ظلم و ستم قرار بگیرد.
با توجه به حساس بود این منطقه و توجه به تاریخ گذشته بر کشور و اتفاقاتی که پیرامون مسائل سیاسی و اقتصادی کشور افتاده توجه به بحث یارانه ها و روالی که بر آن گذشته نیز در خور توجه خواهد بود .
با توجه به اقتصاد وابسته به سیاست ایران که سالهاست نتوانسته اند ایندو را از هم جدا کنند لاجرم تمام تحولات سیاسی ایران تاثیر مستقیم روی اقتصاد گذاشته و این باعث شده اقتصاد ایران همیشه دچار تنش باقی بماند وقدرت ریسک پذیری تجار و بازرگانان را به شدت کاهش دهد . 

ادامه نوشته

ضيافت انديشه 89

دانشگاه تهران امسال ماه رمضان تكه ای از بهشت بود

اولين روزي  كه برگه هاي ضيافت انديشه رو ديدم بلافاصله تصميم گرفتم شركت كنم . فقط يك نگراني داشتم كه نتونم اونم اينكه شايد بابا و مامان نگذارند ولي خوب يواش يواش با گفتن و مطرح شدن تو منزل آنها آماده شدن ولي خدا مي دونه بهشون تو اين سه هفته دوري چه گذشت  ولي چاره اي نداشتم نافرماني از پدر و مادر بايد انجام ميشد يك چيزي مثل آهن ربا منو به سمت اين طرح مي كشيد مدتي بود رابطه ام با خدا بهم ريخته بود خودم رو گم كرده بودم از ناهنجاريهاي جامعه به تنگ اومده بودم ولي بالاخره اختيار از كف دادو م و......

اين شد كه حالا اينجام البته شايد مقاصد مادي هم در آن دخيل باشه ولي مهمترينش پيدا ردن خودم و خدا بود . و بعدش  ماديش هم دلم رو آب نمك زدم شايد سال بعد با اردوي دانشجويي بتونم برم مكه و تو عمره دانشجويي سهمي داشته باشم و اينكه به قول مسئولين 4 واحد درسي هم بگذرد كه اصلا برام مهم نبود و نيست چون خيلي راحت مي گذره .

و حالا به آخرين روز هاي اين طرح رسيديم ! اونقدر كه از تمام شدن اين طرح ناراحتم دستم به قلم نمي رفت كه بنويسم ولي بالاخره روز جمعه وسط حياط دانشگاه تهران موقع سخنراني پيش از خطبه ها نوشتم شايد كه آرام بگيرم !

اينجا مكاني از بهشت بود كه روي زمين آمده بود ، سفره اي  بهشتي بود كه خدا از آسمان ره زمين هديه كرد دلم ميخواست دستان رهبر را ببوسم بخاطر اينكه مي دانم فكر و ايده اوليه اين طرح ضيافت انديشه از ذهن كسي نگذشته جز خود ايشانم و اينجا مهمان ايشان بوديم و هر جا حضورشان احساس مي شد .

همه چيز روي يك نظم و ترتيبي بي نظير انجام شد چيزي كه حتي به ذهنم خطور نميكرد كه بتواند در سال اول با اين همه سختي برنامه اي به اين پر باري ارئه دهند.

عطر بهشت را حس كردم و حال كه در حال تمام شدن است حس انساني را دارم كه از بهشت به دليل زميني بودن رانده شده بايد بازگرديم به جامعه با كوله باري پر از معرفت و بصيرت و دستي پرتوان باشيم براي رهبري عزيزمان ولي چه سخت است  از خدا خواستم در دعاي كميل روز تولد امام حسن (ع) كه قدرت اختيار را ازم ن بگيرد و جز بر اراده خودش چشم و گوش و قدم و زبانم را حركت ندهد و قلبم را در اختيار بگيرد و تا نلرزم . من ظرف .جودي داشتن اختيار داشتن را ندارم ! زنجير بندگي را به گردنم بينداز و بدنبال خود بكشاند .

و دوستاني كه هر كدام نوري بودند كه مي تابيدند در تاريكي ظلمت كور زمين كه حالا اينجا جمع اند و حالا همه اين نورها بايد باز گردند و پخش شوند در زمين و چه زيبا بود اين همه حجاب و زيبايي اين همه عفاف و پاكدامني اين همهعشق و معرفت و وسعت قلب و فرشتگاني كه مطمئنا كم آوردند در ثبت و ضبط اين همه خوبي و اين خوبي ها در زمين ماند تا بركتي باشد براي اين آب و خاك و چقدر زيبا ما را بهم پيوند داد و رهبر معظم كه توانست دلهايمان را به خودمان بازگرداند و از خود فريبي دور گرداند.

و در پايان بار الها تو زيبايي و مايه ستايش و بزرگي هستي و اي كاش همه آنها كه آفريدي زيبايي ات را در ك مي كردند و مي فهميدند هدف خلقتت را . و صاحب الامر و زمان را به آغوش ما باز گردان كه دستهايمان را باز كرده ايم و براي سربازي در ركابش آماده ايم تا كه بيايد و چشم ما را روشن كند به جمال بي بديلش . خداحافظ بهشت زمين .

بر قامت دلرباي مهدي صلوات ..... بر حكمت بي نظير مهدي صلوات...... بر اشك زلال چشم مهدي صلوات................

بررسی تاریخی دو حزب عمده رقیب در صحنه سیاسی فرانسه

تاریخچه سیاسی فرانسه

پیدایش تاریخچه سیاسی معاصر فرانسه به انقلاب سال 1789 این کشور باز می گردد که کوشش ناموفق در جهت ایجاد یک حکومت پادشاهی مشروطه از آن سال آغاز شد و بدنبال آن از سال 1792 به بعد سالهای پرتلاطم جمهوری اول آغاز گردید. نظام واقعی با رسیدن ناپلئون به قدرت ب عنوان «کنسول اول» (1804_ 1799) و بعد از آن به عنوان یک امپراطور (1814-1804) در این کشور آغاز شد. طی مدت پانزده سال حکومت ناپلئون تمرکز شدید در کشور فرانسه ایجاد گردید. این تمرکز پایه ای برای اداره کشور و سیستم اداری، ایجاد بانک، مجموعه قوانین مدنی . ..بوجود آورد. زندگی سیاسی کشور فرانسه در نیمه اول قرن 20 در قالب جمهوری سوم آغاز گردید. اما تغییر شکل بنیادی و ریشه ای جامعه فرانسه به دنبال دو جنگ جهانی و بعد از جمهوری چهارم  (1958-1946) آغاز می گردد.

تاریخچه سیاسی معاصر

جمهوری چهارم رژیمی بود که میان سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۸ بر کشور فرانسه فرمان می‌راند.این نظام بازسازی جمهوری سوم فرانسه بود که تا پیش از جنگ دوم جهانی بر این کشور فرمانروا بود.بر این پایه این رژیم همان گرفتاریهای رژیم پیشین را مانند کوتاه بودن دوره وزارت و در نتیجه دشواری برنامه‌ریزی سیاسی را با خود به همراه داشت.مردم فرانسه قانون اساسی جمهوری چهارم را در ۱۳ اکتبر۱۹۴۶ پذیرفتند.

در این رژیم کوششهایی برای افزایش نیروی قوه مجریه به منظور پیشگیری از نااستواریها و سستیهایی به مانند پیش از جنگ انجام گرفت.ولی این بی‌ثباتی با تغییر و دگرشهای پی در پی در دولت به چشم می‌خورد.هرچند که جمهوری چهارم توانست اقتصاد را رونق دهد و صنعت کشور را بازسازی کند.برجسته‌ترین رویداد این زمان استعمارزدایی بود.

