سالها پيش وقتي اولين ماشين دودي وارد ايران شد و تو خيابانهاي تهران شروع به حركت كرد هيچ كس به فكرشم خطور نمي كرد كه يك روزي از شدت دود همين ماشين دودي ها آدمهاي پايتخت نشين به سطوح بيان و با معظلي به نام آلودگي و ترافيك مواجه بشن .
حتي يك لحظه هم پيش نيومد كه يكي بگه 50 سال ديگه تو تهران بايد براي راه رفتن ماشينها هم قانون وضع كرد ساعت گذاشت و به آدم ها هم ياد داد تو خيابانها چطوري راه بروند و حتي اگه تصادف كنند خودشون مقصرند نه خودروها .
اون موقع ها اولش باترس و لرز و بعدش باكلاس و پرستيژ و پول باعث شد كم كم وابسته به ماشين دودي ها بشن و بعدم شد عادت و يك منبع در آمد و با طولاني شدن راهها و مدرنيزه شدن كشور و رشد شهر نشيني، وسيله نقليه عمومي و بعد هم خصوصي و نهايتا شخصي شد .
مي خوانيم از ويكي پديا (ماشین دودی - ماشین دودی تهران.
ماشین دودی نامی بود که در تهران قدیم به اولین خط آهن ایران که میان تهران و شهر ری کشیده شده بود داده بودند. علت این نامگذاری بخاری بود که از دودکش قطار آن خارج میشد.
این راه آهن در سال ۱۲۶۱خ/۱۸۸۳ میلادی شاخته شده بود و امتیاز آن را یک نفر مهندس فرانسوی به نام مسیو بواتال به نمایندگی یک شرکت بلژیکی از ناصرالدین شاه گرفت. ماشین دودی را میتوان در اصل نخستین خط تراموای تهران دانست.
ماشین دودی دو ایستگاه داشت. نقطه آغاز این خط نزدیک خیابان دروازه خراسان (میدان قیام و پارک کوثر فعلی) و نقطه پایانی جلوی در شاه عبدالعظیم در شهر ری بود. مردم به ایستگاههای ماشین دودی «گار» میگفتند که واژه فرانسوی برای ایستگاه است.
در آغاز هر بار به هنگام راه افتاده قطار، بچهها سنگ و خس و خاشاک زیادی به ماشین دودی میزدند. این وسیله جدید مورد پذیرش مردم تهران واقع نشد در مدت کوتاهی با ورشکست شدن این شرکت بلژیکی، تراموا در تهران به بایگانی تاریخ سپرده شد. این راه آهن در سالهای دهه ۱۳۳۰خ تعطیل گردید.
در حال حاضر نمونهای از ماشین دودی سابق، برای بازدید در محوطه متروی شهر ری قرار داده شده است.)

اما مردم از اين ماشين دودي خيلي خوششون نيومد و ترجيح دادن ماشين هاي دود زاي عمومي به ماشين هاي دود زاي مستقل تبديل بشه اين شد كه اتومبيل وارد ايران شد
مي خوانيم از سايت آفتاب (تاریخچه اتومبیل در ایران - ماجرای اتومبیل در ایران از آنجا آغاز شد كه مظفرالدین شاه در سفر خود به اروپا و با مشاهده اتومبیل و مزایای آن به سعد الدوله وزیر مختار ایران در بلژیك دستور داد كه اتومبیلی برای وی خریداری كند و با راننده مخصوص به ایران بفرستد این ماشین و راننده در سال ۱۲۷۸ خورشیدی وارد شد بعد از مدتی به علت نا آشنایی راننده با راه های ایران و نا مناسب بودن راهها با كوه برخورد میكند ، اولین حادثه رانندگی در تاریخ ایران ثبت میشود .برخلاف خودروهای امروزی سوخت اتومبیلهای اولیه از نفت بود در ابتدا به علت نبود راه های مناسب و سوخت (كه از روسیه وارد می شد) استقبال چندانی از این وسیله نشد ولی با گذشت زمان ورود خودرو به كشور سرعت بیشتری یافت، به طوری كه در سال ۱۳۰۵ تعداد اتومبیل های ایران به ۶۰۸ دستگاه رسیده بود كه در بین آنها سی و شش دستگاه مربوط به سفارتخانه ها بودند. )
اما رشد اين غولهاي كوچك آهني ادامه پيدا كرد تا امروز كه ديگه حتي خيابانهاي تهران كه هيچ حتي داخل شهرهاي كوچك هم جايي براي حركتشون باقي نمونده و به زحمت خودشون رو جابجا مي كنند .