استعمارزدایی

اندکی پس از استقلال هندوچین از فرانسه الجزایر دیگر مستعمره این کشور نیز سر به شورش برداشت.دولت در آغاز توانست جلوی این شورش را بگیرد، ولی افشای شکنجه که دولت و دستگاه اطلاعاتی در برخورد با شورشیان در پیش گرفته بودند آبروی دولت را برد و رسوایی بزرگی به بار آورد.با اینکه ارتش فرانسه به پیروزیهای چشمگیری در نبرد با شورشیان دست یافته بودند ولی مردم فرانسه این بحث اخلاقی را پیش می‌کشیدند که آیا نگه داری مستعمره‌ها با زور سرنیزه درست است؟

در ۱۹۵۸ که دولت اعلام کرد که با ملی‌گرایان الجزایری به گفتگو خواهد نشست، بی‌ثباتی و نااستواری دولت به اوج خود رسید.نیرویهای دست راستی ارتش فرانسه به رهبری سرلشکر ژاک ماسو به شهر الجزیره تاختند و تهدید کردند که با نیروهای چترباز به پاریس خواهند تاخت مگر اینکه شارل دو گل ریاست جمهوری را برگرده گیرد.دو گل پیش‌شرط پذیرش دولت را افزایش قدرت رئیس جمهور در قانون نوین گذارد.تغییراتی که پس از این رخ داد به پیدایش جمهوری پنجم فرانسه انجامید.

ادامه نوشته

از ورود ماشين دودي تا توليد قطار برقي (آيينه عبرت)

سالها پيش وقتي اولين ماشين دودي وارد ايران شد  و تو خيابانهاي تهران شروع به حركت كرد هيچ كس به فكرشم خطور نمي كرد كه يك روزي از شدت دود همين ماشين دودي ها آدمهاي پايتخت نشين به سطوح بيان و با معظلي به نام آلودگي و ترافيك مواجه بشن .

حتي يك لحظه هم پيش نيومد كه يكي بگه 50 سال ديگه تو تهران بايد براي راه رفتن ماشينها هم قانون وضع كرد ساعت گذاشت و به آدم ها هم ياد داد تو خيابانها چطوري راه بروند و حتي اگه تصادف كنند خودشون مقصرند نه خودروها .

اون موقع ها اولش باترس و لرز و بعدش باكلاس و پرستيژ و پول باعث شد كم كم وابسته به ماشين دودي ها بشن و بعدم شد عادت و يك منبع در آمد و با طولاني شدن راهها و مدرنيزه شدن كشور و رشد شهر نشيني، وسيله نقليه عمومي و بعد هم خصوصي و نهايتا شخصي شد .

مي خوانيم از  ويكي پديا (ماشین دودی - ماشین دودی تهران.

ماشین دودی نامی بود که در تهران قدیم به اولین خط آهن ایران که میان تهران و شهر ری کشیده شده بود داده بودند. علت این نامگذاری بخاری بود که از دودکش قطار آن خارج می‌شد.

این راه آهن در سال ۱۲۶۱خ/۱۸۸۳ میلادی شاخته شده بود و امتیاز آن را یک نفر مهندس فرانسوی به نام مسیو بواتال به نمایندگی یک شرکت بلژیکی از ناصرالدین شاه گرفت. ماشین دودی را می‌توان در اصل نخستین خط تراموای تهران دانست.

ماشین دودی دو ایستگاه داشت. نقطه آغاز این خط نزدیک خیابان دروازه خراسان (میدان قیام و پارک کوثر فعلی) و نقطه پایانی جلوی در شاه عبدالعظیم در شهر ری بود. مردم به ایستگاه‌های ماشین دودی «گار» می‌گفتند که واژه فرانسوی برای ایستگاه است.

در آغاز هر بار به هنگام راه افتاده قطار، بچه‌ها سنگ و خس و خاشاک زیادی به ماشین دودی می‌زدند. این وسیله جدید مورد پذیرش مردم تهران واقع نشد در مدت کوتاهی با ورشکست شدن این شرکت بلژیکی، تراموا در تهران به بایگانی تاریخ سپرده شد.    این راه آهن در سالهای دهه ۱۳۳۰خ تعطیل گردید.

در حال حاضر نمونه‌ای از ماشین دودی سابق، برای بازدید در محوطه متروی شهر ری قرار داده شده است.)

 

اما مردم از اين ماشين دودي خيلي خوششون نيومد و ترجيح دادن ماشين هاي دود زاي عمومي به ماشين هاي دود زاي مستقل تبديل بشه اين شد كه اتومبيل وارد ايران شد 

 مي خوانيم از سايت آفتاب  (تاریخچه اتومبیل در ایران -  ماجرای اتومبیل در ایران از آنجا آغاز شد كه مظفرالدین شاه در سفر خود به اروپا و با مشاهده اتومبیل و مزایای آن به سعد الدوله وزیر مختار ایران در بلژیك دستور داد كه اتومبیلی برای وی خریداری كند و با راننده مخصوص به ایران بفرستد این ماشین و راننده در سال ۱۲۷۸ خورشیدی وارد شد بعد از مدتی به علت نا آشنایی راننده با راه های ایران و نا مناسب بودن راه‌ها با كوه برخورد می‌كند ، اولین حادثه رانندگی در تاریخ ایران ثبت میشود .برخلاف خودروهای امروزی سوخت اتومبیلهای اولیه از نفت بود در ابتدا به علت نبود راه های مناسب و سوخت (كه از روسیه وارد می شد) استقبال چندانی از این وسیله نشد ولی با گذشت زمان ورود خودرو به كشور سرعت بیشتری یافت، به طوری كه در سال ۱۳۰۵ تعداد اتومبیل های ایران به ۶۰۸ دستگاه رسیده بود كه در بین آنها سی و شش دستگاه مربوط به سفارتخانه ها بودند. )

اما رشد اين غولهاي كوچك آهني ادامه پيدا كرد تا امروز كه ديگه حتي خيابانهاي تهران كه هيچ حتي داخل شهرهاي كوچك هم جايي براي حركتشون باقي نمونده و به زحمت خودشون رو جابجا مي كنند .

اما قصه ما اين نيست ، بلكه يك غصه بزرگه . هميشه از بزرگتر ها تو شلوغي ها و جاهايي كه اعصابشون از شلوغي و ترافيك خورده و يا گاهي تو جلسات فاميلي بحث هاي داغ پيش مي ياد مي شنويم اين جمله رو " اينا ماشين رو آوردن ولي فرهنگش رو نيارودن " خوب حتما شما هم زياد شنيدين شما هم خوب در پاسخ به تحليل هاي مفصلي دست زديد . يا شايد انديشمندانه بهش انديشيده باشيد كه چرا ؟ و اصلا اين فرهنگ رانندگي و يا اتومبيل چي بوده كه نياوردنش و چطوري بايد مي آوردن ؟

اينا رو گفتم كه ذهنتون آماده بشه براي مطلب ديگه كه ميخوام بگم يك وسيله جديد كه چند سالي وارد ايران و باز اول وارد تهران شده و بازم يادشون رفته فرهنگشون رو بيارن وبازم قراره 50 سال ديگه بچه هاي ما بشينن .....  بدن كه خدا ............ كه مترو آوردن ولي يادشون رفت فرهنگش رو بيارن .

فكر كنم مطلب معلوم شد.

سالهاست تهران از شلوغي  مي ناله ، از آلودگي هوا از ترافيك و مسئولين زحمت كشيدن خطوط زيادي براي قطارهاي برقي (مترو) احداث كردن ولي باز مسئولين فرهنگي كشور يادشون رفت فرهنگ سازي كنند .

نمي دونم اونا چرا عبرت نگرفتن از اين تاريخ به اين واضحي مگه نديدن اتومبيل بدون فرهنگ چي به سر مردم آورد  كه حالا قطار برقي آوردن بدون فرهنگ .

كي ميخوايم ما ياد بگيرم يك پروژه يا يك برنامه را به صورت هماهنگ پيش ببريم . فكرش رو بكنيد يك پاتون جلو بره و يكي بگه من  نميام اون موقع چي به سرتون مياد . خيلي دوست دارم بدونم اين مدينه فاضله ايراني مغزش كيه و اين فرمانها چطوري صادر ميشه كه اينقدر دقيق پيش ميره . همه كارها همينطور ناهماهنگ هست .اين يكي اش رو من گفتم بقيش رو شما بگيد .

 

مي خوانيم از سايت كارمند نيوز (آداب مترو سواری!

1- به زن حامله ای که در مقابل شما ایستاده است و انتظار دارد شما جایتان را به او بدهید، بگویید که بهتر بود با آژانس می رفت تا مجبور نباشد بایستد.

2- وقتی واگن مملو از جمعیت است طوری از واگن مترو پیاده شوید که همه آدم های توی واگن بدرقه تان کنند.

3- اصلا نگران له شدن و خاکی شدن کفش دیگران نباشید، کف کفش شماست که حیف است خاکی شود.

4- وقتی پایتان می خارد، حتما آن را بخارانید. حتی اگر از آخرین باری که آنها را شسته اید 43 روز و 13 ساعت و 20 دقیقه گذشته باشد.

5- در حالی که از تمامی کسانی که در حال بالا رفتن با پله برقی هستند، عذرخواهی می کنید، به طرف پایین بدوید.

6- ورزش در هر جایی عامل سلامتی است. میله های مترو دم دست ترین بارفیکس ها هستند.

7- هر وقت از آهنگ گوشی کسی خوشتان آمد بخواهید همان لحظه برایتان بلوتوث کند.

8- تا وقتی که مترو هست چرا یخچال ساید بای ساید تان را با وانت حمل و نقل می کنید؟

9- برای اینکه محیط خوشبو و مطبوعی برای مسافران فراهم کنید سعی کنید شیشه ادکلن را روی خودتان خالی کنید.

10- هر بار که سوار مترو شدید آن دگمه قرمز را بزنید و حکایت علی بابا و چهل دزد بغداد را تعریف کنید. )

اما مشكل مترو چيست و كار فرهنگيش چيه كه من مجبور شدم اين مطلب رو بنويسم ؟

مدتهاست از مترو مجبورم براي رفتن به دانشگاه استفاده كنم ولي براي جاي تعجب كه واگنهاي قطار هيچ شباهتي به اون چيزي كه بايد داشته باشه نداره . وجود فروشنده هاي دوره گردي كه خودشون رو با هزار مدل زيور الات و بدليجات تزئين كردن و يا آرايشهاي آنچناني كردن، تا آدمهايي كه با لباسهاي كثيف و مندرس دل آدم رو به رحم ميارن براي اينكه ازشون خريد كنيم و يا دختر بچه ها و پسر بچه هايي كه فكر كنم بعد از شغل گذايي به شغل پر درآمد فروشندگي و دوره گردي در مترو روي آوردن و احتمال ميره كه توسط باندهايي هم هدايت بشن كه قاچاق كالا انجام ميدن محيط و فضاي واگنهاي مترو مخصوصا تو قسمت خانمها رو ديدني كرده .

شايد بعضي ها از اين موضوع راضي و خشنود باشند كه خوب ما كه وقت نداريم بريم خريد اينطوري تو رفت و آمد از شير مرغ تا جون آدميزاد رو ميشه تو مترو خريد ، پس خيلي هم خوشحالند كه تو زمان صرفه جويي كردند ولي اين گروه چند درصد از افراد را تشكيل ميدهند و آيا لزوما وسايلي كه ميخرند مورد نيازشون بوده يا فقط بخاطر اينكه چشمشون ديده دلشون خواسته هوس خريد كردند.

اگه از يك زاويه ديگه اين موضوع رو مورد بررسي قرار بديم نقش منفي اين افراد به وضوح ديده ميشه از جمله اينكه رواج شغلهاي كاذب واون هم براي خانمها كه باعث پايين آمدن شان و منزلت يك زن مسلمان هست كه در يك كشور اسلامي به چشم مي خورد . انجام اين كار توسط خانمها باعث بيكاري بيشتر آقايون و يا تنبلي ايشان و نهايتا خانه نشيني ايشان شده و بار زندگي به طور كامل بر دوش زنان خواهد افتاد .

نكته منفي بعدي اين مسئله رواج اين فرهنگ غلط و استفاده نادرست از وسايل نقليه عمومي و بيت المال و بهم ريختن آرامش و آسايش مسافرين است . در اكثر ساعات قطارها داراي ازدحام و شلوغي مي باشد وجود اين افراد با اين همه وسيله و با حركتهايي و جابجايي هايي كه انجام مي دهند و فريادهايي گوش خراشي كه براي فروش اجناس سر مي دهند همه باعث آزار روحي و رواني مسافران و حتي صدمه جسمي نيز مي باشد . كه هيچ كس پاسخ گويي اين وضع نيست و اگر كسي اعتراض كند محكوم به سنگ دل بودن مي شود و همه فقط تحمل مي كنند و دم نمي زنند و غافل از ضرر هاي اين وضع نابسامان هستند .

نكته منفي بعدي ترويج فرهنگ بي بندو باري است ، در كشوري كه قانون حجاب و مبارزه با آن تصويب شده و قراربر اجراي آن بواسطه فرهنگ سازي گذاشته شده است ، پس از كجا بايد شروع كرد كدام نقطه نقطه شروع خواهد بود . آيا قطارهاي برقي مكاني براي شروع نمي تواند باشد وجود خانمهايي با آرايشهاي وحشتناك و با انواع بدليجات تزئين شده و اقدام به فروش در واگنها ي قطار چه فرهنگي را ترويج مي دهد جز بي حيايي ، يقينا اين رفتارها ارتباطي با فرهنگ عترت و عفاف نخواهد داشت.

نكته منفي بعد لزوم بالا بردن فرهنگ كتابخواني در جامعه است كه در تمام ايستگاههاي مترو غرفه هايي با اين مضمون ديده مي شود و يا كتابهايي و يا روزنامه فروشي هايي وجود دارد و يا در برنامه هايي اين فرهنگ ترويج مي شود ولي آيا شما فكر مي كنيد در واگنهايي كه اين همه ازدحام وشلوغي وجود دارد حتي خواندن يك خط كتاب ممكن است و حداقل يك ساعت از وقت مفيدت روبايد صرف گوش كردن به صدهاي گوش خراش و اعصاب خورد كن فروشندگان دوره گرد كني . پس عملا ما كار فرهنگي بي اثر انجام داديم و هزينه بي خودي صرف تاسيس اين غرفه هاي در ايستگاه ها صرف كرده ايم.

نكته منفي بعد از لحاظ اقتصادي ضربه و لطمه جبران ناپذيري به اقتصاد اقشار متوسط جامعه وارد مي كند . فروش اين اجناس باعث خواهد شد كه افراد كمتر به فروشگاه ها براي خريد مراجعه كنند و عملا ركود در بازار بوجود آيد و اجناسي كه به صورت قاچاق از بانه و قشم  يا قسمتهاي مرزي ديگر كشور با قيمت اندك وارد مي شود توسط اين دست فروشان به فروش برسد وعملا مغازه داران كه موظف به پرداخت ماليات و عوارض مختلف هستند به مرور زمان دچار بحران اقتصادي شوند و بجاي فروشندگي به مسافر كشي و شغلهاي كاذب دوم و سوم مراجعه كنند و خوب باز پاي خانمهايي به بازار باز مي شود ه بايد شغل فروشندگي را در مغازه ها بجاي اين آقايون انجام دهند و همه اين موارد باعث يك آشفتگي و عدم نظم در جامعه و قرار نگرفتن افراد در پست و مقام و نقشهاي اجتماعي خود خواهد شد.

خوب فكر كنم منفي بافي كافي باشد ولي فقط يك سوال من اين مطلب رو به 5 تا روز نامه ارسال كردم يكي از اونها كه كارمند نيوز باشه جواب داد و اون مطلب مسخره يعني آداب مترو سواري را در پاسخ به اعتراض من نشر داد . حالا سوال من ، يعني مسئولين ما اين نكات منفي رو نمي بينند يا نمي خواهند از تاريخ عبرت بگيرند يا شايدم يك سياست پشت اين مسئله است كه افكار من و شما رو پرت كنند و از فكر كردن درست در مورد دور اطرافمون غافل بشيم تا نفهميم چي داره به سر جامعه و اسلام مياد.