اما قصه ما اين نيست ، بلكه يك غصه بزرگه . هميشه از بزرگتر ها تو شلوغي ها و جاهايي كه اعصابشون از شلوغي و ترافيك خورده و يا گاهي تو جلسات فاميلي بحث هاي داغ پيش مي ياد مي شنويم اين جمله رو " اينا ماشين رو آوردن ولي فرهنگش رو نيارودن " خوب حتما شما هم زياد شنيدين شما هم خوب در پاسخ به تحليل هاي مفصلي دست زديد . يا شايد انديشمندانه بهش انديشيده باشيد كه چرا ؟ و اصلا اين فرهنگ رانندگي و يا اتومبيل چي بوده كه نياوردنش و چطوري بايد مي آوردن ؟
اينا رو گفتم كه ذهنتون آماده بشه براي مطلب ديگه كه ميخوام بگم يك وسيله جديد كه چند سالي وارد ايران و باز اول وارد تهران شده و بازم يادشون رفته فرهنگشون رو بيارن وبازم قراره 50 سال ديگه بچه هاي ما بشينن ..... بدن كه خدا ............ كه مترو آوردن ولي يادشون رفت فرهنگش رو بيارن .

فكر كنم مطلب معلوم شد.
سالهاست تهران از شلوغي مي ناله ، از آلودگي هوا از ترافيك و مسئولين زحمت كشيدن خطوط زيادي براي قطارهاي برقي (مترو) احداث كردن ولي باز مسئولين فرهنگي كشور يادشون رفت فرهنگ سازي كنند .
نمي دونم اونا چرا عبرت نگرفتن از اين تاريخ به اين واضحي مگه نديدن اتومبيل بدون فرهنگ چي به سر مردم آورد كه حالا قطار برقي آوردن بدون فرهنگ .
كي ميخوايم ما ياد بگيرم يك پروژه يا يك برنامه را به صورت هماهنگ پيش ببريم . فكرش رو بكنيد يك پاتون جلو بره و يكي بگه من نميام اون موقع چي به سرتون مياد . خيلي دوست دارم بدونم اين مدينه فاضله ايراني مغزش كيه و اين فرمانها چطوري صادر ميشه كه اينقدر دقيق پيش ميره . همه كارها همينطور ناهماهنگ هست .اين يكي اش رو من گفتم بقيش رو شما بگيد .
مي خوانيم از سايت كارمند نيوز (آداب مترو سواری!
1- به زن حامله ای که در مقابل شما ایستاده است و انتظار دارد شما جایتان را به او بدهید، بگویید که بهتر بود با آژانس می رفت تا مجبور نباشد بایستد.
2- وقتی واگن مملو از جمعیت است طوری از واگن مترو پیاده شوید که همه آدم های توی واگن بدرقه تان کنند.
3- اصلا نگران له شدن و خاکی شدن کفش دیگران نباشید، کف کفش شماست که حیف است خاکی شود.
4- وقتی پایتان می خارد، حتما آن را بخارانید. حتی اگر از آخرین باری که آنها را شسته اید 43 روز و 13 ساعت و 20 دقیقه گذشته باشد.
5- در حالی که از تمامی کسانی که در حال بالا رفتن با پله برقی هستند، عذرخواهی می کنید، به طرف پایین بدوید.
6- ورزش در هر جایی عامل سلامتی است. میله های مترو دم دست ترین بارفیکس ها هستند.
7- هر وقت از آهنگ گوشی کسی خوشتان آمد بخواهید همان لحظه برایتان بلوتوث کند.
8- تا وقتی که مترو هست چرا یخچال ساید بای ساید تان را با وانت حمل و نقل می کنید؟
9- برای اینکه محیط خوشبو و مطبوعی برای مسافران فراهم کنید سعی کنید شیشه ادکلن را روی خودتان خالی کنید.