من كه نااميد شدم از اينكه كسي بتونه كاري كنه براي اين مشكل ولي شمايي كه مطلب رو خوندي بهش فكر كن و عميق بينديش . ممنون از حوصله و وقتي كه گذاشتي براي خوندن اين مطلب طولاني اميدوارم بتونم دينم رو ادا كنم نسبت به جامعه و مردم و وطنم و شهدا و امام والسلام .

اقدامات سازمان مترو كشور (فعالیت باندهای دستفروشی در مترو تهران                    

۲۹ تير ۱۳۸۹

مدیرعامل قطارهای شهری تهران از فعالیت باندهای سازمان یافته دستفروشی در مترو خبر داد و افزود: متروی تهران با ارسال نامه ای به قوه قضائیه در خواست کرده به انتظامات مترو اجازه ضبط اموال دستفروشان داده شود.

به گزارش مهر، محسن هاشمی از وجود باندهای سازمان یافته دست فروشی در ایستگاههای مترو تهران خبر داد و افزود: بر اساس گزارشهای رسیده ایستگاههای مترو تهران هر کدام توسط یکی از گروههای دستفروشی پایتخت تحت پوشش قرار گرفته است در حالی که شرکت مترو نیز به دلیل نداشتن اختیار قانونی و قضائی حق برخورد با دستفروشان را ندارد.

وی افزود: هر چند که آمار متکدیان مترو کاهش یافته است ولی روزانه صدها مسافر از طریق سایت اطلاع رسانی مترو تهران، پیامک و مراجعه حضوری از وضعیت نامناسب دستفروشان در واگنهای مترو و این پدیده زشت اجتماعی گلایه می کنند.

مدیرعامل مترو تهران با بیان اینکه حضور صدها دستفروش دوره گرد در ایستگاهها و واگنهای مترو تهران به یک چالش بزرگ برای قطار شهری پایتخت تبدیل شده است گفت: متروی تهران با ارسال نامه ای به قوه قضائیه از دستگاه قضا درخواست کرده تا به انتظامات مترو اجازه دهند با دستفروشان برخورد و اجناس آنها را پس از صورتجلسه ضبط و به نهادهای مسئول تحویل دهند ولی متاسفانه هنوز پاسخی از قوه قضائیه دریافت نکرده ایم.

هاشمی افزود: چندین بار نیروهای انتظامات مترو قصد متفرق کردن دستفروشان را داشته اند که آنان با فریاد و ایجاد سر و صدا موجب سلب آرامش مسافران شده و همچنان به کار خود ادامه داده اند. )

 

اقتصاد چين، رشد ، ركوداقتصادي جهان

مقدمه

ساليان سال است كه نام چين در همه ساعات شبانه روز به گوش مي رسد ، از خريد اجناس تا انرژي هسته اي و نقش آن در بدست آوردن حق داشتن انرژي هسته اي .

اما آيا چين از ابتدا اين قدر مطرح بوده  و يا در سالهاي گذشته اينقدر ثروتمند بوده كه حرف اول را در اقتصاد دنيا بزند .

چه عواملي باعث شده است تا اين اتفاق بيفتد ، و روند رشد سياسي و اقتصادي كه چين در پيش گرفت به چه صورت بوده كه چين را به اين نقطه و جايگاه كنوني در دنيا رسانده است .

چه آينده اي را پيش رو دارد و تا كجا ميتواند پيش برود وچه گذشته اي را از سر گذرانده است و همه اين موارد سوالاتي است كه براي هر محقق و حتي شخصي عامي مطرح است ، و مرا بران داشت تا در مورد گذشته و آينده پيش روي چين و همچنين تحولات پيراموني آن در زمان حال اقدام به تحقيق و بررسي بنمايم تا شايد بتوانم با الگو برداري از نقاط مثبت و حذف نقاط منفي آن  گامي براي  بالا بردن سطح خود و كمك به توسعه سياسي و اقتصادي كشور عزيز مان ايران بنمايم.

اما چين از گذشته با داشتن جمعيت زياد و مساحتي كوچك نسبت به جمعيت و داشتن منابع غني معدني و دريايي رو به رو بوده است وحالا به واسطه داشتن نيروي كار ارزان و ايجاد سازمانهايي تحقيقاتي ، و ايجاد قوانين كار آسان توانسته حجم عظيمي از سرمايه هاي خارجي را در خود جذب كند و به عنوان بزرگترين توليد كننده مواد مصرفي دنيا باشد . چين با تامين كردن مواد اوليه و نيروي كار و تمهيدادتي براي فروش آسان و سريع توانسته كشور هايي زيادي را كه به فكر سود آوري بيشتري مي باشند را به وسوسه سرمايه گذاري در چين وادار كند و سرانجام نام چين را در نيا به عنوان توليده كننده عظيم دنيا مطرح كند و در همه دنيا خود و محصولاتش را به مصرف كنندگان عرضه كند .

اما آيا چين در رسيدن به اين مكان راهي آسان را طي كرده و ره صد ساله را يك شبه طي نموده يا مراحل و پله هاي موفقيت يكي يكي طي كرده است ، و حالا  كه به آخرين پله رسيده است مرحله بعدي آن چه خواهد بود آيا مي تواند در 100 سال آينده خود و جايگاهش را همچنان حفظ كند يا با تغييرات و تحولات روز دنيا دچار تغييرات اساسي در نظام حكومتي و سياسي و حتي اقتصادي خود خواهد شد .

گذشته چين قبل از ركود بازارهاي جهاني چگونه پيش مي رفته است ، و بعد از ركود به چه صورت خواهد شد و اساسا آيا چين به عنوان يك قدرت بزرگ اقتصادي كه در دنيا حرفي براي گفتن دارد چه نقشي در اين ركود جهاني داشته است . آيا چين قادر است اقتصاد دنيا را نجات دهد و كمك به خروج دنيا از اين ركود اقتصادي بنمايد يا خير؟ و در نهايت چين در بين دو كشور بزرگ و مطرح دنيا ( ايران – امريكا) كه سالهاست در مقابل هم قرار گرفته اند چگونه نقش بازي ميكند و آيا از اين نقش بازي كردن توانسته به منافع مالي خوبي دست پيدا كند يا اين روند باعث كند شدن رشد اقتصادي و توسعه سياسي چين شده است .

مطالبي كه در ادامه آمده است مجموعه اي از تحقيقات و مقالات مطرح شده در مورد چين و نقش آن در دنيا مي باشد كه ميتواند پاسخ گويي سوالات مطرح شده بالا باشد و تا حدودي مطاله كننده را با كشور چين ، اهداف ، استراتژي ها ، و مسائل پيرامون رشد آن و عوامل موفقيت و مطرح شدن اين كشور در 10 سال گذشته باشد .

اميد است مطالب جمع آوري شده رضايت خوانندگان را حاصل كند .  (مقدمه ارائه كننده)

نتيجه

چين كشوري فقير با جمعيت بالا و درآمد ناخالص بسيار پايين در 20 سال گذشته با انجام ترفند هايي توانسته است خود را به رتبه سوم جهاني برساند كه هنوز جا برا ي رشد و رسيدن به مقام اول دنيا دارد .

چين با انجام سياست كم كردن جمعيت و محدويت داشتن فرزند ، اصلاح بوركراسي اداري و كم كردن ساختار عريض و طويل اداري خود، كاهش مالياتها و هزينه هاي توليد ، آماده بكار كردن انبوهي از جمعيت بيكار و كم درآمد  ، پايين بودن هزينه مواد اوليه ، و نهايتا آزاد سازي تجارت از بند دولت و اقدام به تشكيل تعاوني هاي توليد و خصوصي سازي داخلي و خارجي ، فعاليتهايي جهت جذب سرمايه خارجي  و اقدام به سياست گذاري براي فروش به هر طريق و در كجا  ، و نهايتا ورود به سازمان تجارت جهاني  توانسته است  رتبه سوم دنيا را در اقتصاد جهاد به خود اختصاص دهد .

در مقايسه كشور عزيزمان ايران با اين كشور جهان سوي كه عنوان كشور در حال توسعه  را نيز به خوداختصاص داده و ازاين لحاظ به ايران نزديك است ميتواند نمونه اي باشد براي سياستگذاري هاي ما تا بتوانيم همچون چين به قدرت هاي اقتصادي دنيا نزديك شده و رشد و توسعه سياسي و اقتصادي را براي خود  ايجاد كنيم .

در مقايسه ايران با چين بهاين نكات بر مي خوريم كه ايران و چين شباهتهايي نزديك به هم دارد كه ميتواند ايران را همچون چين پيشرفته تر كند ،  از نظر وسعت و جمعيت و نيروي كار ايران نيز داراي شاخص هاي مشابه چين مي باشد كه با حمايت دولت و بكار وا داشتن نيروي انساني مي توان بعد از چند سال حاصل كار را مشاهده كرد .

از نظر منابع معدني ، كشاورزي ، و دريايي و حتي فراتر از چين داشتن سوخت فسيلي ميتواند زمينه هايي باشد براي رشد اقتصادي كه با در اختيار قرار دادن منابع به بخش خصوصي و ايجاد زمينه هايي  براي جذب سرمايه خارجي با نظارت دقيق دولت ميتواند راهكاري نزديك  به كشور چين باشد تا بتوانيم رشدي مشابه داشته باشيم  .

از موارد ديگري كه مي توانيم از چين الگو برداري كنيم آموزش از كودكي است  و اينكه بالا بردن ارق ملي در فرزندانمان و اينكه چگونه مي توانيم بهترين فرهنگ هاي مطابق با جامعه و مصرف و آموزشهايي در زمينه تجارت توليد و آموزش نيروي كار ماهر و با تجربه حمايت از نخبگان و استفاده از توليد علم چه در خارج و چه با اعزام نيروي انساني جهت آموزش در خارج از كشور و جلو گيري از فرار مغزها و حمايت از نخبگان و تحصيلكردگان  راهي براي رشد و شكوفايي اقتصادي در پيش بگيريم .

از موارد مشابه ديگر ايران و چين بوركراسي اداري است كه باعث شده حجم عظيمي از كار برعهده دولت باشد و انواع روابط و قوانين غير ارادي و غير مجاز و تخلفات بالا و انواع پارتي بازيها ، اختلاس ها و فسادهاي مالي وبانكي صورت پذيرد و باعث شود سرمايه هاي موجود كه مسلما از چين در دوران فقر بيشتر است به هدر رود و در توليد و سودآوري مصرف نشود و بجاي مصرف در داخل كشور روانه بانكهاي خارجي و يا سرمايه گذاري توسط افراد خاص در خارج از كشور شود ، درصورتي كه بايد اين راه هدفي عكس به خود بگيرد و حتي ايرانيان و سرمايه هاي  توليد شده  در خارج ازايران به ايران باز گردد و در كشور ايران  به رشد و سود آوري برسد .

مهمترين اصل در پيش برد اين امور نظارت دقيق و كافي دولت در اجراي قوانين آسان و جلو گيري از تخلفات و فسادهاي موجود مي باشد كه كشور چين با انجام اين نظارت دقيق توانسته هم بر سرمايه ها و سرمايه گذاران داخلي و هم بر سرمايه گذارن خارجي و هم ميزان دخالت و نفوذ ايشان در چين  كنترلي سريع و به موقع بر امور در حال اجرا انجام دهد .

و مهمترين  شاخص چين فروش به هر كشوري و هم مرزي با كشورهاي زياد مي باشد كه ايران نيز همانند چين مي باشد و بايد با پيداكردن فقير ترين و ضعيف ترين كشور ها به بازارهاي زيادي راه پيدا كند و كشورهاي زيادي را در محاصره كالاهاي خود قرار دهد و هم به دليل هم مرزي با كشورهاي زياد مي تواند راه نفوذ در كشور هاي ديگر براي خود به ارمغان آورد .

و اخرين مطلب حمايت چين براي دستيابي ايران به انرژي هسته اي مي باشد كه با وجود فشارهاي زيادي كه آمريكا بر چين وارد مي كند چين توانسته تا حدود جلوي تحريم ها و فشارهاي آن را براي ايران بگيرد ولي اين راه همچنان باقي است و بايد ديد در سالهاي بعد موضع چين  چه تغييري مي كند . ايران يا آمريكا كدام يك جذابيت  و منفعت ملي براي چين به ارمغان خواهد آورد  و چين در بين اين دو كشور كدام را ترجيح مي دهد .

داشتن انرژي هسته گامي بزرگ براي ايران است در توليد علم و رشد و توسعه علمي و اقتصادي در دنيا . اما آيا اين هدف ميسر مي شود .

پايان خرداد 1389

 خلاصه مقاله د ر ادامه مطالب ذکر شده است :

ادامه نوشته

حجاب آري يا نه؟

دانستن به تنهایی کافی نیست ، دانسته را باید بکار بست . خواستن به تنهائی کافی نیست ، خواسته را باید عمل کرد .  

   گوته

دست های مرا از تابوت بیرون گذارید تا دنیا پرستان بدانند كه دست خالی از این دنیا می روم و چشم های مرا باز بگذارید تا كوردلان بدانند كه كور كورانه این راه را انتخاب نكرده ام.

شهید حسین مداحی

 سالهاست  كه از پايان جنگ مي گذره  . ساللها ست ازپيروزي انقلاب  مي گذره . سالهاي زيادتري است كه از اسلام  معرفي اش و ورودش به كشور ما مي گذره . ولي هنوز  ارزشهاي ما داراي يك ثبات نشده اند . آدمهايي زياد وجود دارند كه در كنار هم زندگي مي كنند با افكار و عقايد و ارزشهاي مختلف ولي آيا همه اينها عنوان مسلماني را بر خود نچسبانده اند و آيا ايشان اسلام را از پدران خود نگرفته اند و نپذيرفته اند . و آيا  همين  ها نبودند كه براي حفظ دين خود انقلاب نكردند و براي حفظش نجنگيدن و شهيد ندادن و درخت اسلام را با خون فرزندان خود آبياري نكردند پس چرا.................

 قصه من يك قصه تكراري نيست دست كم الان جديد ولي نمي دونم چرا اونايي كه بايد بشنوند خودشون رو زدن به نشنيدن؟

نا سلامتي دانشكده ما علوم انساني ، بچه ها يا سياسي اند يا حقوق لا اقل بايد روزي يكبار اخبار گوش بدن يا روزنامه بخونند ولي من نمي دونم چرا اينكار رو نمي كنند شايدم براشون صرف نداره چون اگه اتفاقي كه تو كشور افتاده رو بشنوند ،  براشون شنيدنش جز محدويت چيز ديگه اي  نخواهد داشت .

اما خيلي فكر نكنيد ميگم منظورم چيه ، منظورم تظاهرات و راهپيمايي و بيانيه ها و سخنراني ها و برنامه هاي تلويزيوني  و قوانيني كه مجلس محترم براي  پياده سازي طرح پوشش و عفاف و حجاب مطرح مي كنند هستش .

فكر كنم نزديك سه هفته است ما هر روز و هر شب داريم تو رسانه ها در اين مورد مي خونيم و مي شنويم ولي هنوز تاثيري تو جامعه ازش نديديم . لا اقل تو دانشگاه خودمون نديديم . چرا افراد براي شخصيت خودشون ارزش قائل نيستند . حتما بايد با زور چماق بهشون بفهمونند كه بابا ، مسلمونا اينجا يك مملكت اسلامي ، تو خاكش نهال اسلام رو كاشتن ، با خون شهيداش آبياريش كردند و حالا درختي پر بار شده در دست ما ، و ما داريم با تبرهاي تو دستمون زخميش مي كنيم .

چرا من و شما نميخواهيم بشنويم كه اين صداي يك زنگ خطره كه گوشهاي ما را نوازش ميكنه چرا خودمان به خود نمي آييم .