10- هر بار که سوار مترو شدید آن دگمه قرمز را بزنید و حکایت علی بابا و چهل دزد بغداد را تعریف کنید. )
اما مشكل مترو چيست و كار فرهنگيش چيه كه من مجبور شدم اين مطلب رو بنويسم ؟
مدتهاست از مترو مجبورم براي رفتن به دانشگاه استفاده كنم ولي براي جاي تعجب كه واگنهاي قطار هيچ شباهتي به اون چيزي كه بايد داشته باشه نداره . وجود فروشنده هاي دوره گردي كه خودشون رو با هزار مدل زيور الات و بدليجات تزئين كردن و يا آرايشهاي آنچناني كردن، تا آدمهايي كه با لباسهاي كثيف و مندرس دل آدم رو به رحم ميارن براي اينكه ازشون خريد كنيم و يا دختر بچه ها و پسر بچه هايي كه فكر كنم بعد از شغل گذايي به شغل پر درآمد فروشندگي و دوره گردي در مترو روي آوردن و احتمال ميره كه توسط باندهايي هم هدايت بشن كه قاچاق كالا انجام ميدن محيط و فضاي واگنهاي مترو مخصوصا تو قسمت خانمها رو ديدني كرده .
شايد بعضي ها از اين موضوع راضي و خشنود باشند كه خوب ما كه وقت نداريم بريم خريد اينطوري تو رفت و آمد از شير مرغ تا جون آدميزاد رو ميشه تو مترو خريد ، پس خيلي هم خوشحالند كه تو زمان صرفه جويي كردند ولي اين گروه چند درصد از افراد را تشكيل ميدهند و آيا لزوما وسايلي كه ميخرند مورد نيازشون بوده يا فقط بخاطر اينكه چشمشون ديده دلشون خواسته هوس خريد كردند.
اگه از يك زاويه ديگه اين موضوع رو مورد بررسي قرار بديم نقش منفي اين افراد به وضوح ديده ميشه از جمله اينكه رواج شغلهاي كاذب واون هم براي خانمها كه باعث پايين آمدن شان و منزلت يك زن مسلمان هست كه در يك كشور اسلامي به چشم مي خورد . انجام اين كار توسط خانمها باعث بيكاري بيشتر آقايون و يا تنبلي ايشان و نهايتا خانه نشيني ايشان شده و بار زندگي به طور كامل بر دوش زنان خواهد افتاد .
نكته منفي بعدي اين مسئله رواج اين فرهنگ غلط و استفاده نادرست از وسايل نقليه عمومي و بيت المال و بهم ريختن آرامش و آسايش مسافرين است . در اكثر ساعات قطارها داراي ازدحام و شلوغي مي باشد وجود اين افراد با اين همه وسيله و با حركتهايي و جابجايي هايي كه انجام مي دهند و فريادهايي گوش خراشي كه براي فروش اجناس سر مي دهند همه باعث آزار روحي و رواني مسافران و حتي صدمه جسمي نيز مي باشد . كه هيچ كس پاسخ گويي اين وضع نيست و اگر كسي اعتراض كند محكوم به سنگ دل بودن مي شود و همه فقط تحمل مي كنند و دم نمي زنند و غافل از ضرر هاي اين وضع نابسامان هستند .
نكته منفي بعدي ترويج فرهنگ بي بندو باري است ، در كشوري كه قانون حجاب و مبارزه با آن تصويب شده و قراربر اجراي آن بواسطه فرهنگ سازي گذاشته شده است ، پس از كجا بايد شروع كرد كدام نقطه نقطه شروع خواهد بود . آيا قطارهاي برقي مكاني براي شروع نمي تواند باشد وجود خانمهايي با آرايشهاي وحشتناك و با انواع بدليجات تزئين شده و اقدام به فروش در واگنها ي قطار چه فرهنگي را ترويج مي دهد جز بي حيايي ، يقينا اين رفتارها ارتباطي با فرهنگ عترت و عفاف نخواهد داشت.
نكته منفي بعد لزوم بالا بردن فرهنگ كتابخواني در جامعه است كه در تمام ايستگاههاي مترو غرفه هايي با اين مضمون ديده مي شود و يا كتابهايي و يا روزنامه فروشي هايي وجود دارد و يا در برنامه هايي اين فرهنگ ترويج مي شود ولي آيا شما فكر مي كنيد در واگنهايي كه اين همه ازدحام وشلوغي وجود دارد حتي خواندن يك خط كتاب ممكن است و حداقل يك ساعت از وقت مفيدت روبايد صرف گوش كردن به صدهاي گوش خراش و اعصاب خورد كن فروشندگان دوره گرد كني . پس عملا ما كار فرهنگي بي اثر انجام داديم و هزينه بي خودي صرف تاسيس اين غرفه هاي در ايستگاه ها صرف كرده ايم.