هم مني كه رعايت مي كنم و هم شمايي كه اصلا اهميتي براش قائل نيستي هردو مقصريم من بخاطر دوستي با تو و تو با دهن كجي به من . گاهي اونقدر رفتارها و ظاهر افراد برام عذاب آور كه توخودم مي شكنم و از زن بودن خود بيزار ميشم از اينكه بخاطر حجاب تو جامعه خودمون تحقير ميشيم از اينكه رفتار ديگران باعث آزارمون ميشه . از اينكه هميشه بايد خفه خون بگيريم و نگاه كنيم . از اينكه نتونم صدام رو بلند كنم و فرياد بزنم كه اين رفتارها و اين  ظاهري كه براي خودتون درست كردين نابودتون ميكنه . بخدا حتي اگه اداعاي پاك ترين آدم روي زمين رو داشته باشي ، ناخواسته باعث فساد ديگران ميشي بدون اينكه حتي خودت بفهمي .

خلاصه دلم ميخواست يك طرحي ميداديم يكه همتي  ،يك صداي  ، خلاصه يك گامي  هم ما تو دانشگاه برداريم براي اين طرح شايد ما اولين دانشگاه شديم . و بالاخره تو يك مورد اول ميشديم  ، بين دانشگاههاي ديگه . از مسئولين دانشگاه هم ميخوام قانوني پيش قدم بشن و ما را در اين راه  ياري كنند .

دوستان من فرقي نمي كنه خانم يا آقا بياييد بهم تذكر بديم ياد بديم اشاره كنيم كه چطور بايد رعايت كنيم عفاف و حجاب را ، متاسفانه تو دانشگاه ما آقايوني هستن كه بدتر از خانمها لباس مي پوشند اين مسئله مال همه است ، هم خانم ها و هم آقايون .

 بي خود چپ چپ به خانمها نگاه نكنيد اول خودتون رو درست كنيد و بعد غيرت به خرج بديد و دوستان و همكلاسي ها تون رو راهنمايي كنيد براي اينكه خودشون دست به تغيير بزنند .

خداي- تعالي – در وصف مومنيني مي فرمايد :

((آشداء علي الكفار رحما ء بينهم (فتح/29) آنان كه با پيامبر خدا مي باشند بر كفار سختگير و با يكديگر مهربان هستند .))

اين بهترين حال اعتدال است كه در موقع خود رحمت و شفقت و در موقع خود شدت و غضب نمايد . و در روايات غضب ننومدن در موقع خود ، مذمت و تكذيب شده .

حضرت باقرعليه السلام مي فرمايد:

(( خداوند وحي فرمود به شعيب نبي (ع) همانا من عذاب كنم از قوم تو صد هزار نفر را كه چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از خوبان تو هستند .))

عوض كرد  ) )  خداوندا! اشرار به جاي خود ، اختيار خوبان براي چه؟ وحي آمد : (( براي اينكه سازش كردند با اهل معصيت و سهل انگاري كردند و غضب ننمودند به خاطر من ))

نكته ديگه كه تو بحثها شنيده ميشه اختيار حجاب . انتخاب آزادي براي حجاب . در كنار هم زندگي  كردن اقليتها و مذاهب مختلف در كنار هم . ومثالهايي از كشورهاي ديگر وطريقه برخودشان با يكديگر است  .

ولي آيا اينجا ايران نيست . دين رسمي آن شيعه اثني عشري نيست . تقليد جزء وظايف ما نيست . چگونه است كه همه چيز را تحليلي مي كنيم و خود را با ديگران مقايسه مي كنيم كدام كشور شبيه ماست . كدامين مردم دنيا خود را با ما مقايسه مي كنند كه ما براي انحرافاتمان از مقايسه به نفع ، با ديگر كشورها استفاده مي كنيم . اين چه راهي است كه در پيش گرفته ايم و دنباله رو ديگرانيم . مگر نه اين است كه قرار بود و هست ما انقلاب و اسلام را جهاني كنيم واينك خود به دنبال جهانيم تا از زرق و وبرقهاي چشم نواز  و فريبنده آن عقب نيفتيم .

متاسفانه اين حجاب و عفاف نيست كه به فراموشي سپرده مي شود . اين اسلام است كه در كشور ما فراموش شده و هر كس از دين تعريفي ارائه مي دهد و خجالت آور است كه بگوييم قبل از حجاب و عفاف نماز و ولايتمداري  است كه به دست فراموشي رفته است و حال كه رهبر معظم به رعايتش تاكيد مي كند باز هم دولت را متهم مي كنيم كه چرا مي گويد و چرا دخالت مي كند.

پس دولت چه وظيفه اي دارد ؟ مگر نه اين است كه رهبر فرمان دهد و ما اطاعت كنيم و دولت نيز پل ازتباط اين اطاعت ماست پس چرا شمشير از رو بسته ايد عليه اقدامات دولتي ؟

و چرا به عنوان انسانهايي فرهيخته خودمان اقدام نمي كنيم تا دولت مجبورمان نكند،  و چرا نمي خوانيم ......

شهید صادق مهدى پور

«خواهرم: حجاب تو مشت محكمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»

شهید بهرام یادگارى

«تو اى خواهرم... حجاب تو كوبنده تر از خون سرخ من است.»

شهید على اصغر پور فرح آبادى

«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏معنویت و صفا مى‏كشاند.»

شهید غلامرضا عسگرى

«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو مى‏ترسد تاسرخى خون من.»

 و همه بدانيم

سعادت جامعه به مراتب مهم تر از سعادت فرد است.    افلاطون

و در پايان  خدايا دلمان را زلال گردان تا پاكي خون شهيدان را درك كنيم و راهشان را بياموزيم و هدفشان را ارج نهيم .

براي ظهورش دعا مي كنيم  ،الهم العجل الوليك الفرج

  (آمين)

نقش زينب در ماندگاري واقعه عاشورا

مقدمه

سالهاي سال از عاشورا و واقعه كربلا مي گذرد ولي همچنان يادش در دلهاي عاشق ابا عبدالله  زنده است . هر سال پرشور تر از سال قبل ايام محرم گرامي داشته مي شود . و سوز و گدازش بيشتر مي شود . هر چه افراد بينش ديني بيشتري پيدا مي كنند بهتر و دقيق تر ارزش و هدف عاشورا را درك مي كنند . گويي عاشورا را با چشم ديده اند وتصاويري روشن در ذهنشان ديده مي شود و در عمق وجودشان مي سوزند از اينكه نبودند و ياري رسان اربابشان نبودند. و زنان زينب وار حركت مي كنند تا شايد بتوانند نبودشان را جبران كنند. و زينب چه كرد در آن حادثه تاريخي ، و چگونه حفظ كرد راز عاشورا را ، و چه گفت تا توانست ريشه ظلم را از خاك  مظلت بيرون بكشد و در دست بگيرد و فرياد سر دهد ، اي مسلمانان و اي مردم آزاده روي زمين بدانيد و آگاه باشيد كه ظلم پايدار نخواهد بود و هر موقع بر عليه  ظلم قد علم كنيد خواهيد توانست ريشه ظلم را بخشكانيد و خداوند ياري رستان مظلومان و مستضعفان جهان است ، كه حسين خونش را براي آبياري درخت اسلام فدا كرد كه تبر هيچ ظالمي درخت اسلام را نخراشد ، كه مردم بدانند اسلام ، اسلام است براي ماندگاري نه براي ريشه كن شدن به دست ظالمان ، و هر كه از اين  درخت حمايت كند خداوند با ايشان خواهد بود .

قلبهايمان هر روز و هر ساعت براي سالار شهيدان مي زند و مي خواهد كه ديدارش را بدست آورد شفاعتش را داشته باشد و زيارتش را طلب      مي كند . و زينب اسوه اي شد براي همه آنان كه گام در راه اسلام و حفظش مي گذارند . و چه سخت است تحمل آن شقاوت و دشمني ظلم و ستم  و چه شيرين است بداني كه نقش آفريني در ماندگاري آن كه عزيزانت را برايش فدا كردي و صبر كردي در ظلم ظالمان و فرياد ظلم ستيزي بر سرشان كشيدي و هميشه ي تاريخ را با نام حسين ، زينب ، اسلام ، زنده نگه داشتي .

و حالا باز هم در ولادتي ديگر به ياد مي آوريم كه زينب كه بود و چه كرد  و بخوانيم كه چگونه زينب ، زينب شد و حسين حسين ماند و عاشورا زنده ماند براي زند ماندن اسلام ناب محمدي . و خدا را شاكريم كه انقلابمان را به نام اسلام ساخيتم و به عشق عاشورا برايش جان فدا كرديم و ديده را براي زنده ماندن راهشان مي شوريم و دلهايمان را  وسعت مي بخشيم و دندانهايمان را براي دشمنانش بهم فشار ميدهيم و سينه سپر كرده تا در آماج گلوله هاي ظالمانه ي ظالمان سپري باشيم براي حفظش و خونمان ، آبي براي آبياري درخت اسلام و انتظار روزي را مي كشيم تا گرد راه آن صاحب زمين و زمان را سرمه چشم كنيم، و در ركابش گام برداريم و اين آرزو ميسر نيست جز اطاعت اكنون ما از ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي) رهبر معظم  ما .[1]



[1] ارائه كننده مقاله

ادامه نوشته

بررسي ميزان آزادي مطبوعات در ايران در دهه سوم (78-87) پس از انقلاب نسبت به دوره هاي قبل (57-77)

كليات تحقيق

در کشورهای توسعه یافته آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بر این امر تاکید می‌کند که تمام مردم حق ابراز نظر , گفتن و نوشتن در رسانه‌ها را دارا می‌باشند. اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این امر تاکید می‌کند که هر کسی از نظر قانونی حق ابراز نظر دارد , این قانون مشتمل بر حق ابراز نظر بدون هیچ گونه مداخله از جانب دولت‌ها و یا ذی نفعان می‌باشد .

این دیدگاه به طور معمول با وسائل اطمینان دهندهٔ قانونی از تمام رده‌های مختلف آزادی برای تحقیقات علمی , انتشار , رسانه‌ها همراه می‌شود و در به تصویر کشیدن عمق قوانین مخل سیستم قضایی یک کشور که سعی در بر هم زدن آزادی قانونی رسانه‌ها دارد , می‌باشد. مفهوم آزادی بیان گاهی با وضع قوانین معالجاتی فردی و رسانه‌ای دروغین به عنوان آزادی مطبوعات , پوشانده می‌شوند.

سوای تعریف‌های قانونی کشور‌ها , بسیاری از موسسه‌های غیر دولتی معیار‌ها و اصول متفاوتی را برای قضاوت درباره میزان آزادی مطبوعات در سرتاسر جهان رعایت می‌کنند که شامل:

              گزارشگران بدون مرز تعداد روزنامه نگارانی که کشته شده , مورد آزار قرارگرفته و یا حبس و زندانی شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهد. این بررسی شامل میزان انحصار طلبی تلویزیون‌ها و رادیو‌ها بعلاوهٔ سانسور و خود سانسوری رسانه‌ها و استقلال کلی رسانه‌های داخلی و یا برون مرزی در مواجهه با مشکلات ایجاد شده , نیز می‌باشد.

              کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ) از ابزارهای روزنامه نگاری برای کمک به خبرنگاران استفاده می‌برد. این روند شامل دنبال کردن آزادی مطبوعات از طریق موضوعاتی مانند تحقیقات مستقل , ماموریت‌های حقیقت یابی و تماس مستقیم با موضوعات که شامل محل کار روزنامه نگاران سرتا سر جهان می‌باشد.

              خانه آزادی نیز به تحقیق در رابطه با محیط‌های اقتصادی و سیاسی هر کدام از کشورها می‌پردازد تا بر اساس آن تعیین کند که آیا ارتباطات وابستهٔ موجود عملاً به محدود کردن آزادی رسانه‌ها منجر خواهد شد و یا نه. بنابراین مفهوم استقلال مطبوعات با مفهوم آزادی مطبوعات رابطهٔ تنگاتنگی دارد.

در دو دهه‌ي اخير آزادي و اصلاح رسانه‌هاي گروهي مورد بررسي دقيق سازمان‌هاي دولتي و غير دولتي و محققين دانشگاهي قرار گرفته است. اصلاح و آزادي مطبوعاتي اغلب امري ذاتاً مهم تلقي مي‌شود و از ديدگاه بسياري از افراد با توسعه نهادهاي دموكراتيك و جامعه مدني ارتباط دارد. از نظر برخي، اصلاح رسانه‌اي پيش نيازي براي آزادي رسانه‌اي و آزادي رسانه‌اي شرط لازم براي دموكراتيك شدن است.

بعلت اهميت آزادي رسانه‌اي، دولت‌هاي غربي سرمايه گذاري زيادي صرف تربيت و آموزش كاركنان رسانه و همچنين اصلاح رسانه‌اي كرده اند، به علاوه شماري از سازمانهاي دولتي و غير دولتي صاحب نام شاخص‌هاي آزادي مطبوعاتي را حداقل بطور ضمني توسعه داده اند تا از طريق آن بتوانند نتايج و پيامدهاي ناشي از اصلاح رسانه‌اي و يا مورد نياز اصلاح رسانه‌اي را شناسايي نمايند. از آنجايي كه روش‌هاي ايجاد اين شاخص‌ها و پايه‌هاي مفهومي‌آنها هميشه واضح و آشكار نيست امكان سوگيري در پيش فرض‌هاي اين شاخص‌ها وجود دارد. ممكن است شاخص‌هاي متضاد مفاهيم متفاوت را اندازه بگيرند يا همان مفاهيم را با درجه پاييني از اطمينان اندازه‌گيري كنند و يا همان مفاهيم را با روشي مطمئن ولي فاقد اعتبار اندازه‌گيري نمايند.

مفهوم آزادي مطبوعاتي، مقوله‌اي بحث انگيز و جنجالي در ادبيات ارتباط جمعي است. اولين تعريف از مفهوم آزادي مطبوعاتي از ساختار جغرافيايي، سياسي پس از جنگ جهاني دوم منتج مي‌شود و عمدتاً بر آزاد شدن مطبوعات از كنترل دولت متمركز شده است. لون اشتاين (1970) معتقد بود مطبوعات آزاد، روزنامه‌ها، گاهنامه‌ها، آژانس‌‌هاي خبري، كتاب‌ها و راديو و تلويزيون‌هايي هستند كه علاوه بر داشتن استقلال كامل، به جز در مواردي استثنايي مربوط به قوانين هتك حرمت و هرزگي، قدرت انتقاد كردن داشته باشند. همچنين اين مطبوعات مالكيت متمركز ندارند و فاقد واحدهاي اقتصادي جانبي يا قوانين سازمان يافته براي خود هستند.

ويور (1977) سه مولفه آزادي مطبوعاتي را اينگونه تعريف مي‌نمايد: 1- عدم حضور نسبي قيد و بندهاي دولت در رسانه. 2- عدم حضور نسبي محدوديت‌هاي غير دولتي. 3- وجود شرايطي كه انتشار عقايد و نظرات گوناگون را در سطحي گسترده براي مخاطبين تضمين مي‌نمايد. پيكارد (1985) دو مقوله‌ي آزادي مطبوعاتي منفي كه در آن كنترل‌هاي مجاز و قانوني وجود ندارد، مثل سانسور، و آزادي مطبوعاتي مثبت را كه در آن همه‌ي افراد حق استفاده از رسانه را دارند، از هم متمايز مي‌كند.

كار بعدي مربوط به‌هاچن (1987) است كه معتقد است تعريف آزادي رسانه‌اي بايد شامل مفاهيم ديگري مثل نقش رسانه در ساخت يك كشور، توسعه اقتصادي، غلبه بر فقر و بي‌سوادي و ايجاد شعور و ‌آگاهي سياسي، باشد.