نكته منفي بعد از لحاظ اقتصادي ضربه و لطمه جبران ناپذيري به اقتصاد اقشار متوسط جامعه وارد مي كند . فروش اين اجناس باعث خواهد شد كه افراد كمتر به فروشگاه ها براي خريد مراجعه كنند و عملا ركود در بازار بوجود آيد و اجناسي كه به صورت قاچاق از بانه و قشم يا قسمتهاي مرزي ديگر كشور با قيمت اندك وارد مي شود توسط اين دست فروشان به فروش برسد وعملا مغازه داران كه موظف به پرداخت ماليات و عوارض مختلف هستند به مرور زمان دچار بحران اقتصادي شوند و بجاي فروشندگي به مسافر كشي و شغلهاي كاذب دوم و سوم مراجعه كنند و خوب باز پاي خانمهايي به بازار باز مي شود ه بايد شغل فروشندگي را در مغازه ها بجاي اين آقايون انجام دهند و همه اين موارد باعث يك آشفتگي و عدم نظم در جامعه و قرار نگرفتن افراد در پست و مقام و نقشهاي اجتماعي خود خواهد شد.
خوب فكر كنم منفي بافي كافي باشد ولي فقط يك سوال من اين مطلب رو به 5 تا روز نامه ارسال كردم يكي از اونها كه كارمند نيوز باشه جواب داد و اون مطلب مسخره يعني آداب مترو سواري را در پاسخ به اعتراض من نشر داد . حالا سوال من ، يعني مسئولين ما اين نكات منفي رو نمي بينند يا نمي خواهند از تاريخ عبرت بگيرند يا شايدم يك سياست پشت اين مسئله است كه افكار من و شما رو پرت كنند و از فكر كردن درست در مورد دور اطرافمون غافل بشيم تا نفهميم چي داره به سر جامعه و اسلام مياد.
من كه نااميد شدم از اينكه كسي بتونه كاري كنه براي اين مشكل ولي شمايي كه مطلب رو خوندي بهش فكر كن و عميق بينديش . ممنون از حوصله و وقتي كه گذاشتي براي خوندن اين مطلب طولاني اميدوارم بتونم دينم رو ادا كنم نسبت به جامعه و مردم و وطنم و شهدا و امام والسلام .
اقدامات سازمان مترو كشور (فعالیت باندهای دستفروشی در مترو تهران
۲۹ تير ۱۳۸۹
مدیرعامل قطارهای شهری تهران از فعالیت باندهای سازمان یافته دستفروشی در مترو خبر داد و افزود: متروی تهران با ارسال نامه ای به قوه قضائیه در خواست کرده به انتظامات مترو اجازه ضبط اموال دستفروشان داده شود.
به گزارش مهر، محسن هاشمی از وجود باندهای سازمان یافته دست فروشی در ایستگاههای مترو تهران خبر داد و افزود: بر اساس گزارشهای رسیده ایستگاههای مترو تهران هر کدام توسط یکی از گروههای دستفروشی پایتخت تحت پوشش قرار گرفته است در حالی که شرکت مترو نیز به دلیل نداشتن اختیار قانونی و قضائی حق برخورد با دستفروشان را ندارد.
وی افزود: هر چند که آمار متکدیان مترو کاهش یافته است ولی روزانه صدها مسافر از طریق سایت اطلاع رسانی مترو تهران، پیامک و مراجعه حضوری از وضعیت نامناسب دستفروشان در واگنهای مترو و این پدیده زشت اجتماعی گلایه می کنند.
مدیرعامل مترو تهران با بیان اینکه حضور صدها دستفروش دوره گرد در ایستگاهها و واگنهای مترو تهران به یک چالش بزرگ برای قطار شهری پایتخت تبدیل شده است گفت: متروی تهران با ارسال نامه ای به قوه قضائیه از دستگاه قضا درخواست کرده تا به انتظامات مترو اجازه دهند با دستفروشان برخورد و اجناس آنها را پس از صورتجلسه ضبط و به نهادهای مسئول تحویل دهند ولی متاسفانه هنوز پاسخی از قوه قضائیه دریافت نکرده ایم.
هاشمی افزود: چندین بار نیروهای انتظامات مترو قصد متفرق کردن دستفروشان را داشته اند که آنان با فریاد و ایجاد سر و صدا موجب سلب آرامش مسافران شده و همچنان به کار خود ادامه داده اند. )