هاگن (1992) بر دموكراسي رسانه‌اي تاكيد كرده و تغيير ساختار جريان يكسويه و از بالا به پايين پيام در رسانه‌هاي جمعي را از طريق افزايش مشاركت شهروندان، پيشنهاد مي‌كند. برونيگ (1994) آزادي مطبوعاتي را نوعي از ارتباطات در نظر مي‌گيرد. مفاهيم ديگر عبارتند از آزادي بيان، آزادي عقيده و آزادي اطلاعاتي.

كارن (1996) بين نگرش كلاسيك اصلاح‌طلبانه به آزادي رسانه‌اي و نگرش تندرو دموكراتيك به آن تمايز قايل مي‌شود. اولي بر روي آزادي رسانه در زمينه‌ي چاپ، و نشر و پخش راديو و تلويزيوني تاكيد مي‌كند و دومي‌بر روي اين مطلب كه چگونه وسايل ارتباط جمعي مي‌تواند بطور منصفانه بين تضاد و رقابت موجود در ميان گروه‌هاي اجتماعي جامعه ميانجي گري نمايد. درون نگرش اصلاح طلبانه كلاسيك از ديد كارن بحثي هميشگي وجود دارد مبني بر اينكه رسانه بايد در جهت حمايت از افراد در برابر بي عدالتي حكومت انجام وظيفه نمايد. از طرفي در نگرش آزادي خواهانه تندرو بحث بر سر اين است كه رسانه بايد در صدد برطرف كردن عدم توازن و بي عدالتي در جامعه باشد.

مك كوييل (2000) معتقد است كه مفهوم آزادي رسانه‌اي هم ميزان آزادي كه رسانه از آن برخوردار است را در بر مي‌گيرد و هم ميزان آزادي شهروندان در دسترسي به محتواي رسانه را اولين معيار اساسي اين است كه رسانه بايد از استقلال كافي در جهت حمايت آزاد و بي پرده از ابراز عقايد و اطلاعات عمومي‌مردم، برخوردار باشد. دومين معيار اصلي تنوع رسانه است به‌اين معني كه مالكيت رسانه نبايد متمركز و در انحصار قدرت دولت و يا موسسات خصوصي رسانه‌اي باشد.

از نظر پرايز (2002)، شرط اوليه براي آزادي رسانه‌اي اين است كه دولت انحصار اطلاعات را در دست نداشته باشد. رزاميلوويچ (2002) نيز معتقد است اين كه چه كسي رسانه را كنترل مي‌نمايد، مشخص مي‌كند كه‌ايا آن رسانه آزاد و مستقل هست يا خير. همچنين دسترسي آزاد به رسانه بايد از سوي قانون مدني، نهادها و سازمانهاي اقتصادي و فرهنگي- اجتماعي، حمايت شود. از نظر وي رسانه آزاد و مستقل در ساختاري شكل مي‌گيرد كه آن ساختار بتواند هر گونه كنترل متمركز بر روي رسانه از سوي گروههاي اجتماعي را از بين برده و دسترسي عادلانه و موثر بر رسانه را تضمين نمايد.

در ادبيات سياسي مطبوعات را ركن چهارم دمكراسي لقب داده‌اند، و تحقق دمكراسي در كشورها را بدون وجود «آزادي مطبوعات» امري ممتنع دانسته اند. ما در هشت سال دوره اصلاحات چهار فصل مطبوعات را تجربه كرديم: بهار مطبوعات در سالهاي 76 الي 77، تابستان در سال 77، پاييز در سالهاي 79 الي 82 و زمستان از سال 83 تاكنون. با گذر زمان سردي زمستان مطبوعات به گوشت و استخوان روزنامه نگاران نفوذ كرده و مي‌رود كه ديگر رمقي از آنان براي ادامه كارشان باقي نگذارد. مطبوعات، و به ويژه روزنامه ها(كه غالبشان با بودجه حكومتي اداره مي‌شوند) از بحث و طرح مسائل اصلي جامعه عاجزند و يا فرار مي‌كنند و صفحات خود را با اخبار و مطالبي پر مي‌كنند كه دردسرساز نباشد و رفع تكليف كرده باشند!

داستان مطبوعات و روزنامه نگاري در ايران داستان غريبي است. از روزگار زاده شدن تا امروز دو واژه مطبوعات و روزنامه نگار با توقيف و زندان قرين و همنشين بوده اند، و عليرغم همه تحولات و جابجايي ها در عرصه قدرت و سياست ايران اين دو قرابت و همنشيني خود را حفظ كرده اند! و معلوم نيست كه كي از هم جدا خواهند شد؟

آزادی رسانه و مطبوعات همانند یک ضمانت نامه از جانب دولت‌ها به رسانه‌های عمومی , در مقابل مواجهه با روند‌های محدود کنندهٔ ابراز نظر در جوامع , می‌باشد که حقوق قانونی رسانه‌ها و همچنین مراجع رفع اختلاف بین رسانه‌ها و شاکیان را مشخص می‌کند. این حقوق در بسیاری از کشورها به صورت قانونی و در چهارچوب قوانین اساسی آن کشور تعبیه شده‌است تا از آزادی مطبوعات حمایت به عمل بیاید.

در رابطه با اطلاعات دولتی , هر کدام از دولت‌ها خود تصمیم می‌گیرند کدام منابع و مواد اطلاعاتی عمومی و یا حفاظت شده می‌باشند و نباید از جهت حساسیت عمومی و یا طبقه بندی شدگی , افشا گردد. بسیاری از دولت‌ها سعی در تسلط یافتن بر قوانین مهم و یا آزادی تبادل اطلاعات قانونی که برای تعریف حدود و ثقور علاقهٔ بین المللی کاربرد دارند , هستند تا از این طریق دید جهانی را منحرف کنند.

 

ادامه نوشته

شناخت احزاب سياسي (قسمت اول )


مقدمه:

بدون ترديد بحث و بررسي پيرامون "احزاب سياسي" و علي الخصوص "كالبدشكافي" آنها در ابعاد گوناگون اجتماعي، سياسي و تشكيلاتي كاري بس دشوار بوده و يقيناً ارائه آن در صفحات محدود اين تحقيق ميسر نمي باشد و اگر بپذيريم كه اين بحث در ابعاد نظري و عملي خود نيز در جامعه سياسي كشورمان مهجور واقع شده و كمتر به آن پرداخته شده است، اين دشواري ملموس تر مي گردد.

در واقع اگر در يكصد سال اخير و از نهضت مشروطه بدين سو، "احزاب" به عناوين و شكلهاي مختلف فعاليت كرده و در جامعه ايران حضور داشتند، اما هيچكدام فرجام خوش نداشته و نتوانسته اند در شكل و شمايل يك حزب واقعي و با تعاريف مرسوم علمي، ادامه راه دهند. بطور خلاصه مي توان گفت "احزاب سياسي" به غير از مقاطع اندكي در متن جامعه حضور نداشته و تنها در سطوح خاصي از اقشار روشنفكري، دانشگاهي و متوسط جامعه مطرح بودند.

شناخت  جريانهاي سياسي ايران بدون توجه به پيشينه هاي آنها امكانپذير نيست. وقتي هم كه از پيشينه اين جريان ها سخن به ميان مي آيد مقصود آن نيست كه از ابتداي شكل گيري جريانهاي سياسي يك تقسيم بندي ثابت براي آنها وجود داشته است.

بدين ترتيب مي توان  با تعيين چند دوره در تاريخ معاصر ايران، جريان هاي سياسي موجود در هر يك از آنها را در بخش موضوع جريان شناسي در سه دوره شامل از مشروطه تا شهريور 20، از شهريور 20 تا رحلت آيت ا... بروجردي و از آغاز نهضت حضرت امام خميني(ره) تا پيروزي انقلاب اسلامي گروه ها و جريانات سياسي را مورد بررسي قرار دهيم.

به هر حال حقير با بضاعت اندك و فرصت بسيار كوتاهي كه پيدا كردم سعي نمودم بخشي از احزاب و گروه هاي سياسي را با اشاره به پيشينه، مواضع و عملكردشان با بيان كاركردها و رفتارهاي سياسي آنهم بطور اختصار به رشته تحرير بياورم، اميد است كه مورد بهره برداري واقع گردد.

ادامه نوشته